سنجش هوش از طریق آزمون هوشی استنفورد–بینه

اهمیت سنجش هوش و استعداد برای کودکان خیلی بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته است و برای والدین خیلی اهمیت دارد که مهارت های فرزندانشان بر اساس استعداد هایی که دارند پرورش یابد. و دیگر مانند گذشته نیست که یا کودکان به حال خود رها می شدند و هیچ اهمیتی به استعداد های آنها داده نمی شد و یا اینکه بر عکس برای برخی از والدین فرزندان تبدیل به ماشین آرزو شده بودند تا هر آرزویی را که درکودکی خودشان نتوانستند به آن دست یابند را برایشان به دست آورند. امروزه با توجه به اینکه تعداد فرزندان در خانواده ها کاهش یافته پدر و مادرها تمام تلاششان این است که آینده درخشانی برای فرزندانشان بسازند و آنها را در مسیر استعدادهایشان هدایت کنند نه آمال و آرزوهای خودشان. مراکز مشاوره و روانشناسی بسیاری در استعدادیابی و هدایت تحصیلی و شغلی کودکان خانواده ها را یاری می دهند. با توجه به اهمیت استعدادیابی باید از ابزار های حرفه ای و تخصصی در این زمینه استفاده کرد که همان آزمون های هوشی هستند. آزمون های متعددی برای بررسی هوش و استعداد کودکان و نوجوانان وجود مانند آزمون هوش چندگانه گاردنر، آزمون هوشی وکسلر و آزمونی که در این مقاله به آن پرداخته می شود یعنی آزمون هوشی استنفورد – بینه.

بررسی استعداد ها از طریق آزمون های هوشی:

بررسی هوش از گذشته دارای اهمیت زیادی بود و تلاش های زیادی برای ساختن یک ابزار معتبر برای سنجش هوش و استعداد انجام شده و می شود؛ زیرا هوش سازه ی بسیار پیچیده ای می باشد. در گذشته فرض بر این بود که فقط افرادی که در انجام محاسبات ریاضی توانمند هستند هوش بالایی دارند؛ حتی در نظام آموزش و پرورش خودمان هم والدین تلاش می کردند فرزندانشان وارد رشته های ریاضی شوند. زیرا فرض بر این بود که دانش آموزان باهوش و با استعداد وارد این رشته می شوند و رشته های تحصیلی دیگر نیازی به استعداد خاصی ندارد.

اما پژوهشگرانی از جمله بینه و سیمون، ریموند کتل و گاردنر که همگی به بررسی سازه و مفهوم هوش می پرداختند به این نتیجه رسیدند که هوش ابعاد متعددی دارد و گاردنر گفت هوش انواع مختلفی دارد و با بررسی های متعدد به 8 نوع هوش جداگانه دست یافت و در این زمان بود که استعدادیابی کودکان و نوجوانان اهمیت یافت زیرا حالا تنها رشته ریاضی نبود که نشان دهنده هوش و استعداد افراد بود بلکه هرکس می توانست در یک زمینه خاص استعداد داشته باشد که باید کشف می شد.

آزمون هوشی استنفورد–بینه:

اولین بار در سال 1904 بینه و سیمون در فرانسه به دستور وزارت آموزش و پرورش فرانسه مشغول به ساخت آزمونی شدند که بتواند افراد عقب مانده ذهنی را از دیگر دانش آموزان تشخیص دهد. و اولین آزمون که در سال 1905 ساخته شد به آزمون بینه – سیمون معروف بود. آنها بررسی های خود را ادامه دادند و آزمونشان را اصلاح و دو نسخه دیگر در سال های 1908 و 1911 منتشر کردند. بعد از مرگ آنها دانشگاه استنفورد در امریکا تحقیقات آنها را ادامه و برای وفادار ماندن به تلاش های بینه و سیمون نام آزمون خود را استنفورد – بینه گذاشتند و تا کنون 5 نسخه از این آزمون منتشر شده است و در هر نسخه تلاش کردند تا بتوانند به شکل دقیق تری به سنجش هوش و استعداد بپردازند.

اهمیت استعدادیابی به وسیله آزمون هوشی استنفورد–بینه

اهمیت استعدادیابی به وسیله آزمون هوشی استنفورد–بینه به قدری زیاد است که افراد متخصص و حرفه ای نیز باید در این زمینه وارد شوند. مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره فراز با استفاده از روانسنج های حرفه ای و ابزار های سنجش هوش و استعداد به بررسی استعداد های کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان می پردازد و با مشاوره فردی حرفه ای؛ آنها را در مسیر تحصیلی و شغلی شان یاری می دهد.

انواع استعداد هایی که با استفاده از این آزمون مورد سنجش قرار می گیرد.

از آنجایی که خیلی مهم است که کودکان در بهترین سن برای استعدادیابی مورد سنجش قرار بگیرند این آزمون دامنه گسترده ای دارد یعنی از 3 سالگی تا بالای 90 سالگی را شامل می شود. همه ی آزمون های سنجش هوش و استعداد یک نمره ی کلی به دست می دهند که به آن هوشبهر یا نمره هوشی گفته می شود. که برای استعدادیابی خیلی به کار نمی آید زیرا هیچ اطلاعاتی از جزئیات استعدادهای افراد به دست نمی دهد. اما درکنار هوشبهر کل، آزمون هوشی استنفورد–بینه در 5 حیطه هوشی به بررسی توانمندی های افراد می پردازد که بسیار قابل توجه است. و می توان نقاط قوت و ضعف افراد را در این 5 حیطه مورد بررسی قرار داد. این 5 حیطه عبارتند از: استدلال سیال، دانش، استدلال کمی، پردازش دیداری – فضایی و در آخر حافظه فعال که هر مورد را به طور مختصر بررسی می کنیم.

  1. استدلال سیال: استدلال سیال به توانایی حل مسئله از طریق شناسایی رابطه بین موضوعات، مسائل و پدیده ها اشاره دارد. این حیطه تأثیر پذیری کمی از محیط و یادگیری آموزشی دارد و از آن به عنوان هوش ارثی نیز یاد می کنند. معمولاً افرادی که استعداد بالایی در این زمینه داشته باشند در بسیاری از فعالیت ها موفق اند زیرا اساس و بنیاد بسیاری از یادگیری ها توانایی استدلال سیال است.
  2. دانش: دانش شامل تمام اطلاعات عمومی می شود که در حافظه بلند مدت فرد ذخیره و نگهداری می شود. پس یادگیری هایی که فرد از محیط دریافت می کند نیز بر میزان هوش و استعداد او تأثیر می گذارد و می تواند آن را ارتقاء دهد. در این حیطه مشخص می شود که فرد چگونه دانشی که فرا گرفته را مورد استفاده قرار می دهد. و هم به صورت کلامی و هم به صورت غیر کلامی مورد سنجش قرار می گیرد.
  3. استدلال کمی: استلال کمی یعنی توانایی استفاده از اصول و قوانین حاکم بر دنیای اعداد برای حل کردن مسائل ریاضی. در واقع افرادی که در این بخش نمره بالایی دریافت می کنند از هوش ریاضی بالایی برخوردارند و استعداد خوبی برای انجام هرگونه فعالیتی که مرتبط با اعداد و ارقام و فرمول ها باشد؛ دارند.
  4. پردازش دیداری – فضائی: یعنی فرد بتواند روابط بین اجسام و الگو ها را در ذهن خودش تجسم و کشف کند. افرادی که استعداد بالایی در این زمینه دارند معمولا جهت یاب های خوبی هستند. و در فعالیت هایی مانند مجسمه سازی، نقشه کشی و اکثر فعالیت های هنری استعداد خوبی دارند.
  5. حافظه فعال: حافظه فعال آن بخش از حافظه بلند مدت است که مدام مورد بازبینی و اصلاح قرار می گیرد و از آن استفاده می شود. این حیطه در یادگیری های آموزشگاهی تأثیر بسیار زیادی دارد زیرا اگر فرد در این حیطه دارای ضعف باشد در فعالیت های تحصیلی با مشکل مواجه می شود. زیرا یادگیری های او بر پایه ی حافظه فعال است.

در استعدادیابی کودکان و نوجوانان به وسیله این آزمون ما دو هوشبهر دیگر هم داریم هوشبهر کلامی و غیر کلامی که هر 5 حیطه را شامل می شود. یعنی دانش کلامی و غیر کلامی، حافظه فعال کلامی و غیر کلامی و الی آخر. معمولاً برای انتخاب رشته هوشبهر کلامی معرف رشته های علوم انسانی است و هوشبهر غیر کلامی معرف رشته های فنی و مهندسی ، ریاضی و معماری و عمران است.

پس مجموعاً این آزمون 8 نمره به ما می دهد که عبارتند از: نمره کل، هوشبهر کلامی، هوشبهر غیر کلامی و نمره برای هر 5 حیطه ی استدلال سیال، دانش، استدلال کمی، پردازش دیداری- فضایی و حافظه فعال.مشاوران با بررسی هر کدام از این 8 نمره ی هوشی می توانند به دقت فرد را برای هدایت در زمینه هایی که استعداد دارد راهنمایی کند. در مرکز روانشناسی فراز می توانید به استعدادیابی فرزند خود  از طریق آزمون هوشی استنفورد–بینه و دیگر آزمون ها بپردازید و او را در راستای توانمندی هایش یاری کنید و آینده ای درخشان تر برای او بسازید.

 

 

 

 

بهترین سن برای استعدادیابی کودکان چه زمانی است؟

معمولاً درباره ی استعداد ها باور های غلط بسیاری وجود دارد که در ادامه به آنها می پردازیم اما برای بسیاری از خانواده هایی که به اهمیت استعدادیابی در فرزندان خود واقف هستند و سعی دارند با برنامه ریزی دقیق و به موقع بر پایه استعداد ها و توانمندی های فرزندانشان آینده خوبی را برای آنها رقم بزنند این سؤال مطرح است که بهترین زمان برای استعدادیابی کودکان شان چه زمانی است؟ تا بعد از آن بتوانند فرزندشان را در راستای استعداد و توانمندی که دارد راهنمایی کنند. در این مقاله می خواهیم به همین سؤال پاسخ دهیم.

باورهای غلط درباره استعدادها:

باورهای غلط بسیاری درباره استعدادها وجود دارد که دانستن آنها کمک می کند تا در دام این باورهای غلط نیفتیم و از استعداد فرزندان خود غافل نشویم. معمولاً والدین فکر می کنند افراد کمی در جامعه دارای استعداد هستند بنابراین خیلی به این موضوع که کودک آنها هم ممکن است استعدادی داشته باشد توجه نمی کنند. برای اصلاح این باور غلط لازم به ذکر است که دو مفهوم استعداد و نبوغ با یکدیگر متفاوت هستند.

استعداد ها توانایی های ذاتی افراد هستند که جدای از آموزش و مهارت می باشند مانند اینکه کودکی آمادگی ذاتی برای انجام برخی حرکات ورزش دارد مانند ژیمناستیک به همین خاطر است که معمولاً این ورزش را در کودکی استعداد یابی می کنند. اما نبوغ به برتری های افراد در بسیاری از زمینه ها نسبت به افراد دیگر گفته می شود افرادی با فاصله خیلی زیادی از دیگر افراد جامعه از نظر توانمندی های خاص برتر هستند. به همین خاطر این افراد نابغه هستند که درصد کمی از افراد را تشکیل می دهند اما در مورد استعداد این گونه نمی باشد و هرکس دارای استعداد یا استعدادهایی می باشد که باید به آن توجه شود.

یک باور غلط دیگر این است که استعداد را معادل با پیشرفت تحصیلی می دانیم در صورتی که خیلی از افراد با استعداد در طول تاریخ بوده اند که در دروس مدرسه عملکرد ضعیفی داشتند که نمونه بارز آن دانشمند معروف آلبرت انشتین است. در صورتی که دروس مدرسه به هیچ وجه توانمندی های افراد را نمی سنجند و نتایج آنها نیز میزان استعداد افراد را به نمایش نمی گذارد. پس توجه به سن کودکان برای استعداد یابی در اینجا نیز اهمیت می یابد زیرا عملکرد ضعیف در مدرسه باعث نابود شدن اعتماد به نفس کودک و سرکوب شدن استعداد های آنان می شود.

باور غلط دیگر این است که فکر می کنیم استعداد ها خودشان بروز می یابند. درواقع فکر می کنیم استعداد آنقدر نیرو دارد که بتواند خودش را نشان دهد و همه متوجه استعداد کودک در یک زمینه خاص می شوند؛ در صورتی که این باور کاملا اشتباه است زیرا درباره همه کودکان صدق نمی کند. و به عومل بسیار زیادی بستگی دارد و به همین خاطر است که استعدادیابی در سراسر دنیا از اهمیت زیادی نسبت به رغبت ها برخوردار است. باورهای غلط بسیار دیگری نیز وجود دارد اما در این مقاله به مهمترین آنها پرداخته شد.

اهمیت استعدادیابی در دوران کودکی

امروزه پدیده ای که در مشاغل خیلی به چشم می خورد این است تعداد بسیار زیادی از افراد در شغل هایی غیر مرتبط با تحصیلات خود فعالیت می کنند و یا بسیاری از افراد را می بینیم که در شغل هایی که هیچ علاقه ای به آن ندارند مشغول هستند به این خاطر مبحث علاقه را پیش می کشیم که رغبت و علاقه وقتی ایجاد می شود که ما در کاری و یا در فعالیتی عملکرد خوبی داریم و همین باعث می شود که نسبت به آن فعالیت علاقمند شویم مانند دوچرخه سواری؛ کسانی که دوچرخه سواران خوبی نیستند علاقه کمی هم به این فعالیت دارند.

پس اساس شکل گیری رغبت ها بر پایه ی استعداد هاست و علت بسیاری از نارضایتی های شغلی و بیکاری ها و تغییر شغل های ناگهانی که امروز می بینیم عدم توجه به استعدادیابی افراد در زمان کودکی است. پس مشغول شدن افراد در مشاغلی که مرتبط با توانمندی ها و استعداد های آنهاست باعث افزایش رضایت شغلی آنها می شود زیرا در این مشاغل احساس سودمندی و اعتماد به نفس بیشتری دارند. خیلی از والدین به اهمیت استعدادیابی در دوران کودکی واقف نیستند و فکر می کنند کودکشان وقتی وارد مدرسه شود استعدادهایش کشف می شوند و خود به خود به سمت آنها هدایت می شود. در صورتی که مدارس فقط عهده دار مسئولیت تدریس برخی از دروس به دانش آموزان می باشند. هرچند که سیستم آموزشی در سالهای اخیر توجه زیادی به استعدادیابی کرده است اما به خاطر تعداد زیاد دانش آموزان تمرکز و توجه مطلوبی برای هر دانش آموز به طور جداگانه صرف نمی شود.

نکته دیگری که اهمیت بررسی توانمندی ها و استعداد های افراد را در دوران کودکی دوچندان می کند این است که بسیاری از فعالیت ها باید از زمان کودکی آغاز شوند تا فرد بتواند به موفقیت های چشمگیری در آنها دست یابد مانند موسیقی و ورزش و معدود زمینه هایی هستند که در هر سنی می توان به آنها پرداخت مثلا روسو نقاش معروف در دوران بازنشستگی به نقاشی روی آورد، یا مثلاً نویسندگی.

بهترین سن برای استعداد یابی کودکان:

مهم است که استعداد ها به موقع بررسی و کشف شوند تا زمان مناسب برای پرورش دادن آنها باشد و به نوعی با شخصیت کودک آمیخته شوند. پژوهشگران و روانسنج ها بهترین سن برای بررسی استعداد ها را پیش از دبستان می دانند زیرا تقریبا در تمام کشورها سیستم آموزشی تأثیر منفی بر خلاقیت کودکان دارد. اما خانواده هایی که دیگر کودکانشان در سن پیش دبستان نیستند هنوز دیر نشده است زیرا فاصله سنی بین 3 تا 15 سالگی نیز برای بررسی و کشف توانمندیهای کودکان و نوجوانان فاصله سنی مناسبی می باشد.

سیستم آموزشی در کشورهای پیشرفته اهمیت زیادی به استعداد یابی افراد می دهد چون معتقد است که افراد بر اساس توانمندی های خود به فعالیت های گوناگون بپردازند و در واقع هرکس در جای خودش قرار بگیرد به همین خاطر برخی از کشور ها از 3 سالگی استعدادیابی کودکان را آغاز می کنند. ابزارهای گوناگونی برای بررسی توانمندی های کودکان وجود دارد از مشاهده و بازی گرفته تا ابزار های روانسنجی دقیق و گوناگون. با این وجود روانشناسان برای اینکه به نتایج دقیق تری دست یابند علاوه بر مشاهده از ابزار های روانسنجی دقیقی استفاده می کنند یعنی همان آزمون های هوشی.

آزمونهای هوشی بسیاری وجود دارد که می توانید با استفاده از آنها استعداد یا استعدادهای کودکان خود را کشف کنید مانند : آزمون هوشی استنفورد-بینه ، آزمون هوشی وکسلر، آزمون هوش چندگانه گاردنر، آزمون هوشی ریون و بسیاری از ابزارهای سنجش هوش و استعداد دیگر. اما باید توجه داشته باشید که این ابزار ها باید توسط افراد حرفه ای و دارای صلاحیت اجرا شود مانند روانشناسان، مشاوران کودک و روانسنج ها.

در آخر باید یادآور شد که استعدادیابی کودکان و بزرگسالان یکی از خدمات مرکز مشاوره فراز می باشد که توسط افراد متخصص انجام می شود و شما با راهنمایی مشاوران کودک می توانید توانمندی های فرزندان خود را بررسی کنید.

 

 

نگارنده: آمنه کشاورز کارشناس ارشد مشاوره

هوش چندگانه | تست هوش چندگانه گاردنر

با توجه به گوناگونی رشته های تحصیلی و از طرفی تفاوت های فردی دانش آموزان از نظر هوش، استعداد و رغبت ها لازم است ویژگی های فردی با خصوصیات تحصیلی آنها انطباق داده شود و دانش آموزان در انتخاب رشته ی تحصیلی هدایت شوند و همچنین برای حل مشکلات تحصیلی به آنها کمک های لازم داده شود، این امر باعث رشد و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان و پرورش افراد کارآمد و آینده ساز می شود، یکی از ابزارهای قابل استفاده در این مسیر تست هوش چندگانه گاردنر است.

هوش چندگانه:

ملاک هایی که برای هدایت تحصیلی دانش آموزان به کار گرفته می شود معدل، آزمون رغبت سنج هالند، نظر مشاور، نظر دانش آموز، نظر اولیا، نظر دبیران است، یکی دیگر از نظریه هایی که تاکید زیادی بر استعدادها و ویژگی های فردی می کند نظریه ی هوش چندگانه گاردنر است، که با معرفی 8 بعد هوش (کلامی،منطقی، موسیقیایی، جنبشی، فضایی، بین فردی، درون فردی، طبیعت گرا) مجموعه ی توانایی ها و قابلیت ها را می سنجد و می تواند زمینه ی شغلی و همچنین تحصیلی افراد را فراهم کند.

تست هوش چندگانه گاردنر این باور اشتباه که هوش بالا یعنی توانایی محاسبات ذهنی سریع است را رد می کند. برخلاف تصورات گذشته که ضریب هوشی را غیرقابل تغییر می دیدند، گاردنر عنوان کرد که هوش های چندگانه توانایی های مختلفی را شامل می شوند و قابل تغییر و رشد هستند.

گاردنر مفهوم هوش را فراتر از هوش عمومی تعریف کرد. هرکدام از ما درجه هایی از هوش های چندگانه را داریم اما به طور معمول یکی از آنها با درجه ی بالاتر، هوش غالب ما شناخته می شود.

هوش چندگانه گاردنر در فعالیت های آموزشی، سبک های مختلف یادگیری، شخصیت شناسی، مشاوره شغلی، مشاوره تحصیلی، برنامه ریزی آموزشی، استعداد یابی، در جنبه های مختلف هوش و …. کاربرد دارد.

8 بعد که هوش چندگانه ی گاردنر به بررسی آن می پردازد عبارتند از:

  1. هوش زبانی _ کلامی: توانایی افراد در درک کلمات و زبان است. مشاغل مناسب: نویسندگی، روزنامه نگاری، معلم، سیاستمدار، مترجم، وکیل، و …
  2. هوش منطقی _ ریاضی: توانایی افراد در تفکر انتزاعی، منطق، استدلال، درک اعداد، و تفکر انتقادی است. مشاغل مناسب: مهندس، برنامه نویس، پژوهشگر، حسابدار و …
  3. هوش موسیقیایی: توانایی افراد در تشخیص ریتم ها، صداها، آهنگ ها  و به طورکل موسیقی است.
  4. مشاغل مناسب: موسیقیدان، خواننده، معلم موسیقی، رهبر ارکستر، آهنگساز و…
  5. هوش بدنی _ جنبشی: توانایی افراد در انجام حرکات بدنی، کنترل و حفظ تعادل جسمانی و هماهنگی دست و چشم است. مشاغل مناسب:ورزشکار، معلم تربیت بدنی، هنرپیشه، آتش نشان، صنعتگر و…
  6. هوش تصویری _ فضایی ( تجسمی): توانایی افراد در تجسم پدیده ها است مانند: جهت یابی، نقشه خوانی، درک تصاویر و نمودارها  و…
  7. مشاغل مناسب: مکانیک، مهندس، طراح، طراح داخلی، مجسمه ساز، گرافیست، معمار، دریانورد، هنرهای تجسمی، مخترع و…
  8. هوش بین فردی: توانایی افراد در درک و تعامل با دیگران است. مشاغل مناسب: روانشناس، مشاور، فروشنده، سیاستمدار، فیلسوف و…
  9. هوش درون فردی: افرادی که نسبت به احساسات و هیجان ها و انگیزه های خود ، آگاهی دارند. مشاغل مناسب: مشاور، نظریه پرداز، نویسنده، فیلسوف، دانشمند، تاجر و…
  10. هوش طبیعت گرا: افرادی که علاقه مند به کاوش و پرورش محیط هستند و یادگیری درباره ی گونه ها و طبیعت را دوست دارند.
  11. مشاغل مناسب: حافظ محیط زیست، ستاره شناس، زیست شناس، مزرعه دار و…

براساس رابطه ی هرکدام از مولفه های هوشی گفته شده با رشته ی تحصیلی، برتری هوش منطقی- ریاضی در دانش آموزان گروه ریاضی به نسبت گروه های تحصیلی دیگر معنی دارتر یا بیشتر است ولی این تفاوت نسبت به گروه تجربی زیاد نیست.

برتری مولفه ی هوشی تصویری- فضایی در دانش آموزان گروه هنر نسبت به سایر گروه های تحصیلی بیشتر است.

براساس تحلیل ها تفاوت معناداری در مولفه های هوشی طبیعت گرا، درون فردی، بدنی- جنبشی و موسیقیایی برای هر کدام از گروه های تحصیلی وجود ندارد.

برتری مولفه ی هوشی زبانی – کلامی و بین فردی در دانش آموزان گروه علوم انسانی نسبت به سایر گروه های تحصیلی بیشتر است.

شناخت و پذیرش هوش چندگانه فرصت و امکانات متعددی را فراهم می کند تا دانش آموزان خلاقیت ، استعدادها و نقاط قوت و ضعف خود را بهتر بشناسند ، و با استفاده از راهکارهایی این نقاط قوت و استعدادها را پرورش دهند و نقاط ضعف را برطرف نمایند و این شناخت ها را در جهت انتخاب رشته و شغل خود به کار بگیرند.

 

 

 

زهرا ابراهیمی، کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی