اهمال کاری | ارزیابی عوامل اهمال کاری بر اساس ویژگیهای فردی

اهمال کاری

درمان اهمال کاری می تواند سهل و آسان شود، اگر بتوانیم آن را ریشه یابی کنیم. به همین خاطر وقت آن رسیده است که به برخی ریشه‌ها و عوامل اساسی اهمال‌کاری توجه کنیم و راهی برای‌ درمان‌ آن بیابیم.


روان‌شناسان چند عامل مهم را برای این آسیب روانی ذکر کرده اند که می توانیم آن‌ها را‌ در‌ دو‌ دسته کلی، مورد بررسی قرار ‌دهیم:
1. گاهی اوقات نابهنجاری های ویژگی های شخصیتی فرد اهمال کار باعث بروز مشکلات و آسیب ها می شود؛ مانند: انتظار بیش از حد از خود، اعتماد به نفس پایین، پایین بودن آستانه تحمل، کمال گرایی بیمارگونه، کوته نگری، خود کم بینی، راحت طلبی و لذت جویی کوتاه مدت.
2. گاهی اوقات هم عدم ارتباط صحیح و سالم با دیگران و محیط اطراف مان باعث بروز مشکلات و آسیب هایی می شود که منجر به رخ دادن پدیده ی اهمال کاری می شود. مانند دیدگاه منفی به کار، عدم تسلط و مهارت در کار، نارضایتی از وضع موجود، نگرش خیالی و غیرواقع بینانه از دیگران، کینه و لجبازی با دیگران، برچسب زدن به دیگران، عدم حس مسئولیت نسبت به دیگران.

مواردی که تنها به شخص اهمال کار بستگی دارد:

1. احساس خود کم بینی:

این احساس‌ بر‌ اثر روبرو شدن با عوامل اجتماعی حاصل می‌شود:
• برخی از افراد نسبت به خود احساس خود کم بینی دارند؛ تصور می کنند کاری را که در حال انجام آن هستند، باید به نحواحسن صورت گیرد تا از همه بهتر و کامل تر باشد؛ به همین خاطر همیشه رفـتار آنها هـمراه بـا ترس‌، اضطراب‌ و تشویش‌ ناخواسته است.
• به طور طبیعی همه خـواهان جلب محبت دیگران هستند‌، ولی‌ اگر فردی نتواند به آن دست یابد، رنجیده خاطر شده و در نهایت نسبت به آنـان‌ خـصومت‌ مـی‌ورزد.
• هر انسانی دوست دارد بر نقاط ضعف شخصیتی خود غلبه کند، اما‌ درصد‌ کـمی از انـسان‌ها موفق به این امر می شوند؛ درنتیجه‌، دچار اضطراب و احساس نا امیدی می شوند. شاید بتوان گفت، بهترین روش درمانی بـرای رهـایی از ایـن حالت، این باشد که انسان کاری کند‌ که‌ به قلمرو حکومت خـداوندی وارد‌ شـود‌ تـا به‌ آرامش واقعی‌ دست یابد.

2. کوته نگری :

بـرخی از افراد توجهی به آینده نمی کند و صرفاً به زمان حال می پردازند. در حقیقت زمان کوتاهی از عمر‌ خویش‌ را‌ می‌بینند. انگار همه چیز امروز است و فـردایی‌ وجـود‌ ندارد‌؛ معتقد به این باور هستند که‌ ” دم‌ را غنیمت باید شمرد “. اما باید توجه کرد برنامه برای آینده نداشتن و تنها به امروز نـظرکردن، بـرنامه‌ریزی را به مخاطره می‌اندازد.

3. انتظار بیش از حد از خود:

اگر شما از خودتان انتظار بیش از حد را داشته باشید و خود را مجاب کنید که این رفتار را باید انجام دهم، بی شک نـمی‌توانید بـه موقع به قول خود عمل کـنید‌. تا به حال این ضرب المثل را شنیده اید ” کامل‌گراها، ستارگان را‌ هـدف‌ قـرار می‌دهند ولی جز هوا چیزی نـصیبشان نـمی‌شود “؛ درست است که دقت در انجام کار، برای خوب عمل کردن لازم است، اما تندروی در این خواسته نـوعی آرمـان گرایی است که منجر‌ به‌ شـکست مـی شود.
امام عـلی ( ع ) در این باره گفتاری را نقل می کنند که بیانگر همین واقـعیت است : « به راستی که زیان‌کارترین مردم در معامله و ناامیدترینشان در تلاش و کوشش کسی است که تن خـویش را در‌ راه به دست‌ آوردن آرزوهای خود فرسوده کـند.

4. پایین بودن آستانه تحمل:

هرگاه کودک از چیزی خوشش نیآید، از طریق جیغ کشیدن و فریاد زدن نارضایتی خود‌ را ابراز می‌ کند. به مرور زمان وقتی کودک بزرگتر می شود، بر اثر‌ تجارب زیست شده، قدرت‌ تحمل‌پذیری‌ خویش را افزایش می دهد. اما برخی از افراد در برابر ناملایمات شکیبا و صبورند و بعضی‌ها خیلی زود از کوره در می‌روند.
به اعتقاد روان شناسان میزان تحمل پذیری افراد به سرشت، خـُلق و خـوی، میزان تأثیر پذیری آن‌ها از محیط‌، ساختار فیزیولوژی و قدرت اراده آنان بستگی دارد. در واقع می توان گفت، کسانی‌ که به زندگی نگاه خوش‌بینانه تر دارند، ناملایمات زندگی را آسان‌ تر می گیرند و کار برای آنان رنج‌آور نخواهد بود.

5. کمال گرایی بیمارگونه:

گرچه به طور ذاتی در همه انسان‌ها کمال‌جویی نهفته شده است؛ و دقت و توجه برای درست عمل کردن لازم است، اما کمال‌گرایی بیمار‌گونه راه مناسبی برای افزایش کیفیت خوب عمل کردن، نیست؛ چـرا کـه همیشه برآیند وسواس‌ جز‌ اضـطراب و عـقب نشینی در انجام کار چیز دیگری نخواهد داشت.

6. راحت طلبی و لذت جویی:

اکثر اهمال‌کاری‌ ها ناشی از لذت‌ جویی آنی و بی‌ طاقتی در رسیدن‌ به‌ خوشی زودگذر است؛ برای مثال، دانش آموزی که به برنامه‌های جـدی درسـی خود بـی‌اعتناست و بیش‌تر وقت خود را، حتی‌ در‌ ایام‌ امتحانات به بازی، شب‌نشینی، تفریح و… می‌ گذراند و یا داوطلب دوره دکتری‌ که به بـهانه امتحانات سخت برای ورود به آن، از این فکر صرف‌نظر کرده و راه پیشرفت را بر‌ خـود‌ مـسدود‌ مـی‌کند…

 

 

نگارنده : زینب پندار، دانشجوی دکترای مشاوره تخصصی

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *