چگونگی تاثیر فشار روانی و استرس بر بدن

استرس یا فشار روانی یکی از هیجان های قالبی است که در طول روز آن را تجربه می کنیم یا ممکن است خیلی از ما با شنیدن واژه استرس تصویر منفی در ذهنمان شکل بگیرد و یا تمام خاطرات ناگواری که در زمان وقوع آنها استرس زیادی را تجربه کرده بودیم در ذهنمان تداعی شود.

اما جالب است بدانید که استرس بخش جدا نشدنی زندگی انسان است. یعنی ما همواره و در هر شرایطی میزانی از فشار روانی را تجربه می کنیم و این تجربه تا آنجایی که برای ما خطرناک نباشد و به جسم و روان ما آسیب نرساند مفید است و حتی باعث افزایش کارایی و عملکرد ما در زندگی روزمره می شود؛ مانند آمادگی برای بیدار شدن و رفتن به محل کار، آمادگی برای ایراد یک سخنرانی، بر انگیختن ما برای فراهم کردن تدارکات یک مهمانی و خیلی از موارد عادی زندگی روزمره که همگی به نوعی با این هیجان گره خورده اند. اما این هیجان وقتی خطرناک است که میزان آن افزایش می یابد و به جای اینکه باعث افزایش کارایی ما شود در عملکرد ما اختلال ایجاد می کند؛ یعنی میزان استرس آنقدر زیاد است که نه تنها برای اجرای سخنرانی مورد نظرمان آماده نمی شویم بلکه از آن می هراسیم و نمی توانیم آن را انجام دهیم و یا در حین اجرای سخنرانی آنقدر علائم این تنش بر ما مسلط می شود که نمی توانیم بر فعالیتی که در حال انجام آن هستیم تمرکز کنیم.

چگونگی اثرگذاری استرس در بدن انسان:

در این مقاله قصد داریم بیشتر در مورد استرس و تاثیری که در جسم و روان ما می گذارد آشنا شویم. بهتر است بدانیم که واکنش های بدن ما در برابر محرک های بیرونی که باعث تنش روانی می شوند و به نوعی مغز آنها را نوعی تهدید قلمداد می کند از الگوی مشخصی پیروی می کند.

استرس و فشار روانی

هانس زیله دانشمند کانادایی که مطالعات زیادی در مورد این واکنش ها داشته است آنها را در سه مرحله توضیح داده است:

  1. مغز پس از دریافت محرک استرس زا به بدن اعلام خطر می کند و از طریق دستگاه سمپاتیک و غدد مختلف این خبر را به تمام اندام های بدن می رساند. در نتیجه بدن ما خودش را برای مقابله با این خطری که مغز احساس کرده است آماده می کند: جریان خون سرعت می گیرد، مواد قندی و ویتامین های بیشتری در خون آزاد می شوند، ضربان قلب بالا می رود تا بتواند اکسیژن بیشتری به اندام های بدن برساند و خون از پوست به سمت ماهیچه ها و مغز تغییر مسیر می دهد به همین خاطر است که اکثر اوقات دست ها و پاها سرد می شوند و به علت بالا رفتن ضربان قلب تعریق در بدن و به ویژه دست ها افزایش می یابد. در واقع کل ارگانیزم بدن برای دفاع، فرار و یا حمله آماده می شود.
  2. زیله به این مرحله؛ مرحله مقاومت می گوید. و این زمانی است که بدن مدت بیشتری در حالت اضطرار می ماند و یا در حال مبارزه و دفاع هست که باعث می شود مانند کشوری که مدت زیادی درگیر یک جنگ است و مهمات خودش را از دست داده؛ انرژی شروع به تحلیل رفتن کند.
  3. مرحله سوم فرسودگی است. یعنی دیگر انرژی بدن و قوای بدن تمام شده است و دیگر نمی تواند در برابر استرس و فشار روانی که درگیر آن است مقاومت کند در این زمان است که آثار زیان بار استرس در بدن نمایان می شود و بسیاری از کارکرد های اندام های مختلف دچار اختلال می شود و خیلی از اندام های بدن آسیب می بینند. مانند خستگی و فرسودگی، پیری زودرس، بی اشتهایی یا پراشتهایی، فشار خون بالا به این علت که میزان خون بیشتری در بدن جریان میابد تا اکسیژن رسانی انجام شود، سردرد های شدید و طولانی مدت، سکته های قلبی – یکی از اصلی ترین اندام هایی که دچار آسیب می شود و کارکردش مختل می شود قلب است زیرا مدام مجبور است خون بیشتری پمپاژ کند که هم باعث فرسودگی و هم گشاد شدن دریچه قلب به خاطر حجم بالای رفت و برگشت خون می شود – پایین آمدن سیستم ایمنی بدن زیرا سرباز های نگهبان بدن درگیر خستگی طولانی مدت می شوند که همین پایین آمدن سیستم ایمنی زمینه را برای ابتلا به انواع بیماری های ویروسی فراهم می کند، آسیب دیدن سیستم گوارشی بدن و بسیاری موارد دیگر که در افراد مختلف متفاوت است.

محققان پژوهش های زیادی در این باره انجام داده اند و حتی روانشناسان توانستند مشخص کنند که چه شخصیت هایی استرس بیشتری را تجربه می کنند. پژوهشگران یک دسته بندی کلی از بیماری های مرتبط با استرس ارائه کرده اند که عبارتند از :

  1. بیماری های دهانی
  2. بیماری های گوارشی
  3. بیماری های مرتبط با مفاصل و عضلانی
  4. بیماری های قلبی و عروقی
  5. بیماری های ریوی
  6. بیماری های پوستی
  7. اختلالات روانی مانند اختلال استرس پس از سانحه
  8. اختلالات غدد

فشار روانی

همانطور که در ابتدای مقاله نیز اشاره کردیم زندگی ما همواره با میزانی از استرس آمیخته است که مقداری از آن را استرس مثبت و آن میزان که زیان آور است را استرس منفی می گویند. تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که همواره نسبت به زنگ خطرهای هشداردهنده ای که نشان می دهد ما درگیر بخش منفی این فشار روانی شده ایم آگاه باشیم و بتوانیم با مراجعه به متخصص آن را کنترل کنیم. از آنجایی دریافت این فشار روانی به بخش روانشناختی سیستم بدن ما مربوط می شود برای کمک گرفتن نیز باید به سراغ کسانی برویم که بتوانند ما را به مهارت های روانشناختی و یا همان ابزارهای روانشناختی برای مقابله با استرس مجهز کنند و در واقع چگونگی مدیریت استرس در زندگی را به ما آموزش دهند مانند روانشناسان و مشاوران. دراین راستا مشاوران و متخصین مرکز مشاوره فراز آماده هستند که به شما برای مقابله با این تنش روانی کمک کنند. زنگ خطرهایی که معمولا به ما هشدار میدهند عبارتند از: عدم علاقه به فعالیت های روزمره، احساس عدم کنترل بر شرایط، نداشتن شادمانی و اشتیاق نسبت به اتفاق ها و رویدادهای خوب زندگی، کج خلق شدن، رها کردن زندگی و اطرافیان و به طور ویژه خستگی و فرسودگی و موارد دیگر که بسته به زندگی فردی و اجتماعی افراد متفاوت است.

 

 

 

نگارنده: آمنه کشاورز، کارشناس ارشد مشاوره

ویژگی شخصیت های دارای استرس

در این مقاله به بررسی ویژگی شخصیت های دارای استرس میپردازیم.احساس فشار و تنش روانی، رایج ترین تعریفی است که از استرس ارائه شده است. درباره منبع استرس باید گفت هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند عامل استرس زا نامیده می شود و منبع استرس است. در واقع استرس هم تابعی از محیط است و هم تابعی از فرد است. تابعی از محیط است زیرا که در بستر محیط شکل میگیرد و تابعی از فرد است زیرا از ادراک فرد عبور می کند، همان طور که ممکن است رویدادی برای یک فرد استرس زا تلقی شود و برای فردی دیگر اینگونه نباشد. بنابراین استرس نتیجه ادراک فرد است که با توجه به شخصیت هر فرد این ادراک متفاوت است. به همین دلیل بین شخصیت و استرس ادراک شده رابطه وجود دارد.

تجربه فشار روانی یکی از رایج ترین تجربیاتی است که ما در طول زندگی روزمره خود داریم. این فشار روانی که ممکن است نامش بار منفی برای همه داشته باشد در سطوح مختلفی ادراک می شود. همین امر باعث شده که هم به عامل محرک بشر برای رسیدن به موفقیت تبدیل شود و هم مانعی برای افراد برای رسیدن به موفقیت باشد.

اتفاقات کوچک زندگی مانند: رفتن به محل کار، گیرافتادن در ترافیک، برنامه ریزی برای رفتن به یک قرار مهم، خرید کردن برای یک مهمانی و یا رفتن به فرودگاه برای استقبال از یک آشنا و … میزانی از استرس و فشار روانی را در ما ایجاد می کند که باعث می شود ما تلاش کنیم که به موقع به محل کار برسیم، زمانی حرکت کنیم که در ترافیک نمانیم، وقتمان را طوری تنظیم کنیم که به موقع به قرارمان برسیم، یا خرید مناسبی برای مهمانی انجام دهیم و به موقع به فرودگاه برسیم. این میزان از استرس، مثبت ارزیابی می شود، زیرا نه تنها مانعی برای افرا ایجاد نمی کند بلکه محرکی است برای افراد تا عملکرد بهتری داشته باشند.

پس می توان گفت ما همواره میزانی از تنش و فشار را تجربه می کنیم. اما چه زمانی استرس منفی و آسیب زا تلقی می شود؟
اگر میزان فشار و تنشی که فرد در امور روزمره یا حتی رویدادهای خاص زندگی تجربه می کند به حدی باشد که فرد احساس کند از تحملش خارج است و عملکردش در زندگی روزمره را برای مدت طولانی تحت تأثیر منفی خود قرار دهد، منفی ارزیابی شده و باید مورد بررسی قرار گیرد.

در نتیجه ی ادراک شناختی فرد از تنش مغز احساس خطر کرده و ارگانهای بدن را برای مقابله و رهایی از تنش بسیج می کند. پژوهش های متعددی نشان داده که استرس با شاخص های فیزیولوژیکی مانند فشار خون وضربان قلب ارتباط دارد. پس می توان نتیجه گرفت که تحمل تنش و فشار روانی در مدت زمان طولانی می تواند آسیب های جسمی جدی را درپی داشته باشد.

حالا این سؤال مطرح می شود که چه مقدار از فشار روانی که ما تجربه می کنیم نتیجه ادراک ماست و چه مقدار آن معلول محیط است؟

پیچیدگی هایی که محیط دارد باعث شده که همواره ما میزانی از استرس را تجربه کنیم اما بخش اعظم فشاری که ما تجربه می کنیم ادراکی است. یعنی در نتیجه برداشت و تفسیر ما از رویدادها و پدیده های محیطی است. در واقع رویدادها برای به تجربه درآمدن باید از فیلتر ادراکی هر فردی عبور کنند. در نتیجه این ادراک واکنش های فیزیولوژیکی در بدن ما روی می دهد. یعنی ما استرس را هم در ذهن خود و هم در بدن خود تجربه می کنیم.

از آنجایی که فشار روانی ابتدا باید از محیط ادراک شود تا بدن به آن واکنش نشان دهد، می توان با تغییر شناخت و ادراک، فشار محیط را تعدیل و کنترل کرد.

ویژگی شخصیت های دارای استرس

رابطه استرس با شخصیت در پژوهش های متعددی مورد بررسی قرار گرفته است. و در همه این پژوهش ها بین ویژگی های شخصیتی افراد و میزان استرسی که تجربه می کنند رابطه مثبتی وجود داشته است.

در واقع ویژگی های شخصیتی مانند چارچوبی برای ادراک ما عمل می کنند و به تجربیات ما جهت می دهند. و گاهی اوقات نوع تجربیات ما را تعیین می کنند.

افرادی که باورهای منفی نسبت به دنیا و اطرافیان خود دارند حوادث منفی و استرس زای بیشتری را تجربه می کنند.در واقع می توان گفت آنها به استقبال حوادث منفی می روند. و شاید بتوان گفت نگاه منفی بینانه آنها رویدادها را از آن میزانی که هستند منفی تر و تلخ تر ادراک می کند.

همچنین افرادی که دارای اعتماد به نفس پایینی هستند و برای انجام کارها احساس توانمندی کمی دارند نیز بیشتر در معرض استرس قرار دارند. زیرا مدام با این فکر که از پس انجام کارها بر نمی آیند دست به گریبانند. و ناکامی که در نتیجه عدم موفقیت در انجام کارها تجربه می کنند به فشار روانی آنها در امور آینده دامن می زند.

یک گروه دیگر از افراد که تنش روانی زیادی را تحمل می کنند، افرادی با ویژگی شخصیتی کمال گرایی هستند. تمایل شدید به کامل و بدون نقص انجام شدن کارها و امور باعث می شود فرد برای دست یابی به این هدف استرس بیشتری را تحمل کند.

افرادی که دارای مرکز کنترل بیرونی هستند نیز جزء گروه در معرض فشار روانی هستند. مرکز کنترل اشاره به برداشت افراد از میزان تسلطشان بر امور زندگی خود دارد. افرادی که دارای مرکز کنترل بیرونی هستند بر این باورند که زندگی شان در کنترل خودشان نیست و دیگران مانند صاحب منصبان و تقدیر و سرنوشت زندگی آنها را کنترل می کند و خودشان توانایی ایجاد تغییر در زندگی را ندارند. در نتیجه ناکامی هایی که تجربه می کنند و عدم توانمندی که در انجام موفقیت آمیز امور دارند فشار زیادی بر آنها وارد می کند. این افراد همواره برخورد منفعلانه ای را با رویدادهای استرس زا دارند.

افراد فاقد ویژگی شخصیت های دارای استرس

افرادی که نگاه مثبتی به زندگی دارند  و ویژگی شخصیت های دارای استرس و دارای مرکز کنترل درونی و سخت کوش هستند، در کنار اینکه نسبت به آنچه انجام می دهند بسیار متعهدند و خود را وقف رسیدن به هدف خود می کنند، این احساس مثبت را دارند که بر اوضاع مسلط هستند و خودشان تعیین کننده هستند.آنها تغییرات زندگی و چالش های پیش رو را فرصتی برای رشد و پیشرفت می دانند نه محدودیت و تهدید. این افراد در برخورد با موقعیت ها به جای کنار کشیدن و برخورد منفعلانه با آن درگیر می شوند. این افراد استرس را به شکل مثبتی تجربه می کنند که به آنها برای اقدام و عمل انگیزه می دهد.

فردی که به توانایی های خود برای مقابله با شرایط باور دارد، در برخورد با شرایط استرس زا از راهبرد های فعالانه استفاده می کند نه راهبردهایی که منفعلانه بوده و نشانه ضعف فرد است.

نتیجه میگیریم که:

با توجه به آنچه گفته شد می توان گفت که استرس و فشار روانی بیشتر زاده ادارک ما می باشد. خود این امر قدرت تأثیر گذاری ما بر شرایط زندگی مان را افزایش می دهد. برای رشد و توسعه فردی نیز یکی از فاکتور های تعیین کننده توانایی در مدیریت استرس است. اینکه ما بتوانیم استرس خود را به گونه ای مدیریت کنیم که در خدمت ما باشد و انگیزه بخش ما برای رسیدن به اهدافمان باشد. پس اگر به جای تغییر شرایط محیطی که کاری بیهوده و طاقت فرساست به دنبال مدیریت هیجان ها و فشارهای روانی خود باشیم احساس بهتری خواهیم داشت.