نحوه ی برخورد با کودکان اختلال نافرمانی مقابله ای

اختلال نافرمانی مقابله ای یک الگوی رفتاری مستمر از نافرمانی، پرخاشگری، و به چالش کشیدن (تحریک) والدین، معلمان و دیگر مسئولان است که فراتر از رفتار عادی در روانشناسی رشد کودکان است. اگر در کلینیک روان شناسی کودک در اتاق انتظار بنشینید، می بینید والدین مراجعه کننده معمولا صحبتشان را این گونه آغاز می کنند: ” کودکان این دوره و زمونه بد شده اند! تحمل نوجوانان امروزی صبر ایوب می خواهد! آن زمان که ما بچه بودیم… “. همچنین در میان این والدین، افراد مستاصلی را می یابید که خسته از مجادله و جر و بحث های بی پایان با کودک و یا نوجوان هستند و به دنبال راه حلی برای کنترل اوضاع نابسامان ارتباطی خود و فرزندانشان هستند.

فرزندانی که با کوچک ترین تلنگری از کوره در می روند، جر و بحث می کنند، از اصول یا درخواست های بزرگ ترها نافرمانی می کنند و از همه بدتر برای خطاها و اشتباه های خود، دیگران را سرزنش می کنند و گفت و گو را با ناسزا خاتمه می دهند. واقعیت این است که دفاع از امیال خود و مقابله با خواسته دیگران برای رشد طبیعی اهمیت اساسی دارد و همین رفتار مقابله ای در دو برهه از رشد؛ بین سنین 18 تا 24 ماهگی و دیگری ابتدای نوجوانی، برای برقراری خودمختاری و ایجاد هویت ضروری است و بیانگر تلاش فرد برای کسب استقلال است.

اما در صورتی که شدت این رفتارها بیش از حد باشد و باعث نارضایتی دائمی بزرگ ترها و تخریب عملکرد کودک شود، آنگاه اختلال نافرمانی مقابله ای یا همان ODD محسوب می شود. از والدین انتظار می رود که به جای انکار مشکل و سرپوش گذاشتن بر آن، در همان دوران کودکی این اختلال را از یک لجبازی ساده و طبیعی افتراق دهند تا از تبدیل شدن آن به مشکلات پیچیده تر و بروز حوادث غیرقابل جیران مانند اعتیاد و … جلوگیری شود.

اختلال نافرمانی مقابله ای چیست و در چه مواقعی باید به آن شک کرد؟

ODD به معنای اختلال دفاعی مقابله ای است و والدین باید نسبت به رفتار کودک یا نوجوانی که اغلب خشمگین و تحریک پذیر است، برای هر چیزی جر و بحث راه می اندازد، رفتار کینه توزانه و انتقام جویانه دارد، بیش از حد حساس و زودرنج است، فعالانه و عمداً از انجام درخواست های والدین سر باز می زند، باعث ناراحتی آنها می شود، در اشتباه ها و مشکلات خود، دیگران را مقصر می داند و آنها را سرزنش می کند، شک کنند.

زیرا این رفتارهای مقابله جویانه معمولا در برابر افراد بزرگسالی رخ می دهد که کودک یا نوجوان با آنها آشناست؛ مانند والدین و در مواردی نیز معلمان و اولیای مدرسه، گاهی هم این رفتارها فقط با والدین دیده می شود.در سایر موقعیت ها رفتار کودک یا نوجوان کاملاً موجه است، بنابراین ممکن است این کودکان در هنگام معاینه بالینی نشانه های اندکی بروز دهند یا اصلا علامتی نشان ندهند. پس دقت والدین و آگاهی آنها در تشخیص اهمیت بالایی دارد.

علائم اختلال نافرمانی مقابله ای:

مجموعه ای مستمر و مکرر از عصبانیت، خشم، تحریک پذیری، جرو بحث، چالش برانگیزی، نافرمانی، لجبازی، بی اعتنایی، یا کینه توزی و تلاش برای ناراحت کردن دیگران، که حداقل 6 ماه طول می کشد. و حداقل 4 معیار از 8 معیار زیر به هنگام تعامل با حداقل یک نفر ( آن حداقل ” یک نفر ” نباید برادر یا خواهر فرد باشد )، این موضوع را نشان می دهد.

  1. فرد معمولاً نمی تواند جلوی عصبانیت خود را بگیرد، یا خشم خود را کنترل کند.
  2. معمولاً زودرنج است و به آسانی ناراحت یا اعصابش خرد می شود.
  3. معمولاً عصبانی است یا اوقات تلخی می کند.
  4. معمولاً با مسئولان و بالا دستان ( در مورد کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال، معمولاً با بزرگسالان ) جر و بحث می کند.
  5. معمولاً فعالانه مخالفت می کند یا قبول نمی کند درخواست های مسئولان یا بالادست ها یا از قوانین اطاعت کند.
  6. معمولاً دیگران را عمداً ناراحت می کند.
  7. در مورد اشتباهات یا بدرفتاری های خود معمولاً دیگران را مقصر می داند.
  8. در شش ماه گذشته حداقل دو بار از سر کینه توزی یا بدجنسی خواسته است به دیگران آسیب برساند یا آنها را نارحت کند، یا عملاً این کار را کرده است.

علت شکل گیری اختلال نافرمانی مقابله ای:

آشکارترین و شدیدترین نمونه ی مخالفت ورزی نرمال در کودکان، بازه ی زمانی 18 تا 24 ماهگی به اوج خود می رسد، که آن را ” دو سالگی مخوف ” می نامند. این زمانی است که کودکان نوپا دائم ” نه ” می گویند و کارهای معکوس انجام می دهند تا خودمختاری در حال افزایش خود را نشان دهند.

بیماری زمانی شروع می شود که این مرحله ی رشدی به شیوه غیر عادی ادامه یابد، والدین واکنش بیش از حد نشان دهند، یا تعداد لج بازی ها بسیار بیشتر از رفتارهای لج بازانه ی اکثر کودکان همسن باشد. از بین معیارهایی که در اختلال نافرمانی مقابله ای ( ODD ) مشاهده می شوند، تحریک پذیری ظاهراً از همه بهتر می تواند ابتلای کودک به این اختلال را پیش بینی کند.

کودکان یک استعداد ذاتی برای داشتن اراده ی قوی، ترجیحات قوی، یا قاطعیت عظیم نشان می دهند. والدینی که روش های افراطی تری برای ابراز و به کرسی نشاندن اراده و خواست خود دارند و الگوی فرزندان واقع می شوند، ممکن است در ایجاد شدن کشمکش ها و مناقشات مزمن با فرزندان خود، که بعداً در مقابل سایر بزرگسالان و صاحبان قدرت تکرار خواهند شد، سهم دارند.

آنچه در ابتدا تلاشی بود از سوی کودک برای تثبیت خودمختاری، ممکن است به یک الگوی رفتاری شدت یافته تبدیل شود. رفتار گرایان مشاهده کرده اند که در کودکان، مخالفت ورزی و نافرمانی ممکن است یک رفتار تقویت شده و یاد گرفته شده باشد که از طریق آن کودک می خواهد بر صاحبان قدرت ( والدین، معلمان ) تسلط و کنترل یابد.

برای مثال، وقتی والدین از کودک می خواهند کاری را انجام دهد، کودک قشقرق راه می اندازد تا والدین از خواسته ی خود صرف نظر کنند. به این ترتیب، قشقرق راه انداختن به شدت تقویت می شود. علاوه بر آن، افزایش توجه والدین به کودک در طول قشقرق ها می تواند این رفتار را تقویت کند.

 

 

نگارنده : زینب پندار، دانشجوی دکترای مشاوره تخصصی

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *