تحلیل روانشناختی فیلم ملی و راه های نرفته اش

ملی و راه های نرفته اش

فیلم سینمایی « ملی و راه های نرفته اش» اثر تهمینه میلانی می باشد؛ یکی از معدود کارگردان هایی که در فیلم هایش به مسائل روانشناختی می پردازد و بسیاری از اختلال های روانی را در قالب شخصیت های فیلم هایش به نمایش می گذارد. با وجود اینکه انتقادات زیادی بر این کارگردان و آثارش وارد است از جمله اینکه آثار او ضد مرد است و یا اینکه در آثار خود سیاه نمایی می کند این اثر سرشار از نکات و هشدار های مهم روانشناسی است که هر بیننده ای را به فکر فرو می برد و دانستن آنها خالی از لطف نیست. از جمله شخصیت های این فیلم که هرکدام را می توان مورد تحلیل و بررسی قرار داد و یا خرده فرهنگ های غلط خانوادگی که فرزندان به سمت ازدواج های پرخطر سوق می دهد.

خلاصه داستان فیلم:

ملی و راه های نرفته اش یک فیلم 105 دقیقه ای است که در سال 1396 به اکران درآمد. داستان فیلم از این قرار است که ملیحه یک دختر جوان از خانواده ای سنتی است که محدودیت های بسیار و حق انتخاب اندکی دارد؛ سیامک برادر دوست ملیحه نسبت به او ابراز علاقه می کند و ملیحه برای رهایی از محدودیت های خانوادگی و دلبستگی کودکانه به سیامک با او ازدواج می کند.

اما از همان ابتدا روی دیگر سیامک در داستان به نمایش گذاشته می شود که نشان می دهد سیامک مردی شکاک و بد اخلاق است که رفتارهای خشونت آمیزی با همسرش دارد. ملیحه تحمل می کند تا جایی که به امید بهتر شدن رفتار همسرش باردار می شود اما در جریان یکی از دعواهای خانوادگی که طبق معمول با کتک زدن ملیحه به اتمام می رسد آنها کودکی که هنوز متولد نشده بود را از دست می دهند. و همین اتفاق صبر ملیحه را لبریز می کند تا از همسرش جدا شود اما خانواده از او هیچ حمایتی نمی کنند.

در این میان ملیحه با یک مشاور به صورت تلفنی در ارتباط است تا از راهنمایی های او استفاده کند. اما از آنجایی که داستان قرار است پایان تلخی داشته باشد راهنمایی های مشاور اثرگذار نیست و در انتهای فیلم قربانی که ملیحه است تبدیل به قاتل همسر خود می شود. در واقع به شکل غم انگیزی قربانی خشونت های همسر خود می شود.در واقع این فیلم زندگی یک زن قربانی خشونت های خانگی است.

تحلیل روانشناختی شخصیت های فیلم:

  • ملیحه:

ملیحه در یک خانواده سنتی که محدودیت های زیادی برای دختر قائل می شوند و انتخاب های اندکی برای ابراز وجود و حضور در جامعه دارند رشد کرده است که باعث شده است تبدیل به دختری چشم و گوش بسته، بدون اعتماد به نفس و دارای کمبود محبت از طرف پدر و برادر شود. نداشتن مهارت های گوناگون و ناآگاهی ملیحه او را به سمت ازدواج با سیامک سوق می دهد.

  • سیامک:

با توجه به ویژگی های شخصیتی که از سیامک به نمایش گذاشته می شود او دچار اختلال شخصیت پارانوئید است و علائم این اختلال را از خود نشان میدهد. او به همسر خود و تمام مردهایی که در ارتباط با همسرش هستند مشکوک است حتی محارم، مانند دایی همسرش و مدام همسرش را از ارتباط با آنها منع می کند، نسبت به رفتار و رفت و آمدهای همسرش مشکوک است و به او اعتماد ندارد و مدام فکر می کند که ممکن است درحال خیانت کردن به او باشد و همه این افکار باعث می شود که تمام رفتارها و جنبه های خصوصی زندگی همسرش را کنترل کند مانند موبایل، کیف و کمد و کشو لباس ها.

افراد مبتلا به اختلال پارانوئید نیز همیشه نسبت به دیگران شکاک هستند و به آنها اعتماد ندارند، آنها رفتار ها و حرف های دیگران را بدخواهانه تلقی می کنند، ناگهان از دست دیگران عصبانی می شوند و نسبت به آنها پرخاش می کنند. بحث، جدل، رفتار هایی که باعث مشکوک شدن آنها شود باعث تشدید حالات روانی آنها خواهد شد، دقیقا مانند واکنش هایی که ملیحه نسبت به رفتار سیامک داشت. نبود راهنمایی های یک مشاور یکی از نقاط ضعف و نقد های این فیلم است که می توانست به پایان دلچسب تری بی انجامد. و ملیحه می توانست با راهنمایی یک مشاور نحوه واکنش صحیح نسبت به رفتارهای همسرش را یاد بگیرد..

شخصیت های فرعی داستان:

شخصیت های فرعی این فیلم نیز دارای ابعاد روانشناختی عمیقی هستند. مثلاً پدر و مادر سیامک که نشان می دهد او در یک خانواده آشفته و بیمار رشد کرده و دقیقا همان رفتارهایی را دارد که پدرش نسبت به مادرش داشته است. درواقع پدر او هم به نوعی به پارانوئید مبتلا بوده است و مادرش به دلیل حقارتهایی که در خانه تحمل کرده خشم خود را نسبت به عروسش نشان می دهد و فکر می کند که او هم باید به سرانجام خودش گرفتار شود. در واقع این فیلم خواست نشان بدهد که افراد دارای اختلال های شخصیت معمولا در خانواده های آشفته رشد کرده اند، خانواده هایی که حداقل یکی از اعضای آن دچار اختلال است.

خواهر شوهر ملیحه نیز وارد یک رابطه فرازناشویی شده است که در آخر به شدت برای ملیحه آسیب زا می شود و به آشفتگی زندگی زناشویی او دامن می زند. در واقع خواهر شوهر ملیح نیز برای فرار کردن از خانواده تن به ازدواجی عجولانه می دهد و در آخر نیز به این نتیجه می رسد که همسرش آن کسی که او می پنداشته نیست و وارد روابط فرا زناشویی می شود. کارگردان در این قسمت نشان می دهد که خیانت های زناشویی نیز در خانواده های آشفته به چشم می خورد.در این قسمت کمک گرفتن از یک مشاور می توانست به ملیحه در کترل ارتباطش با خواهر شوهرش که در واقع تنها دوست صمیمی ملیحه بود کمک کند.

خانواده خود ملیحه نیز هیچ حمایتی ار وی نکرده و در واقع این فرهنگ نادرست را داشتند که دخترشان هیچ وقت نباید طلاق گرفته و به خانه پدر برگردد و همین رفتار باعث شد سیامک از سوء استفاده کند و فشار بیشتری به همسرش بیاورد و ملیحه به شدت احساس بی پناهی کند.

نقد روانشناختی فیلم:

در کنار اینکه این فیلم به زیبایی سه آسیب عمده جامعه را به تصویر کشیده بود یعنی افراد مبتلا به اختلال پارانوئید، خشونت علیه زنان و خیانت های زناشویی و یا همان روابط فرازناشویی و به طور کلی راه هایی که ملی می توانست برود و نرفت اما نبود یک مشاور و آموزش های مشاوره ای یکی از نقاط ضعف اصلی این فیلم بود. درست است که جامعه باید از وجود این نوع آسیب ها آگاه شود اما جامعه باید این را نیز بداند که می تواند در چنین شرایطی از کمک های مشاوره ای استفاده کند و خود را نجات دهد. در واقع افراد درک می کردند که یک فرد مبتلا به اختلال نیز می تواند با کمک گرفتن از یک مشاور در مسیر درمان قرار بگیرد. مرکز مشاوره فراز آماده ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره برای تمام مشکلاتی است که در این فیلم به تصویر کشیده شد: درمان اختلال پارانویا، مشاوره در زمینه خشونت های خانگی، مشاوره در زمینه خیانت های زناشویی، مشاوره پیش ازدواج که بسیار می توانست در این داستان راهگشا باشد و از همه مهم مشاوره خانواده که خلاء اصلی این فیلم به شمار می رفت.

 

 

 

نگارنده: آمنه کشاورز، کارشناس ارشد مشاوره

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *