انتخابهای احساسی | چرا در عشق اشتباه می کنیم؟!

انتخابهای احساسی

آیا با خود اندیشیده اید که به رابطه با کسانی ادامه داده اید که می دانستید برایتان مناسب نیستند و براساس انتخابهای احساسی وارد رابطه شده اید؟

چرا همیشه به نوع خاصی از افراد، علاقمند می شوید؟ چرا این افراد ویژگی هایی دارند که شما نمی پسندید؟

پاسخ این سوالات در فهم دلایل انتخابهای احساسی شماست. همان طور که در مقاله قبلی گفتم، افرادی که انتخاب می کنید، هرگز نه از روی تصادف و نه به دلیل بدشانسی، بلکه به جهت برنامه ریزی احساسی شما می باشند.

” برنامه ریزی احساسی ” مجموعه ای از تصمیمات و باورهایی است که در کودکی درباره ی خود، دیگران و دنیای اطرافتان به طور کلی دست پیدا کرده اید.

هر روز شما در زندگی زیسته ی خود تجربیاتی را کسب می کنید، و همین تجربیات سبب می شوند که تصمیماتی را درباره ی خود، دیگران و زندگی تان بگیرید. درست مانند کامپیوتر که با اطلاعاتی پایه ای برنامه ریزی می شود، ذهن ما نیز با باورهایمان برنامه ریزی می شود. این برنامه ریزی تعیین می کند که باقی عمرمان را چگونه بیاندیشیم و چگونه رفتار کنیم.

به عبارت دیگر، تجارب زندگی هر فردی سبب می شود تصمیمات منحصر به فردی درباره ی خود بگیرید؛ مجموعه ای از این تصمیمات، برنامه ریزی احساسی فرد به حساب می آید که به نوبه خود، انتخابهای احساسی  وی را در بزرگسالی رقم می زند.

تجربه های زندگی  ——>    تصمیمات   ——>    برنامه ریزی احساسی   ——>   انتخابهای احساسی

مسئله ای که باید به آن توجه کرد این است که قسمت اعظم این برنامه ریزی احساسی که سبب می شود دست به انتخابهای احساسی بزنیم، در دوران کودکی شکل می گیرد.روانشناسان سایکوآنالیز معتقدند که هر انسانی در هر مرحله از زندگی خویش درصدی از برنامه ریزی احساسی در او شکل می گیرد :

  • از زمان تولد تا سن پنج سالگی 50 %
  • بین پنج تا هشت سالگی 30 %

این به آن معناست که هر فردی از لحاظ روانی تا سن هشت سالگی، تقریباً 80 % برنامه ریزی احساسی در ذهن فرد پایه ریزی می شود. در حقیقت 80 % از تصمیم گیری های ما برای انتخابهای احساسی مان در باره ی خود و دیگران، قبل تر اتفاق می افتد.

  • بین هشت تا هیجده سالگی  15 % دیگر از برنامه ریزی احساسی ما شکل می گیرد.

بنابراین وقتی هیجده ساله می شویم، 95 % ذهن ما بر اساس باورهای تجربه شده ما برنامه ریزی می شود. تنها 5 % باقی می ماند که به نظر رقم قابل ملاحظه ای نمی آید، اما همین 5 % عامل اصلی و کمک کننده برای تغییر دادن روش تصمیم گیری ها و انتخابهای احساسی ما است و این امیدوار کنند است که می توانیم با استفاده از  همین 5 % ، 95 % دیگر را دریابیم و تغییر دهیم.

کشف تصمیمات و انتخابهای احساسی در باره ی عشق:

گام بعدی، شناخت و درک برنامه ریزی احساسی است. برای همین تمرینی را از کتاب   ” آیا تو نیمه گمشده ام هستی؟ ” اثر ” باربارا دی آنجلیس ” برای شما بازگو می کنم که بسیار کمک کننده در شناخت این مسئله است.

مرحله اول:

فهرستی از دردناکترین وقایع و تجربیاتی که از دوران کودکی تا زمانی که خانه پدر و مادری را ترک کنید داشتید را تهیه کنید. مثال:

  • پدر و مادرم از یکدیگر جدا شده بودند.
  • مادر و پدرم همیشه با هم دعوا داشتند.
  • پدر خیلی دیر به خانه می آمد و همیشه به مادرم خیانت می کرد.
  • تعداد خواهر و برادرهای من زیاد بود و برای همین وقت و پول کافی برای گردش و تفریح نداشتیم.
  • خواهر کوچکترم متولد شد و مرا نادیده گرفتند.
  • دیدم پدرم، برادرم را زد.
  • …..

مرحله دوم:

با دقت به چیزهایی که در فهرست تان نوشته اید فکر کنید و از خود بپرسید: ” بعد از تجربه کردن وقایع بالا، چه تصمیماتی راجع به خود، دیگران و یا زندگی ام گرفتم؟ ” سپس آن تصمیم را رو به روی خاطره ی مربوطه بنویسید. برای این تکلیف به خود کافی بدهید و تعجیل در انجام آن نکنید. اگر درباره ی یک موضوع چیزی به نظرتان نمی رسد، به سراغ بقیه موارد بروید و بعداً به آن مورد بپردازید. اگر بسیاری از تصمیمات تان شبیه به هم به نظر می آیند، تعجب نکنید. مثال:

موقعیت یا حادثه                                                                             تصمیم

پدر و مادرم از هم جدا شده بودند.                                     من به اندازه ی کافی دوست داشتنی نیستم.

مادر و پدرم همیشه دعوا داشتند.                                     من مجبورم که خوب باشم تا کسی را عصبانی نکنم.

پدر دیر به خانه می آمد و به مادرم خیانت می کرد.               مردها قابل اعتماد نیستند و زنها “پادری” هستند.

….

مرحله سوم:

پس از اینکه به تصمیماتی که به دنبال هر یک از تجارب و یا شرایط فوق گرفتید، فکر کردید، آن گاه انتخابهای احساسی خود که متأثر از برنامه ریزی احساسی تان را بنویسید. این مرحله مشکل ترین مرحله ی تمرین است و در عین حال مهم ترین آن است. این کار به شما کمک می کند تا وضوح بیشتری درباره ی انتخاب هایتان داشته باشید. به مثال ” شیرین ” در مقاله قبل اشاره می کنم.

فهرست برنامه ریزی احساسی ” شیرین “

موقعیت یا حادثه                                         تصمیم                                         انتخاب احساسی

پدر قول هایی می داد و                             کسانی که دوستشان                     مردهایی که آنها را بزرگ و گرامی

به آن ها عمل نمی کرد.                            دارم، مرا مأیوس می کنند.              بدارم و سپس آنها مرا مأیوس کنند.

مرتباً مرا منتظر می گذاشت                       نمی شود به مردها اعتماد کرد.        مردهایی که غیرمسئول هستند.

 

هرگز به من نگفتن که پدر و                      کسانی که دوستشان دارم                مردهایی که با خودشان و من صادق

مادرم با هم مشکل دارند.                         به من دروغ خواهند گفت،              نیستند.

هرگز تا لحظه ی آخر به نگفتن                 پس نمی توانم به آنها اعتماد

که قرار است از هم جدا شوند.                کنم.

 

نه مادر و نه پدرم راجع به جدایی             از اینکه احساساتم را با کسی در                   مردهایی که مشکل می توانند

و احساس غمی که بعد از جدایی            میان بگذارم، احساس امنیت نمیکنم.            احساساتشان را بیان کنند و از

دارند، صحبت نکردند، طوری رفتار         آنهایی که دوستشان دارم دوست                  احساساتی بودن متنفرند و از نگاه

کردند که انگار همه چیز خوبست.            ندارند،راجع به احساسات صحبت کنند.       به مشکلات امتناع می کنند.

 

به یاد داشته باشید وقتی از تصمیمات ناخودآگاه خود در رابطه با عشق آگاه می شوید، می توانید تصمیمات جدیدتر و سالم تری بگیرید.

 

 

نگارنده: زینب پندار، دانشجوی دکترای مشاوره تخصصی

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *