ترس کودک | نحوه برخورد با ترس کودکان

ترس کودکان

یکی از رفتار های شایع در بین کودکان تا سنین 10 سالگی ترس است. معمولا کودکان از زمان تولد در دوره های مختلف رشد خود ترس های گوناگونی را تجربه می کنند. پدر و مادرها معمولا خودشان با دانسته هایی که دارند با اینگونه ترس ها برخورد می کنند. اینکه بدانیم با ترس کودک چگونه برخورد کنیم از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا اگر با ترس کودک به درستی برخورد نشود و واکنش مناسبی نسبت به هیجانات آنها نشان داده نشود ممکن است زمینه ای را برای بروز اختلالات دیگر فراهم کند. به عنوان مثال یکی از علت های ناخن جویدن در کودکان ترس های آنان است.

ترس هایی که کودکان تجربه می کنند:

کودکان در سنین مختلف و در دوره های مختلف رشدی ترسهای گوناگونی را تجربه می کنند. شاید این سوال مطرح شود که ریشه ترس کودک چیست؟ ترس یکی از مکانیزم های دفاعی بدن انسان است که برای بقای انسان بسیار ضروری است و باعث می شود که انسان خود را از خطرات دور کند. و کودک هم در مراحل گوناگون رشد با توجه به میزان رشد شناختی که دارد ترس های گوناگونی دارد. این موضوع بسیار مهم است که با دوره های رشدی کودک و ترس هایی که در هر دوره تجربه می کنند آشنا باشیم و برخورد مناسبی با آنها داشته باشیم و در صورت نداشتن آگاهی در مورد آنان از یک مشاور کودک کمک بگیریم . یکی از خدمات مرکز مشاوره فراز برگزاری کارگاه های فرزند پروری است که آگاهی لازم در مورد دوره های رشدی کودکان و نیاز های آنها در هر دوره را در اختیار خانواده ها قرار می دهد.

برخی از ترسهایی که کودکان تجربه می کنند:

  • ترس از غریبه ها: کودکان در 6 تا 8 ماهگی که می توانند والدین خود را از دیگران متمایز کنند و تشخیص دهند ترس از غریبه ها را نشان می دهند و در نبود پدر و مادر و در آغوش غریبه بی قراری می کنند. در این دوران چگونگی واکنش والدین و به خصوص مادر اهمیت بسیار دارد زیرا دوران شکل گیری دلبستگی بین مادر و کودک است و نیاز اساسی کودک در این دوران که امنیت است باید برآورده شود و والد همواره برای کودک در دسترس باشد. پایه و اساس تأثیر سبک های دلبستگی بر روابط بین فردی در بزرگسالی در این دوره است که شکل می گیرد.
  • ترس از صداهای بلند: تا قبل از 2 سالگی یکی از ترس های شایع کودکان ترس از صدای بلند است مانند صدای رعد و برق، انفجار و … که اگر این صداها با برخی از رویداد های طبیعی زندگی همراه شود به مرور زمان این ترس به آن رویدادها و فعالیت ها نیز تعمیم می یابد و ترس کودک گسترده تر می شود. یکی از کارهایی که در این زمان می توان انجام داد این است که خیال کودک را از این بابت که کنارش هستیم راحت کنیم تا در درجه اول با وجود صدای مهیب از حضور والدین احساس امنیت کند و گاهی اوقات نیز از قبل کودک را در جریان قرار دهیم و بداند که قرار است صداهای بلندی را بشنود؛ در این صورت کمتر غافلگیر شده و ترس کمتری را تجربه می کند.
  • ترس از حیوانات، تاریکی، تغییرات: در سنین 3 تا 4 سالگی کودکان معمولاً این ترس ها را تجربه می کنند و علت آن هم این است که در حال کشف کردن محیط پیرامون خود هستند و نیاز دارند که محیط اطرافشان از ثبات نسبی برخوردار باشد پس تغییرات ناگهانی مانند کم شدن عضوی از خانواده، تغییر محل زندگی و یا حتی اتاق خواب ممکن است باعث ترس آنها شود. در مورد تاریکی نیزعلت این است که مجهولات و ناشناخته ها برای کودک آزار دهنده است و چون تخیلات و تفکر کودک در حال شکل گیری می باشد ممکن است اشیاء را در تاریکی ترسناک و وحشت آور بپندارد. یکی از مهمترین ترین کارهایی که والدین باید انجام دهند این است که هیجانات کودک را درک کنند و بپذیرند و و علت ترس کودک را بررسی کنند. مثلا اگر از تاریکی می ترسد در مورد آن با کودک خود گفت و گو کنند.
  • ترس از آسیب، کابوس و از دست دادن عزیزان: بین 5 تا 10 سالگی که سنین مدرسه نیز می باشد کودکان این ترس ها تجربه می کنند. یکی از اصلی ترین واکنش هایی که نباید نسبت به این ترس ها داشته باشیم این است که کودک خود را به خاطر آنها سرزنش و تحقیر کنیم. زیرا این رفتار نه تنها به کمتر شدن و از بین رفتن آنها هیچ کمکی نمی کند بلکه باعث می شود کودک فشار مضاعفی را تجربه کند. هم فشار هیجانات منفی ناشی از ترس و هم فشار تحقیر ها و سرزنش های والدین.

علت ترس های کودکان:

اگر بخواهیم برای تمام موضوعاتی که مطرح شد به دنبال علت باشیم می توانیم علل ترس های کوکان را در سه بخش تقسیم بندی کنیم: علت های زیستی، روانشناختی و محیطی. در مورد علت های زیستی می توان ترس از ارتفاع و ترس از حیوانات درنده را نام برد که در همه انسان ها به چشم می خورد و بر می گردد به همان کارکرد حفظ بقای ترس. در مورد علت های روانشناختی هم می توان به ترس هایی که وابسته به دوره های رشدی است اشاره کرد و هم به ترس هایی که کودکان در اثر مشاهده رفتار دیگران به خصوص پدر و مادر یاد می گیرند. مانند ترس از سوسک که معمولاً کودک در اثر مشاهده وحشت زدگی و ترس مادر از سوسک و حیوانات موذی دیگر یاد می گیردو ترس های دیگر.

چه زمانی از درمان حرفه ای کمک بگیریم؟

به طور کلی برای اینکه بدانیم چه ترسی نابهنجار است و نیاز به درمان دارد باید به دو نکته توجه کنیم: اول اینکه معمولا ترس هایی که وابسته به دوره رشدی کودک باشد بعد از یک یا دو سال از بین می روند؛ پس مدت زمانی که این ترس در کودکان باقی می ماند اهمیت دارد و دوم اینکه ترس های بهنجار که دوره ای هستند و از بین می روند شدت کمی دارند و زندگی عادی کودک را مختل نمی کنند در حالی که ترس های نابهنجار شدت بالایی دارند و می توانند نشانه باشند برای اینکه ما دیگر به کمک یک مشاور کودک نیازمند هستیم و به تنهایی از پس آن بر نمی آییم. و کلام آخر اینکه برای از بین رفتن ترس ها باید صبور بود و زمان کافی به کودکان برای غلبه کردن بر آنها را داد و از همه مهمتر احساسات آنها را درک کرد تا احساس نکنند در اقلیت هستند و در نتیجه مقصر خودشان می باشند زیرا دراین صورت اعتماد به نفس خود برای غلبه بر آنها را از دست می دهند.

 

 

 

نگارنده: آمنه کشاورز کارشناس ارشد مشاوره

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *