خودمراقبتی روانی و اهمیت آن در زندگی انسان

امروزه اهمیت خودمراقبتی روانی در حوزه های گوناگونی مانند سلامت جسمی و روانی و سلامت جامعه مطرح است و با وجود اینکه مجموعه رفتارهایی را شامل می شود که جدید نیستند و همیشه وجود داشته اند اما اکنون بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و دست اندر کاران حوزه سلامت و بهداشت روان برای آن برنامه ریزی های دقیق و مدونی را انجام داده اند. در این مقاله ما قصد داریم که به یکی از ابعاد خودمراقبتی یعنی خودمراقبتی روانی بپردازیم؛ اما قبل از آن مفهوم کلی خود مراقبتی را مورد بررسی قرار می دهیم. خود مراقبتی همانطورکه از نام آن هم مشخص است رفتاری آگاهانه است زیرا این خود ما هستیم که باید آن را انجام دهیم و برای آن برنامه ریزی کنیم و مهم تر از همه بر جنبه هایی از زندگی که تحت کنترل فرد هستند تمرکز دارد. خودمراقبتی از دو جهت دارای اهمیت است اول از این جهت که جنبه ارتقاء دهنده برای زندگی انسان دارد و باعث می شود که سطح کیفیت زندگی انسان ارتقاء یابد و دوم اینکه جنبه پیشگیری دارد و باعث جلوگیری از به وجود آمدن بسیاری از مشکلات و بیماری ها می شود که در سطح گسترده می تواند هزینه های سنگینی را هم بر فرد و هم بر جامعه تحمیل کند.

نکته مهم دیگری که لازم است در مورد این مفهوم به آن توجه شود این است که این مفهوم یک فرایند است و یک رفتار مقطعی نیست که در دوره زمانی خاص یا در شرایطی خاص به آن توجه شود بلکه از ابتدای زندگی یعنی از زمان کودکی تا بزرگسالی و سالمندی باید بخش اعظمی از فعالیت های روزمره خود را به آن اختصاص دهیم.

ابعاد گوناگون خودمراقبتی

با وجود اینکه در این مقاله قصد داریم فقط به خودمراقبتی روانی بپردازیم اما از آنجایی که تمام ابعاد این مفهوم با یکدیگر ارتباط دارند و بر هم اثرگذار هستند ابعاد دیگر آن را نیز مورد بررسی قرار می دهیم. اگر بخواهیم به صورت جزئی به ابعاد مراقبت از خود بپردازیم می توانیم برای تک تک موقعیت های زندگی فردی و اجتماعی و تمام مقاطع سنی یک بعد در نظر بگیریم زیرا مراقبت از خود در هریک از موقعیت های گوناگون زندگی رفتار های خاص خود را می طلبد اما به طور کلی این مفهوم از چهار بعد مورد بررسی قرار گرفته است که عبارتند از:

1- خودمراقبتی جسمی

2- خودمراقبتی روانی

3- خودمراقبتی اجتماعی

4- خودمراقبتی معنوی

هر یک از این ابعاد به طور جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد اما باز هم باید به این نکته توجه کنیم تمام این ابعاد بر یکدیگر تاثیر می گذارند و باید مورد توجه قرار گیرد.

  • خود مراقبتی جسمی: همانطور که از نام آن هم مشخص است مجموعه رفتار هایی را شامل می شود که باعث ارتقاء سلامت فیزیکی و جسمی ما می شود و از طرف دیگر باعث پیشگیری از مبتلا شدن به خیلی از بیماری هایی می شود که ممکن است با افزایش سن نیز شدت بیشتری بیابند و نکته مهم اینکه در این بعد از مراقبت بر دوره سالمندی تأکید بیشتری می شود زیرا با افزایش سن، انسان بسیاری از توانمندی های خود را از دست می دهد. مراقبت از خود در بعد فیزیکی بخشهایی را شامل می شود مانند: تغذیه؛ که در این بخش به رفتارهایی مانند خوردن غذای سالم و منظم تاکید می شود و دوری از غذاهایی که برای سلامتی انسان مضر هستند مانند خوراکی های فراوری شده و یا فست فود ها، تحرک و ورزش روزانه که بخش جدا نشدنی مراقب جسمی از خود می باشد؛ ورزش کردن علاوه بر اثرات مثبتی که بر سلامت جسمی ما دارد بر سلامت روان نیز تاثیر بسیار قابل توجهی دارد به همین دلیل تصمیم گرفتیم به تمام ابعاد خود مراقبتی بپردازیم. بخش دیگر مراقبت فیزیکی شامل انجام معاینات پزشکی ادواری و منظم است که بیشتر جنبه پیشگیرانه دارد, اهمیت این موضوع به قدری مشخص است که نیازی به پرداختن به آن نیست. این بعد بخش های گوناگون دیگری را نیز شامل می شود که در افراد مختلف به میزان های گوناگونی اهمیت دارد مانند: رفتن به مسافرت، داشتن پوشش متناسب با فصل، استراحت و خواب کافی، داشتن اوقات فراغت کافی و ….
  • خودمراقبتی روانی: با وجود این که این بعد نیز از اهمیت زیادی برخوردار است اما نمی توان هیچ کدام از ابعاد مراقبت از خود را بر دیگری ترجیح داد زیرا همگی در کنار یکدیگر بر ارتقاء کیفیت زندگی ما تاثیرگذار هستند. خودمراقبتی روانی شامل انجام رفتارهایی است که به آرامش و احساس رضایت درونی ما منجر شود، همچنین باعث افزایش اعتماد به نفس، توسعه مهارت های فردی و توانمند های ما برای مقابله با رویداد ها استرس زای زندگی می شود و در کنار آن شادمانی و رغبت به زندگی را در انسان افزایش می دهد. این بعد بر افزایش رفتارهایی تمرکز دارد که باعث بالا رفتن سازگاری و انطباق بیشتر با تغییرات اجتناب ناپذیر زندگی می شود باید توجه داشته باشیم که هدف از خودمراقبتی روانی خوب بودن حال ما می باشد و این موضوع می تواند در افراد مختلف معانی گوناگونی داشته باشد اما انجام برخی از رفتارها در این بخش ضروری می باشد که عبارتند از: اختصاص وقت و زمان روزانه برای تفکر و تأمل، مراجعه به مشاور، روانشناس و روانپزشک در صورت بروز مشکل، دغدغه و یا ناراحتی روانی؛ چیزی که معمولا توجه خیلی کمی به آن می شود و ما در نظر نمی گیریم که افراد متخصصی وجود دارند که می توانند به ما در حل مشکلاتی که به نظر خودمان لاینحل هستند کمک کنند. مرکز مشاوره فراز نیز با داشتن گروهی از متخصصان و مشاوران در زمینه های گوناگون می به شما در حل مشکلات و رفع دغدغه هایتان کمک کند، مورد بعدی که از اهمیت زیادی برخوردار است توجه به خواسته ها، آرزوها و اهداف خود است زیرا تلاش کردن برای رسیدن به خواسته ها و اهداف و حرکت در مسیر رسیدن به آنها باعث افزایش احساس شادمانی درونی ما می شود و رضایت از زندگی را در ما افزایش می دهد. رفتارهای گوناگون دیگری نیز وجود دارد که حال ما را خوب می کند که در افراد مختلف متفاوت است مانند، رفتن با دامان طبیعت، مدیتیشن و رفتارهایی مانند ورزش و خواب مناسب و داشتن تفریح که در موارد قبلی نیز به آن اشاره شد.
  • خودمراقبتی اجتماعی: که شامل رفتارهایی می شود که معمولا ارتباط ما با دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد و بخشی از آن بر یادگیری مهارت های ارتباط مؤثر تأکید دارد. مانند: معاشرت و مراوده با دیگران، وقت گذاشتن برای تفریح با دوستان، زمان گذاشتن و ابراز علاقه کردن به کسانی که برای ما مهم هستند، مطالعه کردن، توجه به احساسات و عواطف خودمان و بروز سازنده آنها مانند غم و خشم در ارتباط با دیگران، بازی کردن و بسیاری رفتارهای دیگر که در فرهنگ های مختلف متفاوت است.
  • خودمراقبتی معنوی: شامل رفتارهایی می شود که معمولا وابسته به اعتقادات معنوی ما هستند اما باید توجه داشت که ما همواره باید به این بخش از زندگی خود توجه کنیم زیرا بخش جدایی ناپذیر هستی ما می باشد و همواره در خوب بودن حال و احوال ما مؤثر است مانند: اختصاص دادن زمانی در روز برای عبادت، انجام کارهای خیر و عام المنفعه، کمک به نیازمندان، انجام آیین های گوناگون شکر گذاری که در سلامت روان ما نیز تأثیر بسیار زیادی دارد.

اما باورهای غلطی نیز در ارتباط با خودمراقبتی وجود دارد که بای همواره مراقب بود تا در دام این باورهای غلط نیفتیم مانند:

  1. از خود گذشتگی به خاطر دیگران: یادمان باشد که خودمان باید در الویت اول باشیم تا بتوانیم به بهبود زندگی دیگران کمک کنیم.
  2. این باور که دیگر از من گذشته است: خیلی از افراد خود را از بسیاری از فعالیت های تاثیرگذا بر سلامت روان محروم می کنند با این باور که دیگر از آنه گذشته است.
  3. ترس ها: ترس از قضاوت دیگران که معمولا در الویت قرا دارد و باعث می شود که ما از خواسته ها واهدافمان فاصله بگیریم.یا ترس از اینکه معاینات دوره ای را انجام دهیم مبادا که به بیماری مبتلا شده باشیم.
  4. وسواس بیش از اندازه: که باعث می شود با وجود انجام دادن رفتار های خودمراقبت گرانه آرامش لازم را به دست نیاوریم مانند وسواس بخاطر مراقبت های بهداشتی و ابتلا به بیماری ها و …

با توجه به تمام مطالبی که گفته شد خود مراقبتی یک فرایند است شامل مجموعه رفتارهایی است که باید برای آنها برنامه ریزی کرد تا بتوان به نتیجه دلخواه رسید و این رفتار شامل کارهایی است که باید انجام دهیم و کارهایی که نباید انجام دهیم. پس نیازمند این است که از متخصصان این حوزه کمک بگیریم. شاید انجام کامل برخی از رفتارهای خود مراقبت گرانه به نظر هزینه بر برسد اما باید به این نکته توجه داشت که انجام ندادن آنها به مرور زمان هزینه های چند برابر بیشتری را به ما تحمیل خواهد کرد.

 

 

 

 

نگارنده: آمنه کشاورز کارشناس ارشد مشاوره

کارآفرینی | نقش ابهام پذیری در کارآفرینی

یکی از ویژگی های شخصیتی که معمولاً کارآفرینان با آن شناخته می شوند و یکی از عوامل مؤثر در گرایش به فعالیت های کارآفرینانه ابهام پذیری یا تحمل ابهام است. رویکرد ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه معتقد است ویژگی های شخصیتی وجود دارد که می تواند زمینه ساز گرایش به کارآفرینی باشد و روحیه کارآفرینی را در افراد تقویت کند. پژوهشگرانی که به بررسی ویژگی های شخصیتی مشترک بین کارآفرینان پرداختند به ویژگی هایی دست یافتند که می تواند افراد دارای ظرفیت کارآفرینی را متمایز کند؛ آنها به پنج ویژگی شخیتی عمده دست یافتند که عبارتند از: کانون کنترل، خلاقیت، تحمل ابهام، ریسک پذیری و موفقیت طلبی که در این مقاله قصد داریم به طور ویژه به ویژگی شخصیتی یا توانمندی ابهام پذیری بپردازیم.

تعریف ابهام پذیری یا تحمل ابهام:

ابهام پذیری یعنی پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی و توانایی برنامه ریزی و اقدام برای آینده با وجود این عدم قطعیت. در آغاز حیات بشر انسان با وجود دانش اندکی که درباره جهان پیرامونش داشت وارد عمل شد و شروع کرد به شکار کردن بدون اینکه به طور قطع بداند چه چیزی در انتظار اوست. در واقع شاید بتوان گفت به خاطر وجود این ویژگی بود که بشر اولیه توانست پیشرفت کند و تمدن امروز شکل بگیرد. در شروع یک فعالیت کارآفرینانه که با ایده های خلاقانه شروع می شود هیچ قطعیتی برای موفقیت این ایده و فعالیت وجود ندارد .

حالا این سوال مطرح می شود که ابهام یعنی چه؟

ابهام یعنی نشانه ای که به فرد اطمینان دهد که یک رویداد، صد در صد نتیجه بخش خواهد بود وجود ندارد تحمل این ابهام برای خیلی از افراد دشوار است و مانع آنها برای تصمیم گیری است. اینکه نمی دانند در آینده چه چیزی در انتظار آنهاست آنها را دچار سردرگمی میکند و ترجیح می دهند در چنین شرایطی تصمیمی اتخاذ نکنند. اما تصمیمات کارآفرینانه و فعالیت های این چنینی از آنجایی که خلاقانه، تازه و بدیع است و خیلی از آنها برای اولین بار قرار است اجرا شود معمولاً هیچ قطعیتی را به دنبال ندارد اما کارآفرینان این ابهام و آشفتگی را می پذیرند و دست به اقدام و برنامه ریزی می زنند و همین ویژگی است که یکی از وجوه تمایز عمده کارآفرینان و غیر کارآفرینان است یعنی توانایی تحمل ابهام یا ابهام پذیری.

پس به این نتیجه رسیدیم که قدرت تحمل ابهام در کارآفرینان به مراتب بیشتر از دیگران است و آنها این توانایی را دارند که بدون احساس ناراحتی، اضطراب و پریشانی به طور مؤثری با شرایط و اطلاعات مبهم، ناقص، غیر قطعی، سازمان نیافته و غیر شفاف مواجه شوند. شاید بتوان گفت ابهام موجب افزایش انگیزش کارآفرینان می شود و شاید هیجانی که در ابهام تجربه می کنند برای آنها لذت بخش است.

چه افرادی ابهام پذیری کمی دارند؟

یکی از عوامل زمینه ساز که مانع بالا رفتن توانایی تحمل ابهام در افراد می شود سبک تربیتی یا شیوه فرزند پروری والدین است. افرادی که با قواعد دستوری و باید و نباید های زیادی پرورش یافته و بزرگ شده اند و در واقع دنیای آنها تقسیم شده است به کارهای ممکن و کارهای غیرممکن، کارهای درست و کارهای غلط، کار های سخت و راحت و … افرادی هستند که توانایی عدم قطعیت و ابهام در آنها بسیار پایین است چون هیچ وقت ابهامی را در زندگی تجربه نکرده اند و همه چیز از پیش توسط والدین برای آنها تعیین شده است اگر بخواهیم در مورد نحوه شکل گیری هویت در این افراد سخن بگوییم شاید بتوان گفت این افراد دارای هویت پیش رس نیز هستند. هویتی که توسط والدین بر آنها تحمیل شده است.

به علاوه محققان در پژوهش های خود دریافتند که این ویژگی در زنان کمتر از مردان است و علت آن تفاوت های نقشی آنهاست. نقشی که مردان در جامعه به عنوان تأمین کننده معاش خانواده بر عهده دارند باعث می شود آنها در شرایط مبهم نیز بیشتر از زنان تمایل به اقدام و فعالیت داشته باشند.

نکته دیگر ویژگی های شخصیتی افراد است که مجموع آنها در قالب تیپ های شخصیتی جای گرفته است. که رغبت سنج هالند یکی از آزمون هایی است که برای بررسی تیپ شخصیتی و ترجیح های افراد استفاده می شود. بنا بر تقسیم بندی هالند افرادی که دارای تیپ شخصیتی قرادادی هستند معمولاً این ویژگی در آنها کمتر به چشم می خورد زیرا آنها در شرایط معین وظایف مشخصی را بر عهده گرفته اند و نامشخص بودن موقعیت و نتایج آن آنها را دچار سردرگمی و ابهام می کند. و برعکس افرادی که دارای تیپ شخصیتی جست و جوگر و متهور هستند بیشتر از بقیه از این ویژگی برخوردارند زیرا برای رسیدن به اهداف خود حاضرند در شرایط مبهم نیز دست به اقدام بزنند و از ابهام پذیری بالایی برخوردارند.

عوامل مؤثر بر تقویت روحیه ابهام پذیری:

اقتصاد جهان امروزه به سمت کسب وکارهای کوچک و کارآفرینانه پیش می رود و یکی از نشانه های توسعه هر کشوری میزان کسب وکارهای کارآفرینانه است. برای پرورش روحیه کارآفرینی باید به تقویت ویژگی هایی پرداخت که ظرفیت افراد را برای ایجادکسب و کارهای خلاقانه و تازه افزایش می دهد. یکی از آنها نیز توانایی تحمل ابهام است. برخی از عوامل مؤثر بر این ویژگی را در ادامه بیان می کنیم.

  • اکتشاف گری:

اگر در کودکی به فرد اجازه اکتشاف و جست و جوی محیط اطرافش را بدهیم و کودک به دنبال کشف ناشناخته های محیط اطرافش برود بدون اینکه بداند چه چیزی در انتظار اوست این روحیه در او تقویت می شود در واقع والدینی که با آرامش کودکان خود را در کشف محیط اطرافشان همراهی می کنند این فرصت را به کودک می دهند تا ظرفیت خویش را برای تحمل ابهام در موقعیت های مختلف زندگی افزایش دهد . امروزه سیستم تعلیم و تربیت کشور های توسعه یافته نیز از روش های اکتشافی و آموزش غیر مستقیم برای تدریس دروس استفاده می کنند و معلم به عنوان تسهیل گر کودک را در مسیر یادگیری اکتشافی همراهی میکند.

  • اعتماد به نفس:

یکی از توانمندی هایی که به شدت بر روحیه افراد برای تحمل و فعالیت در شرایط مبهم و غیر قابل پیش بینی تأثیر می گذارد اعتماد به نفس است. وقتی فرد تجربه های موفقیت آمیزی از فعالیت های گذشته خویش داشته باشد به خودش برای انجام موفقیت آمیز وظایفش در آینده؛ هرچند مبهم و نامعلوم اعتماد می کند و بر عکس فردی که از اعتماد د به نفس پایینی برخوردار باشد به شدت از انجام فعالیتی که قطعیتی برای موفقیت در آن وجود ندارد می هراسد و سعی می کند خود را در این موقعیت ها قرار ندهند.

  • خوکارآمدی:

خودکارآمدی قضاوتی هست که فرد در مورد خودش دارد. فردی که به توانایی های ذاتی خودش و نقاط قوت خودش باور دارد و می داند می تواند از پس موانع پیش رو بر بیاید مطمئناً واکنش مطلوبی نسبت به موقعیت های مبهم و ناشناخته از خود نشان می دهد. فردی که خودش را انسان کارآمدی می داند و باور دارد که فعالیت هایش اثر بخش است بهتر می تواند وارد عمل شد و دست به اقدامات مبتکرانه بزند .

تمام ویژگی هایی که در بالا گفته شد در روحیه ابهام پذیری افراد مؤثر است و این ویژگی نیز یکی از بارز ترین ویژگی های افراد کارآفرین است به همین خاطر است که هیچ فرد کارآفرینی را نمی یابیم که از اعتماد به نفس پایینی برخوردار باشد و جذب ایده های نو و ناشناخته نشود.

 

 

نگارنده: آمنه کشاورز کارشناس ارشد مشاوره