زندگی شاد و سالم | چگونه زندگی شاد و سالم تری داشته باشیم؟

در دنیای امروز انسان ها با استرس ها و چالش های بسیاری روبرو هستند. در این مقاله قصد داریم تا با ارائه راهکار های ساده و مفید به شما کمک کنیم تا با وجود سختی ها همچنان زندگی شاد و سالم را تجربه نمایید.

راهکار های داشتن یک زندگی شاد و سالم:

  • عمیق تر نفس بکشید: تحقیقات علمی نشان می دهند که تنفس عمیق یکی از بهترین راه ها برای کاهش هیجان های منفی مانند استرس یا خشم است. عمیق نفس کشیدن به شما کمک میکند تا در زمان کوتاهی آرامش خود را بازیابید. مدت زمانی که برای تنفس عمیق احتیاج دارد فقط ۳۰ تا ٦۰ ثانیه است. ابتدا از طریق بینی هوا را استنشاق کنید و سپس آرام آرام و در مدت زمان طولانی تری نسبت به دم، بازدم را انجام دهید. این کار باعث می شود تا ضربان قلبتان پایین بیاید، آرام شوید و احساس بهتری داشته باشید.

نفس عمیق بکشید

  • تغذيه سالم داشته باشيد: اگر شما هم جز آن دسته از افراد هستید که به تغذیه خود اهمیت زیادی نمی دهند و خود را با خوردن تنقلات ناسالم و غذا های فست فودی سیر می کنند، صبر کنید. آنچه میخورید، نقش بسیار مهمی در احوالات شما دارد. بیشتر آب بنوشید. زمانی که به مقدار کافی آب نمی نوشید، احساس خستگی بیشتری می کنید و تمرکز کردن برای شما مشکل می شود. علاوه بر این، حتما از میوه و سبزیجات در برنامه غذایی روزانه خود استفاده کنید. غذا های چرب و تنقلات ناسالم موجب می شوند که در برابر بیماری های جسمی و روحی آسیب پذیر باشید و در آینده نزدیک دچار مشکل اضافه وزن و چاقی شوید.
  • ورزش کنید: مطالعات نشان می دهند که ورزش کردن تاثیرات مثبت بی شماری بر سلامت جسمی و روانشناختی انسان ها دارد. نیازی نیست که حتما عضو یک باشگاه باشید، ورزش های گوناگونی مانند یوگا وجود دارند که میتوانید در خانه و بدون وسایل خاصی انجام دهید و در نتیجه تندرست و با نشاط بشوید.4. کار های خلاقانه را امتحان کنید: فعالیت های ساده و کم هزینه زیادی وجود دارند که اثرات مثبت بزرگی بر زندگی شما می گذارند. یکی از این فعالیت ها نوشتن است. افکار و احساساتتان را روی کاغذ بنویسید. این کار ذهن شما را از پیچیدگی ها نجات می دهد و باعث می شود که خیلی از مسائلی که بزرگ و غیر قابل حل به نظر می رسند، روشن و قابل حل شوند. از فعالیت های خلاقانه دیگر میتوان به نقاشی کردن یا انجام کار های داوطلبانه اشاره کرد. وقتی این فعالیت ها را با موفقیت انجام می دهیم، احساس ارزشمندی بیشتری میکنیم. لیستی از کار هایی که دوست دارید انجام دهید، تهیه کنید. از راحت ترین کار شروع کنید و شاهد تاثیر ﺁن بر داشتن یک زندگی شاد و سالم باشید.

ورزش کردن برای زندگی شاد و سالم

  • قدم بزنید و به موسیقی گوش دهید: یکی از بهترین اقدامات در زمان هایی که دچار استرس یا خشم هستید و احساس پریشانی می کنید، این است که از محیط فاصله بگیرید و به موسیقی گوش دهید. موسیقی های آرام به شما کمک می کنند تا دوباره احساس آرامش کرده و منطقی تر رفتار کنید.
  • مراقبه کنید: زمانی که تنش دارید، تمرکز شما کاهش پیدا می کند و ممکن است نتوانید واکنش مناسبی به محیط نشان دهید. تمرین های ذهن آگاهی مانند مراقبه به شما کمک می کنند تا نسبت به افکارتان و آنچه در محیط می گذرد، آگاه تر باشید و برای حل مشکلات تصمیمات منطقی تری بگیرید. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره موضوع ذهن آگاهی، میتوانید به مقاله “ذهن آگاهی ” در سایت مرکز مشاوره فراز مراجعه نمایید.
  • یک دوش آب گرم بگیرید: پزشکان چینی اعتقاد دارند که گذاشتن پا ها در آب گرم، درد ها و تنش های انسان را تسکین می دهد و به آرام شدن آن ها کمک می کند. زمان هایی که دچار استرس زیادی هستید، یک حمام آب گرم به شما کمک زیادی می کند. نفسی عمیق بکشید و دقایقی از هیاهوی محیط بیرون دور باشید.
  • با دوستانتان صحبت کنید: طبق تحقیقات تعامل با دیگر انسان ها نقش موثری در داشتن یک زندگی شاد و سالم دارد. زمان هایی که آشفته و پریشان هستید، ممکن است فکر کنید که در این دنیا تنها هستید و کسی قادر نیست شما را درک کند. در این شرایط صحبت کردن با یک دوست یا یکی از اعضای خانواده، اقدامی بسیار مفید است. با انسان های قابل اعتماد و دلسوز صحبت کنید و نگرانی هایتان را با آن ها به اشتراک بگذارید. صحبت کردن با یک روانشناس یا مشاور که با همدلی و به دور از قضاوت به صحبت های شما گوش می دهد نیز میتواند شما را از بسیاری از نگرانی هایتان رها سازد.
  • در مورد استرس متفاوت فکر کنید: برخلاف آنچه به نظر میرسد، استرس همیشه یک هیجان منفی و آزار دهنده نیست. تصور کنید که سر یک قرار مهم حاضر شدید و در انتظار دوستتان هستید. در این شرایط هم شما دچار هیجان هایی میشوید و استرس را تجربه میکنید، در حالی که در حال انتظار برای یک اتفاق خوب هستید. دفعه بعد که احساس استرس کردید، چند لحظه مکث کنید، درباره احساس خود و معنی آن فکر کنید، آیا این تنش یک هیجان خوشایند است یا یک هیجان منفی؟ در نتیجه میتوانید واکنش های منطقی تری نشان دهید.
  • از تاثیرات نور خورشید غافل نشوید: طبق تحقیقات، نور خورشید نقش مهمی در خلق و خوی انسان ها دارد و کمبود آن میتواند موجب افسردگی های فصلی شود. افسردگی های فصلی در فصول پاییز و زمستان که تابش آفتاب کم میشود، رخ می دهند. دقایقی در روز در محیطی باز قرار بگیرید، از آفتاب لذت ببرید و احساس تندرستی و خوشحالی بیشتری داشته باشید.

تاثیرات نور خورشید در شادتر بودن

در نهایت میتوان گفت که برخی انسان ها با وجود عمل به راهکار های پیشنهاد شده، همچنان به سختی احساس شادی و نشاط می کنند و یا اصلاح سبک زندگی برای آنان کاری دشوار به نظر می رسد. در این شرایط میتوانید از یک روانشناس یا مشاور کمک بگیرید. روانشناسان و مشاوران مرکز مشاوره فراز میتوانند با ارائه راهکار هایی به شما کمک کنند تا زندگی شاد و سالمی داشته باشید.

 

 

ویراستار: فاطمه شعله ور

با نظارت “دکتر مهدی زارع بهرام آبادی

چگونگی تاثیر فشار روانی و استرس بر بدن

استرس یا فشار روانی یکی از هیجان های قالبی است که در طول روز آن را تجربه می کنیم یا ممکن است خیلی از ما با شنیدن واژه استرس تصویر منفی در ذهنمان شکل بگیرد و یا تمام خاطرات ناگواری که در زمان وقوع آنها استرس زیادی را تجربه کرده بودیم در ذهنمان تداعی شود.

اما جالب است بدانید که استرس بخش جدا نشدنی زندگی انسان است. یعنی ما همواره و در هر شرایطی میزانی از فشار روانی را تجربه می کنیم و این تجربه تا آنجایی که برای ما خطرناک نباشد و به جسم و روان ما آسیب نرساند مفید است و حتی باعث افزایش کارایی و عملکرد ما در زندگی روزمره می شود؛ مانند آمادگی برای بیدار شدن و رفتن به محل کار، آمادگی برای ایراد یک سخنرانی، بر انگیختن ما برای فراهم کردن تدارکات یک مهمانی و خیلی از موارد عادی زندگی روزمره که همگی به نوعی با این هیجان گره خورده اند. اما این هیجان وقتی خطرناک است که میزان آن افزایش می یابد و به جای اینکه باعث افزایش کارایی ما شود در عملکرد ما اختلال ایجاد می کند؛ یعنی میزان استرس آنقدر زیاد است که نه تنها برای اجرای سخنرانی مورد نظرمان آماده نمی شویم بلکه از آن می هراسیم و نمی توانیم آن را انجام دهیم و یا در حین اجرای سخنرانی آنقدر علائم این تنش بر ما مسلط می شود که نمی توانیم بر فعالیتی که در حال انجام آن هستیم تمرکز کنیم.

چگونگی اثرگذاری استرس در بدن انسان:

در این مقاله قصد داریم بیشتر در مورد استرس و تاثیری که در جسم و روان ما می گذارد آشنا شویم. بهتر است بدانیم که واکنش های بدن ما در برابر محرک های بیرونی که باعث تنش روانی می شوند و به نوعی مغز آنها را نوعی تهدید قلمداد می کند از الگوی مشخصی پیروی می کند.

استرس و فشار روانی

هانس زیله دانشمند کانادایی که مطالعات زیادی در مورد این واکنش ها داشته است آنها را در سه مرحله توضیح داده است:

  1. مغز پس از دریافت محرک استرس زا به بدن اعلام خطر می کند و از طریق دستگاه سمپاتیک و غدد مختلف این خبر را به تمام اندام های بدن می رساند. در نتیجه بدن ما خودش را برای مقابله با این خطری که مغز احساس کرده است آماده می کند: جریان خون سرعت می گیرد، مواد قندی و ویتامین های بیشتری در خون آزاد می شوند، ضربان قلب بالا می رود تا بتواند اکسیژن بیشتری به اندام های بدن برساند و خون از پوست به سمت ماهیچه ها و مغز تغییر مسیر می دهد به همین خاطر است که اکثر اوقات دست ها و پاها سرد می شوند و به علت بالا رفتن ضربان قلب تعریق در بدن و به ویژه دست ها افزایش می یابد. در واقع کل ارگانیزم بدن برای دفاع، فرار و یا حمله آماده می شود.
  2. زیله به این مرحله؛ مرحله مقاومت می گوید. و این زمانی است که بدن مدت بیشتری در حالت اضطرار می ماند و یا در حال مبارزه و دفاع هست که باعث می شود مانند کشوری که مدت زیادی درگیر یک جنگ است و مهمات خودش را از دست داده؛ انرژی شروع به تحلیل رفتن کند.
  3. مرحله سوم فرسودگی است. یعنی دیگر انرژی بدن و قوای بدن تمام شده است و دیگر نمی تواند در برابر استرس و فشار روانی که درگیر آن است مقاومت کند در این زمان است که آثار زیان بار استرس در بدن نمایان می شود و بسیاری از کارکرد های اندام های مختلف دچار اختلال می شود و خیلی از اندام های بدن آسیب می بینند. مانند خستگی و فرسودگی، پیری زودرس، بی اشتهایی یا پراشتهایی، فشار خون بالا به این علت که میزان خون بیشتری در بدن جریان میابد تا اکسیژن رسانی انجام شود، سردرد های شدید و طولانی مدت، سکته های قلبی – یکی از اصلی ترین اندام هایی که دچار آسیب می شود و کارکردش مختل می شود قلب است زیرا مدام مجبور است خون بیشتری پمپاژ کند که هم باعث فرسودگی و هم گشاد شدن دریچه قلب به خاطر حجم بالای رفت و برگشت خون می شود – پایین آمدن سیستم ایمنی بدن زیرا سرباز های نگهبان بدن درگیر خستگی طولانی مدت می شوند که همین پایین آمدن سیستم ایمنی زمینه را برای ابتلا به انواع بیماری های ویروسی فراهم می کند، آسیب دیدن سیستم گوارشی بدن و بسیاری موارد دیگر که در افراد مختلف متفاوت است.

محققان پژوهش های زیادی در این باره انجام داده اند و حتی روانشناسان توانستند مشخص کنند که چه شخصیت هایی استرس بیشتری را تجربه می کنند. پژوهشگران یک دسته بندی کلی از بیماری های مرتبط با استرس ارائه کرده اند که عبارتند از :

  1. بیماری های دهانی
  2. بیماری های گوارشی
  3. بیماری های مرتبط با مفاصل و عضلانی
  4. بیماری های قلبی و عروقی
  5. بیماری های ریوی
  6. بیماری های پوستی
  7. اختلالات روانی مانند اختلال استرس پس از سانحه
  8. اختلالات غدد

فشار روانی

همانطور که در ابتدای مقاله نیز اشاره کردیم زندگی ما همواره با میزانی از استرس آمیخته است که مقداری از آن را استرس مثبت و آن میزان که زیان آور است را استرس منفی می گویند. تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که همواره نسبت به زنگ خطرهای هشداردهنده ای که نشان می دهد ما درگیر بخش منفی این فشار روانی شده ایم آگاه باشیم و بتوانیم با مراجعه به متخصص آن را کنترل کنیم. از آنجایی دریافت این فشار روانی به بخش روانشناختی سیستم بدن ما مربوط می شود برای کمک گرفتن نیز باید به سراغ کسانی برویم که بتوانند ما را به مهارت های روانشناختی و یا همان ابزارهای روانشناختی برای مقابله با استرس مجهز کنند و در واقع چگونگی مدیریت استرس در زندگی را به ما آموزش دهند مانند روانشناسان و مشاوران. دراین راستا مشاوران و متخصین مرکز مشاوره فراز آماده هستند که به شما برای مقابله با این تنش روانی کمک کنند. زنگ خطرهایی که معمولا به ما هشدار میدهند عبارتند از: عدم علاقه به فعالیت های روزمره، احساس عدم کنترل بر شرایط، نداشتن شادمانی و اشتیاق نسبت به اتفاق ها و رویدادهای خوب زندگی، کج خلق شدن، رها کردن زندگی و اطرافیان و به طور ویژه خستگی و فرسودگی و موارد دیگر که بسته به زندگی فردی و اجتماعی افراد متفاوت است.

 

 

 

نگارنده: آمنه کشاورز، کارشناس ارشد مشاوره

فرسودگی شغلی | راه های جلوگیری از فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی یکی از جدی ترین آسیب های شغلی در دوران کاری هر فرد است و معمولاً سازمان ها و شرکت های موفق و پیشرو به شدت به بروز این عارضه در بین کارکنانشان هوشیار هستند زیرا می دانند که یکی از اصلی ترین عواقب فرسودگی کاهش بهره وری، افزایش خطا در فرایند کار و چه بسا اشتباهات انسانی غیر قابل جبران می باشد.از طرفی فرسودی در شغل باعث کاهش رضایت شغلی نیز می شود حتی اگر شرایط مالی شما در شغلتان ایده آل باشد. با توجه به شرایط اقتصادی امروز و رقابتی شدن مشاغل میزان فشاری که افراد شاغل تحمل می کنند بسیار بیشتر از گذشته است و به همین دلیل احتمال ابتلا به فرسودگی نیز افزایش یافته و ناگزیراست. جدای از اینکه سازمان ها و روانشناسان صنعتی و سازمانی حاضر در هر مؤسسه باید نسبت به این مقوله هوشیار باشند خود ما نیز باید نسبت شرایط خودمان آگاهی داشته باشیم تا بتوانیم به موقع خود را از این احساس بد رها کنیم. پس باید راه های جلوگیری از این آسیب را یاد بگیریم.

فرسودگی شغلی چیست؟

فرسودگی شغلی نشانه هایی دارد که به ما هشدار می دهد داریم به مرز های این آسیب نزدیک می شویم پس اگر این نشانه ها را در خود دیدیم باید شیوه خود را در زندگی و کار مورد بازنگری قرار دهیم: وقتی احساس می کنید از سر کار رفتن بیزار شدید، دوست دارید زمان بیشتری در رخت خواب بمانید، صبح ها به سختی خودتان را برای رفتن به محل کار آماده می کنید، زمان هایی که فقط به خاطر ضرورت های مالی خودتان را برای کار کردن مجبور می کنید، دیگر در محل کار انرژی و انگیزه سابق را ندارید، حوصله بحث کردن با ارباب رجوع را ندارید و رفتار های پرخاشگرانه شما فزایش یابد و یا به عبارت بهتر خیلی زود از کوره در می روید …

همه اینها و شدت و مدت زمان وجود آنها نشان دهنده قرار گرفتن شما در مرز های فرسودگی شغلی خفیف تا شدید است. و باید به سرعت مورد بررسی و درمان قرار بگیرد. بنابراین اگر بخواهیم یک تعریف کلی برای فرسودگی شغلی داشته باشیم باید بگوییم زمانی است که شما از نظر روانی، جسمی و عاطفی خسته هستید. یعنی هیجان و انرژی قبل را ندارید، تمرکز و پشتکار قبل را ندارید و توان بدنی شما نیز نسبت به گذشته تحلیل رفته است و پایه و ریشه اصلی همه این موارد استرس و فشار زیاد و یا طولانی مدت است.

عوامل به وجود آورنده فرسودگی شغلی

عوامل خیلی زیادی در به وجود آمدن این احساس دخیل هستند در واقع هر پدیده و شرایطی که باعث ایجاد فشار و استرس شود می تواند در زمره ی عوامل به وجود آورنده قرار گیرد اما می توان همه آن عوامل را در دو دسته کلی تقسیم بندی کرد: عوامل محیطی و عوامل فردی یعنی عواملی که خارج از فرد قرار دارند و عواملی که به خود فرد مربوط می شوند. عوامل بیرونی و محیطی همانند محیط کار، شرایط و قوانین حاکم در فضای کاری ، حتی مسیر رفت و برگشت به محل کار، شرایط دسترسی به محل کار، رفتار کارفرما به کارکنان، رفتار و تعامل کارکنان با یکدیگر و ….

اما عوامل فردی مربوط به خود شخص و ویژگی های شخصیتی خود اوست مانند افراد کمال گرا که به شدت در معرض فرسودگی قرار دارند زیرا به دنبال این هستند که کارها را به صورت تمام و کمال به انجام برسانند وهمین شرایط باعث می شود بیشتر از دیگران خسته شوند و در نتیجه بیشتر تحت فشار قرار بگیرند که در طولانی مدت از توان آنها می کاهد یا افراد دارای تیپ شخصیتی A که همواره به دنبال برتر بودن و رقابت با دیگران هستند؛ آنها نیز فشار زیادی را متحمل می شوند.

چگونه از فرسودگی شغلی جلوگیری کنیم؟

حالا که به اهمیت این عارضه پی بردیم و متوجه عوامل به وجود آورنده آن شدیم باید یاد بگیریم که چگونه از وقوع فرسودگی شغلی جلوگیری کنیم و از آنجایی که در بازار کار فعلی تقریبا همه ما ممکن است در طول دوران شغلی خود این احساس را تجربه کنیم باید یادبگیریم که چگونه شرایط خود را بهبود بخشیم و به دوران قبل برگردیم.

  1. مدت زمانی را از کار فاصله بگیرید: درست از که در شرایط اقتصادی فعلی یک روز فاصله گرفتن از کار به معنی چند روز عقب افتادن از اهداف کاری و حتی ضرر های مالی شدید است اما اگر قرار باشد در انتهای تمام تلاش ها درگیر فرسودگی شویم و آنقدر در ما ریشه بدواند که نتوانیم ادامه دهیم ضربه شدید تری به مسیر شغلی ما وارد می شود. پس سعی کنیم روز هایی را از شرایط پر فشار و پر استرس کاری فاصله بگیریم و تا در آرامش کامل بتوانیم نیروی خود را برای ادامه راه تجدید کنیم.
  2. نگرش شغلی خود را تغییر دهید: اگر به کار کردن تنها به عنوان یک منبع درآمد نگاه می کنید باید به شما هشدار داد که در شرایط سخت کاری نمی توانید ادامه دهید و به قول معروف کم می آورید. سعی کنید خود را در شرایط شغلی به عنوان یک انسان مفید در نظر بگیرید از فرایند کاری خود لذت ببرید. سعی کنید با همکارانتان تعامل مثبت داشته باشید. واقعاً گذراندن زمان در محل کار بدون داشتن تعامل با دیگران به شدت طاقت فرساست.
  3. در صورت امکان محیط کاری خود را تغییر دهید: اگر واقعا کار کردن در محیط شغلی به شما آسیب می زند تمام تلاش خود را انجام دهید تا محیط شغلی خود را تغییر دهید و اگر این امکان وجود ندارد سعی کنید با کمک گرفت از یک مشاور شغلی تغییرات مثبتی در محیط کار خود به وجود آورید. گاهی اوقات خودتان به تنهایی نمی توانید به تصمیم درست برسید و شاید اطلاعات محدودی که دارید شما را به مسیر اشتباه ببرد پس کمک گرفتن از یک فرد متخصص بهترین گزینه است. در این شرایط می توانید از خدمات مشاوره شغلی و سازمانی مرکز مشاوره فراز کمک بگیرید.
  4.  ورزش کنید: اینکه ورزش چقدر می تواند توان جسمی و روانی ما را افزایش دهد و انرژی منفی و استرس را از ما دور کند از نظر علمی ثابت شده است و نیاز به اثبات ندارد. سعی کنید زمان هایی را به ورزش کردن اختصاص دهید.
  5. خواب مناسب و کافی: یکی از ضروری ترین نکاتی که باید همیشه در زندگی به آن توجه کنیم داشتن خواب کافی است. کم خوابی یکی از اصلی ترین دلایل به وجود آورنده استرس است زیرا فرد مجبور می شود به رغم خستگی به کار خود ادامه دهد. همچنین بی خوابی باعث افزایش آمار خطای انسانی در محیط کار می شود که در برخی مشاغل به شدت خطرناک است.
  6. از دیگران کمک بخواهید: اگر ادامه دادن در شرایط پر فشار و پر استرس برایتان خسته کننده شده و احساس می کنید که دیگر نمی توانید به این شکل ادامه دهید حتماً با کارفرما یا سرپرست خود در میان بگذارید و یا اینکه همان طور که در قسمت های قبل گفته شد از یک متخصص کمک بگیرید.

راه های زیادی برای جلوگیری از فرسودگی شغلی وجود دارد که بستگی به شرایط شغلی و زندگی هر فرد متفاوت است. اما این موضوع باید مورد تاکید قرار گیرد که فرسودگی اگر ادامه یابد می تواند فرد را دچار اختلالات دیگری نیز کند مانند افسردگی و همچنین می تواند بخش های دیگر زندگی فرد را درگیر کند مانند زندگی خانوادگی و زندگی اجتماعی و …

 

 

نگارنده آمنه کشاورز کارشناس ارشد مشاوره

پیامدهای منفی اهمال کاری و راههای برطرف کردن آنها

شاید خیلی از افراد با اصطلاح اهمال کاری به طور کامل آشنا نباشند اما همه با مفهوم این اصطلاح آشنا هستند و زندگی خیلی از افراد را تحت تاثیر خودش قرار داده است. خیلی وقت ها پیش آمده است که برای مثال به جای آماده شدن برای دفاع از پایان نامه که چند روز دیگر است به مسافرت می رویم. یا دانش آموزی که انجام تکالیفش را به آخرین زمان ممکن موکول می کند و زمان خود را صرف بازی کردن و تماشای تلویزیون می کند. آنقدر این رفتار تعلل ورزی پدیده ی شایعی در بین افراد است که اگر بخواهیم برای آن مثال بیاوریم با هیچ محدودیتی روبه رو نخواهیم شد. رفتارهای اهمال کارانه پیامد های منفی زیادی دارند و مانند تکه سنگ هایی هستند که در مسیر پیشرفت ما قرار دارند و گاهی اوقات به سادگی ما را از رسیدن به اهدافمان دور می کند.

تعریف اهمال کاری و علل آن:

این اصطلاح متعلق به رویکرد رفتار گرایی است و تعریف آن بسیار ساده است اهمال یعنی طفره، بی توجهی و تعلل و به تعویق انداختن. یعنی به جای پرداختن به کارهای ضروری به سراغ کارهایی می رویم که هیچ ضرورتی ندارند اما از انجام آنها لذت می بریم. در مقاله ارزیابی عوامل اهمال کاری بر اساس ویژگی های فردی در مورد ابعاد گوناگون اهمال کاری و علل آن توضیحات کاملی ارائه شده است و در این جا فقط به بیان سه علت عمده این رفتار می پردازیم . اولین علت را فروید بیان کرد. او اولین کسی بود که به بررسی این پدیده پرداخت و علت تعلل کردن انسان ها را تابع اصل لذت می داند او می گوید که این رفتار در انسان طبیعی است و انسان ها ذاتاً اهمال کار هستند زیرا انسان گرایش دارد که از درد و رنج دوری کرده و به دنبال لذت باشد. دومین علت عمده این رفتار ویژگی شخصیتی کمال طلبی است.

این افراد آنقدر معیار های درست و خوب انجام دادن کارهای خود را بالا می برند که عملاً انجام دادن آنها را برای خود غیر ممکن می کنند و سپس مدام آنها را به زمانی مناسب که معمولاً هیچ وقت از راه نمی رسد موکول می کنند دلیل سوم نداشتن مهارت تصمیم گیری است گاهی اوقات افراد به خاطر نداشتن این مهارت خیلی از کارها و فعالیت های مهم زندگی خود را به تأخیر می اندازند با تمام این توضیحات ما بیشتر در این مقاله به دنبال بیان پیامد های منفی این رفتار هستیم و اینکه چگونه بتوانیم این اختلال رفتاری را در خود بررسی کنیم و سپس برای درمان آن اقدام کنیم. ممکن است در خیلی از متون ویژگی هایی برای این افراد ذکر شده باشد اما واقعیت این است که این ویژگی ها در مورد همه افراد صدق نمی کند و نباید در دام آنها افتاد و بهترین کار استفاده از آزمون خود سنجی است که می توانید در مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره فراز از آن استفاده کنید و با توجه به نتایجی که به دست می آورید برای بررسی های بیشتر به یک روانشناس یا مشاور مراجعه کرده و اقدامات بعدی را با کمک و همراهی او انجام دهید.

پیامد های منفی اهمال کاری:

پیامدهای منفی اهمال کاری با توجه به شرایط زندگی هر کدام از ما متفاوت است. اما یکی از شایع ترین و عمومی ترین پیامد های این رفتار استرس است. وقتی تکالیف و مسئولیت های ضروری خود را به قول معروف به دقیقه 90 موکول می کنیم؛ زمان کمی برای انجام دادن و به پایان رساندن آنها داریم و همین زمان کم و مسئولیت زیاد باعث می شود استرس زیادی را متحمل شویم و این استرس تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی ما را تحت تأثیر خودش قرار می دهد. البته برخی از روانشناسان و پژوهشگران معتقدند مقدار مشخص و بهینه ای از استرس کار راه انداز است و باعث می شود فرد دست به کار شود و مسئولیت های خودش را به پایان برساند اما همین میزان بهینه استرس نیز در بلند مدت باعث فرسودگی روانشناختی افراد می شود. حتی پژوهشگران نیز به این نتیجه رسیده اند که خیلی از افرادی که از فرسودگی شغلی رنج می برند در بخشی از رفتارهای های خود دارای اهمال کاری شغلی هستند و نتیجه این فرسودگی شغلی کاهش رضایت شغلی است که گریبان گیر بسیاری از افراد در مشاغل گوناگون است.

دومین پیامدی که جزء پیامدهای شایع رفتارهای تعلل ورزانه است کاهش کیفیت در انجام وظایف و مسئولیت های شغلی، تحصیلی و اجتماعی و سایر مسئولیت هایی است که بر عهده فرد است. در واقع هرکاری که طعمه تعلل کردن می شود محکوم به این است که بعد از انجام شدن هم از کیفیت لازم برخوردار نباشد زیرا به خاطر زمان کمی که برای انجام دادن آن اختصاص داده شده است تمرکز کمی هم برای انجام آن به خرج داده می شود و در نتیجه از کیفیت بالایی نیز برخوردار نیست. پیامدهای متفاوت دیگری نیز وجود دارد مانند: از دست دادن موقعیت های مختلف برای پیشرفت و موفقیت در کار و زندگی. برخی از زمان ها و بزنگاه ها؛ زمان های طلایی زندگی هستند و وقتی از دست بروند دیگر نمی توان جایگزینی برای آنها در نظر گرفت و از دست دادن آنها ضربه سنگینی بر پیکره مسیر شغلی و زندگی افراد وارد می کند.

یکی دیگر از پیامدهایی که معمولاً افراد تجربه می کنند احساس گناه و شرم است. زیرا افراد می دانند که کارهای ضروری شان را باید انجام دهند و گاهی اوقات این کارها واقعاً برای آنها مهم است و وقتی این رفتار تعلل ورزی آنها باعث می شود که کارهایشان به تعویق بیفتد و یا از انجام آنها صرف نظر کنند احساس گناه زیادی به آنها دست می دهد و به شدت احساس بی کفایتی می کنند که خیلی برای آنها آزار دهنده است وکارایی کلی آنها را در انجام امور روزمره پایین می آورد.

یکی از بهترین اقداماتی که برای درمان اهمال کاری خود و فرار کردن از پیامدهای منفی این رفتار می توانید انجام دهید این است که میزان این رفتار را در خود بررسی کنید و سپس برای درمان از مشاوران مرکز مشاوره فراز کمک بگیرید.

 

 

 

نگارنده: آمنه کشاورز کارشناس ارشد مشاوره

عوامل خودکشی در شخصیت های مرزی

در این مقاله به بررسی عوامل خودکشی در شخصیت های مرزی میپردازیم.  خودکشی رفتار عامدانه ای است که در نهایت به مرگ فرد منجر می شود. بر اساس آمارهای سالانه حدود 800 هزار تا 1 میلیون نفر در جهان بر اثر خودکشی می میرند و این نوع مرگ دهمین علت اصلی مرگ در سرتاسر جهان است. به همین خاطر می توان این رفتار بیمار گونه را نوعی معضل در جامعه در نظر گرفت که باید برای پیشگیری از آن تدابیر جدی اندیشیده شود. خودکشی یک تصمیم سخت و پیچیده است که عوامل گوناگونی چه بسا به طور همزمان در آن دخیل باشند. شاید به طور مشخص نتوان دسته بندی کلی برای این عوامل ارائه کرد اما می توان به طور ضمنی این عوامل را به دو دسته کلی عوامل بیرونی و عوامل درونی تقسیم بندی کرد.

عوامل بیرونی مرتبط با عوامل و رویداد هایی است که تحمل آنها خارج از توانایی فرد است و فرد در آن لحظه چاره ای جز پایان دادن به زندگی خود نمی یابد. عوامل درونی شامل آن دسته از عللی هستند که مستقیماً با خود فرد در ارتباط است مانند شخصیت فرد، اختلالات روانی و بیماری های جسمی و … . در کل مجموعه ای از علل و عوامل درونی و بیرونی می توانند در تصمیم فرد برای پایان دادن به زندگی اش مؤثر باشند.

عوامل خودکشی در شخصیت های مرزی

در این مقاله قصد بر این است که به شکل عمده به بررسی علل و عوامل خودکشی پرداخته شود.

  • ویژگی های شخصیتی:

شخصیت به عنوان سازمان پویای درون فردی تعریف شده که تعیین کننده سازگاری منحصر به فرد افراد با محیط زندگی شان است. با توجه به این امر که ویژگی های شخصیتی می توانند تعیین کننده ی الگوهای رفتاری و هیجانی ما باشند؛ می توان نتیجه گرفت که ویژگی های شخصیتی می توانند بر رفتار منجر به خودکشی تأثیر گذار باشند. افرادی با ویژگی های شخصیتی آسیب پذیر در شرایط استرس زایی که تحت فشار روانی زیادی قرار می گیرند هیجانات منفی بسیاری را تجربه می کنند مانند نگرانی، استرس، سردرگمی، درماندگی و … که این هیجانات می توانند زمینه اقدام فرد به خودکشی را فراهم کنند. پژوهش های زیادی در زمینه ارتباط ویژگی های شخصیتی و اقدام به خودکشی و افکار خودکشی گرایانه انجام شده است که اکثر آنها ارتباط بین این متغیرها را تایید کرده اند.

  • نابسامانی های هیجانی:

هیجان ها پاسخ های روانی و فیزیولوژیکی بدن ما به رویداد ها و محرک های محیطی است. در فرایند تنظیم هیجان افراد هیجان های خود را تعدیل می کنند تا بتوانند به طور مناسب به رویداد ها و تقاضاهای محیطی پاسخ دهند اما در زمان نابسامانی هیجانی پاسخ های هیجانی که فرد ارائه می دهد سازگارانه نیستند و در واقع پاسخ مناسب به تقاضاها و محرک های محیطی داده نمی شود؛ مثل عدم پذیرش و دشواری در مهار رفتارها در بستر برخی رویداد های ناخوشایند. تحقیقات نشان داده افرادی که در تنظیم هیجان های خود مشکل دارند استرس، اضطراب، افسردگی و افکار خودکشی گرایانه ی بیشتری را تجربه می کنند.

  • مصرف مواد مخدر:

یکی از دلایل مهم خودکشی سوء مصرف مواد مخدر است. در برخی پژوهش ها گفته شده که حدود نیمی از خودکشی ها توسط افراد مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد صورت می گیرد. افراد معتاد در شرایط استرس زا و زمانی که تحت فشارهای محیطی و هیجانی هستند نمی توانند از راهبرد های مقابله ای مؤثر استفاده کنند و بیشتر به سراغ راهبردهای اجتنابی مانند زیاده روی در مصرف مواد می روند که خود این امر می تواند منجر به مرگ آنها شود. در واقع شخص معتاد تعادل هیجانی ندارد و معمولاً نمی تواند بر اساس منطق تصمیم گیری کند لذا بیشتر تصمیمات آنها هیجانی و عاطفی است. عامل دیگر کیفیت زندگی روانشناختی و اجتماعی افراد معتاد است. زیرا این افراد معمولاً نا امید و بریده از جامعه هستندکه کوچکترین اتفاق ناگوار و شرایط دشوار می تواند به فروپاشی شخصیت آنها منجر شود که در نهایت می تواند پایان غم انگیز خودکشی را برای آنها رقم بزند.

  • اختلالات شخصیت:

اقدام به خودکشی در بین کسانی که مبتلا به اختلالات شخصیتی هستند از میزان بالایی برخوردار است. لازم به ذکر است که یکی از ملاک های تشخیصی اختلال شخصیت مرزی، رفتار ها و افکار مرتبط با خودکشی است تا جایی که بیش از 75 درصد افراد مبتلا به این اختلال حداقل یکبار اقدام به خودکشی را گزارش کرده اند.
به طور کلی پژوهش های گوناگون در طول سالها نشان داده است که اختلال های شخصیت از جمله: اختلال شخصیت مرزی، ضد اجتماعی، خودشیفته نمایشی و یا اختلال های روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب فراگیر، وحشت زدگی و فوبیا با افکار مرتبط با خودکشی و اقدام به آنها رابطه دارد. تا جایی که مرگ بسیاری از افراد مبتلا به این اختلالات بر اثر خودکشی گزارش شده است.

داشتن اختلال شخصیت می تواند از چند جهت به عنوان یک عامل تعیین کننده برای اقدام به خودکشی باشد:

  1. زمینه را برای بروز اختلال های عمده مانند اعتیاد و الکلیسم فراهم می کند.
  2. روابط بین فردی و به خصوص سازگاری اجتماعی فرد را مختل می کند.
  3. زمینه ساز بروز رویداد های ناگوار در زندگی فرد است.
  4. باعث ناتوانی فرد در مقابله با مشکلات جسمی و روانی می شود.
  5. تعارض های بین فرد واطرافیانش را تشدید می کند.
  • عوامل فرهنگی و اجتماعی:

خودکشی به عنوان یک پدیده چندبعدی با ابعاد روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در نظر گرفته می شود. در کشورهایی که تغییرات سریع در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی رخ داده وضعیت بی ثباتی که در جامعه حاکم می شود می تواند سلامت روانی انسان ها را تحت تأثیر خودش قرار دهد. در واقع تغییرات سریع در الگوهای فرهنگی و اجتماعی و گاهی اوقات از هم پاشیدگی چارچوب های قبلی افراد را سردرگم و دچار ابهام شدیدی در نقش های خودشان در جامعه می کند. مثلاً زمانی که زنان نقش های جدیدی را برای خود تعریف می کنند اما آن بخش از جامعه که در برابر تغییر مقاومت کرده آن ها را نمی پذیرد و گاهی اوقات خودکشی نوعی اعلام نارضایتی و اعتراض به وضعیت موجود است و یا زمانی که فرد هیچ راه خروجی برای رهایی از وضعیت فعلی خودش نمی یابد. در بسیاری از فرهنگ ها هم خودکشی مرسوم بوده است که در این مقاله به توضیح آنها پرداخته نمی شود.

  • عوامل اقتصادی:

عوامل اقتصادی هم می توانند یکی از دلایل عمده در اقدام به خودکشی افراد باشند. عواملی مانند فقر، بیکاری، نابرابری اقتصادی و صنعتی شدن که از مهمترین آنها می توان به فقر اشاره کرد. جدای از تمام عواقب مرتبط با فقر احساس ناتوانی که به فرد برای غلبه بر این شرایط دست می دهد ؛ می تواند باعث تضعیف روحیه، منزوی شدن، قطع رابطه با دیگران و در نهایت خودکشی شود. بیکاری نیز علاوه بر موارد ذکر شده به اختلافات خانوادگی نیز دامن می زند و کیفیت رابطه فرد با دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد. نا برابری اقتصادی هم فشار روانی زیادی بر فرد وارد می کند و احساس زندگی در جامعه ای که هیچ گونه عدالتی در آن وجود ندارد می تواند زمینه را برای اقدام به خودکشی فراهم کند. صنعتی شدن نیز در کنار مزایایی که دارد معایبی هم دارد که به نوع خودش می تواند در رفتارهای خودکشی گرایانه مؤثر باشد. مانند توزیع ناهمگون جمعیت، مهاجرت و مشکلات مرتبط با آن، پدیده حاشیه نشینی و عواقبی که به دنبال خود دارد و تنهایی و انزوایی که انسان را دچار خودش می کند.

همه ی عواملی که در مقاله عوامل خودکشی در شخصیت های مرزی ذکر شد هرکدام به طور جداگانه و مفصل می تواند مورد بررسی قرار گیرد. همانطور که قبلاً گفته شد عوامل زمینه ساز خودکشی گاه می تواند بسیار ساده و گاه بسیار پیچیده باشد پس بر طرف کردن عوامل زمینه ساز یکی از عمده ترین راه های پیشگیری است که می تواند بسیار مؤثر باشد همچنین توانمندسازی روانشناختی افراد در معرض خطر مانند نوجوانان، قشر فقیر جامعه، افرادی که به بیماری های سخت مبتلا هستند نیز می تواند یکی از مؤثرترین راه های کاهش این پدیده باشد.

کاشناسان و مشاوران مرکز مشاوره فراز آماده پاسخگویی به سوالات شما عزیزان در این زمینه می باشند.

ویژگی شخصیت های دارای استرس

در این مقاله به بررسی ویژگی شخصیت های دارای استرس میپردازیم.احساس فشار و تنش روانی، رایج ترین تعریفی است که از استرس ارائه شده است. درباره منبع استرس باید گفت هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند عامل استرس زا نامیده می شود و منبع استرس است. در واقع استرس هم تابعی از محیط است و هم تابعی از فرد است. تابعی از محیط است زیرا که در بستر محیط شکل میگیرد و تابعی از فرد است زیرا از ادراک فرد عبور می کند، همان طور که ممکن است رویدادی برای یک فرد استرس زا تلقی شود و برای فردی دیگر اینگونه نباشد. بنابراین استرس نتیجه ادراک فرد است که با توجه به شخصیت هر فرد این ادراک متفاوت است. به همین دلیل بین شخصیت و استرس ادراک شده رابطه وجود دارد.

تجربه فشار روانی یکی از رایج ترین تجربیاتی است که ما در طول زندگی روزمره خود داریم. این فشار روانی که ممکن است نامش بار منفی برای همه داشته باشد در سطوح مختلفی ادراک می شود. همین امر باعث شده که هم به عامل محرک بشر برای رسیدن به موفقیت تبدیل شود و هم مانعی برای افراد برای رسیدن به موفقیت باشد.

اتفاقات کوچک زندگی مانند: رفتن به محل کار، گیرافتادن در ترافیک، برنامه ریزی برای رفتن به یک قرار مهم، خرید کردن برای یک مهمانی و یا رفتن به فرودگاه برای استقبال از یک آشنا و … میزانی از استرس و فشار روانی را در ما ایجاد می کند که باعث می شود ما تلاش کنیم که به موقع به محل کار برسیم، زمانی حرکت کنیم که در ترافیک نمانیم، وقتمان را طوری تنظیم کنیم که به موقع به قرارمان برسیم، یا خرید مناسبی برای مهمانی انجام دهیم و به موقع به فرودگاه برسیم. این میزان از استرس، مثبت ارزیابی می شود، زیرا نه تنها مانعی برای افرا ایجاد نمی کند بلکه محرکی است برای افراد تا عملکرد بهتری داشته باشند.

پس می توان گفت ما همواره میزانی از تنش و فشار را تجربه می کنیم. اما چه زمانی استرس منفی و آسیب زا تلقی می شود؟
اگر میزان فشار و تنشی که فرد در امور روزمره یا حتی رویدادهای خاص زندگی تجربه می کند به حدی باشد که فرد احساس کند از تحملش خارج است و عملکردش در زندگی روزمره را برای مدت طولانی تحت تأثیر منفی خود قرار دهد، منفی ارزیابی شده و باید مورد بررسی قرار گیرد.

در نتیجه ی ادراک شناختی فرد از تنش مغز احساس خطر کرده و ارگانهای بدن را برای مقابله و رهایی از تنش بسیج می کند. پژوهش های متعددی نشان داده که استرس با شاخص های فیزیولوژیکی مانند فشار خون وضربان قلب ارتباط دارد. پس می توان نتیجه گرفت که تحمل تنش و فشار روانی در مدت زمان طولانی می تواند آسیب های جسمی جدی را درپی داشته باشد.

حالا این سؤال مطرح می شود که چه مقدار از فشار روانی که ما تجربه می کنیم نتیجه ادراک ماست و چه مقدار آن معلول محیط است؟

پیچیدگی هایی که محیط دارد باعث شده که همواره ما میزانی از استرس را تجربه کنیم اما بخش اعظم فشاری که ما تجربه می کنیم ادراکی است. یعنی در نتیجه برداشت و تفسیر ما از رویدادها و پدیده های محیطی است. در واقع رویدادها برای به تجربه درآمدن باید از فیلتر ادراکی هر فردی عبور کنند. در نتیجه این ادراک واکنش های فیزیولوژیکی در بدن ما روی می دهد. یعنی ما استرس را هم در ذهن خود و هم در بدن خود تجربه می کنیم.

از آنجایی که فشار روانی ابتدا باید از محیط ادراک شود تا بدن به آن واکنش نشان دهد، می توان با تغییر شناخت و ادراک، فشار محیط را تعدیل و کنترل کرد.

ویژگی شخصیت های دارای استرس

رابطه استرس با شخصیت در پژوهش های متعددی مورد بررسی قرار گرفته است. و در همه این پژوهش ها بین ویژگی های شخصیتی افراد و میزان استرسی که تجربه می کنند رابطه مثبتی وجود داشته است.

در واقع ویژگی های شخصیتی مانند چارچوبی برای ادراک ما عمل می کنند و به تجربیات ما جهت می دهند. و گاهی اوقات نوع تجربیات ما را تعیین می کنند.

افرادی که باورهای منفی نسبت به دنیا و اطرافیان خود دارند حوادث منفی و استرس زای بیشتری را تجربه می کنند.در واقع می توان گفت آنها به استقبال حوادث منفی می روند. و شاید بتوان گفت نگاه منفی بینانه آنها رویدادها را از آن میزانی که هستند منفی تر و تلخ تر ادراک می کند.

همچنین افرادی که دارای اعتماد به نفس پایینی هستند و برای انجام کارها احساس توانمندی کمی دارند نیز بیشتر در معرض استرس قرار دارند. زیرا مدام با این فکر که از پس انجام کارها بر نمی آیند دست به گریبانند. و ناکامی که در نتیجه عدم موفقیت در انجام کارها تجربه می کنند به فشار روانی آنها در امور آینده دامن می زند.

یک گروه دیگر از افراد که تنش روانی زیادی را تحمل می کنند، افرادی با ویژگی شخصیتی کمال گرایی هستند. تمایل شدید به کامل و بدون نقص انجام شدن کارها و امور باعث می شود فرد برای دست یابی به این هدف استرس بیشتری را تحمل کند.

افرادی که دارای مرکز کنترل بیرونی هستند نیز جزء گروه در معرض فشار روانی هستند. مرکز کنترل اشاره به برداشت افراد از میزان تسلطشان بر امور زندگی خود دارد. افرادی که دارای مرکز کنترل بیرونی هستند بر این باورند که زندگی شان در کنترل خودشان نیست و دیگران مانند صاحب منصبان و تقدیر و سرنوشت زندگی آنها را کنترل می کند و خودشان توانایی ایجاد تغییر در زندگی را ندارند. در نتیجه ناکامی هایی که تجربه می کنند و عدم توانمندی که در انجام موفقیت آمیز امور دارند فشار زیادی بر آنها وارد می کند. این افراد همواره برخورد منفعلانه ای را با رویدادهای استرس زا دارند.

افراد فاقد ویژگی شخصیت های دارای استرس

افرادی که نگاه مثبتی به زندگی دارند  و ویژگی شخصیت های دارای استرس و دارای مرکز کنترل درونی و سخت کوش هستند، در کنار اینکه نسبت به آنچه انجام می دهند بسیار متعهدند و خود را وقف رسیدن به هدف خود می کنند، این احساس مثبت را دارند که بر اوضاع مسلط هستند و خودشان تعیین کننده هستند.آنها تغییرات زندگی و چالش های پیش رو را فرصتی برای رشد و پیشرفت می دانند نه محدودیت و تهدید. این افراد در برخورد با موقعیت ها به جای کنار کشیدن و برخورد منفعلانه با آن درگیر می شوند. این افراد استرس را به شکل مثبتی تجربه می کنند که به آنها برای اقدام و عمل انگیزه می دهد.

فردی که به توانایی های خود برای مقابله با شرایط باور دارد، در برخورد با شرایط استرس زا از راهبرد های فعالانه استفاده می کند نه راهبردهایی که منفعلانه بوده و نشانه ضعف فرد است.

نتیجه میگیریم که:

با توجه به آنچه گفته شد می توان گفت که استرس و فشار روانی بیشتر زاده ادارک ما می باشد. خود این امر قدرت تأثیر گذاری ما بر شرایط زندگی مان را افزایش می دهد. برای رشد و توسعه فردی نیز یکی از فاکتور های تعیین کننده توانایی در مدیریت استرس است. اینکه ما بتوانیم استرس خود را به گونه ای مدیریت کنیم که در خدمت ما باشد و انگیزه بخش ما برای رسیدن به اهدافمان باشد. پس اگر به جای تغییر شرایط محیطی که کاری بیهوده و طاقت فرساست به دنبال مدیریت هیجان ها و فشارهای روانی خود باشیم احساس بهتری خواهیم داشت.