هدف گذاری | تأثیر فرایند هدف گذاری بر موفقیت

فرایند هدف گذاری

مهارت هدف گذاری یک مهارت اصلی و تعیین کننده برای رسیدن به موفقیت است. وقتی هدف گذاری می کنیم ذهن ما به طور مثبتی به کار می افتد و تمام تمرکز و خلاقیت و انرژی ما برای رسیدن به آن هدف بسیج می شود. هدف باعث می شود که افراد در زندگی انگیزه داشته باشند؛ انگیزه ای که از درون فرد سرچشمه می گیرد و رویداد های بیرونی به سختی می توانند آن را تحت تأثیر قرار دهند و در مقابل اگر هدف نداشته باشیم رویدادها، جریان ها و اتفاقات زندگی ما را تحت تأثیر خود قرار می دهند و به دنبال خود ما را به ناکجاآبادی که خودشان می خواهند می رسانند.

آشنایی با مفهوم هدف:

قبل از اینکه با فرایند هدف گذاری آشنا شویم بهتر است به بررسی مفهوم هدف بپردازیم تا بهتر بتوانیم برای رسیدن به موفقیت؛ پله پله اهدف خود را جلو ببریم. مفهوم هدف دارای تعاریف گوناگونی است اما به طور کلی هدف یک موقعیت و یا وضعیت بیرون از وجود انسان است که افراد قصد دارند با تلاش به آن دست یابند. در واقع هدف پیوند دهنده تفکر و عمل است و فرد را از رویا پردازی بیرون می آورد و او را وادار می کند تا در دنیای واقعی برای رسیدن به اهدافش تلاش کند.

البته این که بدانیم هدف ها به دو نوع تقسیم می شوند بسیار اهمیت دارد: اهداف بلند مدت که فرد در آینده ی دور می خواهد به آنها دست یابد و اهداف کوتاه مدت که در خدمت اهداف بلند مدت هستند و در واقع باید به گونه ای تعیین شوند که در نهایت فرد را به آن هدف بلند مدت غایی برسانند. اهداف کوتاه مدت با اینکه موجودیتشان وابسته به اهداف بلند مدت است از اهمیت بسیار زیادی برخوردارند زیرا بدون آنها دستیابی به هدف غایی و نهایی غیر ممکن است.

البته هدف با خواسته یا میل یا آرزو کاملاً متفاوت است بنابراین 5 ویژگی عمده برای هدف در نظر گرفته شده است که با وجود این 5 ویژگی یک خواسته یا میل تبدیل به هدف می شود. با هم این ویژگی ها را مرور می کنیم:

  1. هدف باید روشن و واضح و دقیق باشد: ما به شکل واضح باید بدانیم که چه چیزی می خواهیم هیچ ابهامی نباید در آن وجود نداشته باشد. اگر ابهامی در هدف ها وجود داشته باشد نمی توان رفتارهای منتهی به آن هدف را تعریف کرد و در نتیجه تا ابد در حد یک میل و خواسته باقی می ماند.
  2. هدف باید قابل اندازه گیری باشد: یعنی بتوانیم آن را درجه بندی کنیم. فرایند رسیدن به آن را مرحله به مرحله بنویسیم؛ در غیر این صورت هیچ راهی برای رسیدن به آن نمی توان تعریف کرد.
  3. هدف باید قابل دسترس باشد: البته این موضوع نسبی است؛ یعنی یک هدف ممکن است برای یک فرد دست یافتنی و برای فرد دیگر دست نیافتنی باشد. هدف ها مانند لباس هستند که باید اندازه تن ما باشند.
  4. اهداف باید واقع بینانه باشند: چیزی که مرز بین رویا و هدف است این است که هدف بر مدار واقعیت حرکت می کند و با توجه به شرایط فرد است و در دنیای واقعی تعریف می شود.
  5. زمانبندی دقیق داشته باشد: این ویژگی نقطه ای است که افکار و اعمال ما را به هم پیوند می زند و در واقع وقتی فرد برای تحقق یک هدف زمان دقیق مشخص می کند می داند که بلافاصله باید وارد عمل شود و جای هیچگونه اهمال کاری نمی ماند. پس اهدافی که دانش آموزان برای خود تعیین می کنند باید دارای 5 ویژگی بالا باشد.

فرایند هدف گذاری:

این فرایند مستلزم آن است که شخص ابتدا بتواند برای خود یک هدف بلند مدت تعیین کند، سپس آن را به اهداف کوچکتر و کوتاه مدت خرد کند. باید توجه داشت که اهداف جزئی و فرعی هم وجود دارند که دست یابی به آنها برای فرد خوشایند است و می تواند باعث افزایش اعتماد به نفس و انگیزه و یا همان نیروی محرک فرد برای فعالیت شود اما فرد باید به این نکته توجه داشته باشد که این موفقیت های کوتاه و زودگذر که فرعی بوده و در راستای رسیدن به هدف کلی فرد نمی باشد او را از مسیر منحرف نکند و باعث توقف او نشود؛ چیزی که بسیاری از رهبران کارآفرینی به آن متذکر می شوند « اینکه اجازه ندهیم شکست ها و موفقیت های کوتاه مدت باعث توقف و رکود ما شود».

نکته مهم دیگر و در واقع مرحله بعدی در فرایند هدف گذاری نظارت بر پیشرفت هایی است که فرد در راستای رسیدن به اهدافش دارد : شکست ها و موفقیت ها باید مورد بررسی قرار گیرند و راهبردهای مفید و غیر سودمند از هم باز شناخته شوند. شاید تا الان متوجه شده باشید که تمام این فرایند مستلزم آگاهی فرد از خود و شرایط محیطی است. در مرحله نظارت گاهی اوقات لازم است که اهداف مورد بازبینی قرار گیرند و در صورت نیاز تغییر کنند و یا مسیر رسیدن به آنها مورد بازبینی قرار بگیرد و فرد دوباره برگردد به ابتدای فرایند یعنی تعیین هدف.

همین چرخه چند مرحله ای فرایند هدف گذاری است که به عنوان یک مهارت می تواند به افراد مخصوصا دانش آموزان آموزش داده شود تا بتوانند برای دستیابی به موفقیت های تحصیلی از آن استفاده کنند. در مرکز مشاوره فراز، مشاوران تحصیلی تمام مراحل این فرایند را به دانش آموزان آموزش می دهند و آنها را یاری می کنند.

تأثیر هدف گذاری بر انگیزه پیشرفت

اولین چیزی که تحت تأثیر این فرایند منحصر به فرد قرار می گیرد انگیزه است. انگیزه تمایل به عمل است و مولد رفتار است. انگیزه پیشرفت تمایل فرد برای رسیدن به معیارهای عالی مرتبه ای است که یا خودش برای خود تعریف کرده است و یا هنجار های جامعه آنها را تعریف کرده اند. وقتی فرد هدفی برای خودش مشخص میکند انگیزه رسیدن به آن در او شکل می گیرد و همین احساس او را به حرکت وا می دارد که البته همان طور که قبلاً گفته شد باید به تمام مراحل این فرایند گام گام توجه شود و فرد مدام خود و جایگاه خود در این فرایند را مورد بررسی قرار دهد. پس اگر می خواهیم که دانش آموزان ما انگیزه داشته باشند و فکر موفقیت را در ذهن خود پرورش دهند باید مهارت هدف گذاری را به آنها آموزش دهیم. از آنجایی که همه انسان ها میل به هدف گذاری دارند و در واقع انسان موجودی هدفمند است تمایل به تعیین هدف به طور ذاتی در افراد وجود دارد و فقط کافی است که فرایند آن را یاد بگیرند.

کلام آخر

برایان تریسی که یکی از موفق ترین رهبران کارآفرینی و موفقیت است توصیه هایی برای تعیین هدف دارد که در این مقاله فقط به ذکر نام آنها بسنده می کنیم.

  1. این که مشخص کنیم در هر مرحله ای چه چیزی می خواهیم.
  2. هدف های خود را بنویسیم.
  3. برای آنها زمانبندی در نظر بگیریم.
  4. محدودیت ها را شناسایی کنیم.
  5. مهارت هایی که نیاز داریم را مشخص کنیم.
  6. کسانی که می توانند در رسیدن به اهدافمان ما را یاری دهند بیابیم.
  7. فهرست تهیه کنیم و موارد آن را الویت بندی کنیم.
  8. برنامه ریزی کنیم. که این کار منجر به شکل گیری عادت های رفتاری جدید در ما می شود و تبدیل به انسان هدفمندی می شویم.

 

 

نگارنده: آمنه کشاورز، کارشناس ارشد مشاوره

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *