کتاب انسان در جستجوی معنا

کتاب انسان در جست و جوی معنا

کتاب انسان در جست و جوی معنا اثر روانپزشک، عصب شناس و پدید آورنده مکتب لوگوتراپی یا معنا درمانی ویکتور امیل فرانکل می باشد. این کتاب شامل تجربیات خود فرانکل در طول سه سالی است که در اردوگاه های کار اجباری نازی ها اسیر بوده است. زبان شیوا و تأثیر گذار کتاب و نگاه متفاوتی که نویسنده در شرح وقایع به عنوان یک روانپزشک داشته است باعث شده که این کتاب به یکی از پرفروش ترین کتابها در سرتاسر دنیا تبدیل شود. تا جایی که تقریبا به 24 زبان زنده دنیا ترجمه شده و در امریکا در رده ی یکی از ده کتاب تأثیرگذار در توسعه فردی قرار گرفته است.

نویسنده کتاب انسان در جست و جوی معنا:

مشخصه بارز در زندگینامه ویکتور امیل فرانکل روانپزشک و عصب شناس اتریشی در دو مورد خلاصه می شود. اول اینکه این روانپزشک از سال 1942 تا سال 1945 در اردوگاه های کار اجباری نازی ها اسیر بود که همین موضوع باعث توجه بیش از پیش او به رویکرد معناگرایی شد و به گونه ای توانست اصول بنیادی این رویکرد را در سخت ترین شرایط به آزمایش بگذارد و این رویکرد از این آزمایش سربلند بیرون آمد. در واقع نکته دوم مهم در زندگی نامه فرانکل ارائه رویکرد معنا درمانی می باشد. او در فاصله یک سال بعد از آزادی از اسارت به تدوین و انتشار یکی از پر مخاطب ترین آثارش مشغول شد و این کتاب را در سال 1946 منتشر کرد که از آن زمان تا کنون به عنوان یکی از کتاب های تأثیرگذار در حوزه معنادرمانی است.

معرفی کتاب انسان در جست و جوی معنا

یکی ازموضوعاتی که باعث منحصربه فردتر شدن کتاب انسان در جست و جوی معنا شده پیشگفتار مفصلی است که گوردون آلپورت روانشناس و نظریه پرداز آمریکایی برای این کتاب نوشته است و به زبان و بیان زیبای این کتاب تأکید می کند.

این کتاب از دو بخش تشکیل شده بخش اول شرح تجربیات ویکتور فرانکل از دوران اسارت خود در اردوگاه های کار اجباری است و بخش دوم بیان و معرفی معنادرمانی و اصول این مکتب است. لازم به ذکر است که در بخش اول کتاب نیز فرانکل فقط به گزارش آنچه بر او گذشته نمی پردازد تا بخواهد از خودش یک قهرمان بسازد که سختی های زیادی را پشت سر گذاشته و حالا قصد دارد خاطرات خود را تعریف کند؛ بلکه می خواهد معنای زندگی در اردوگاه کار اجباری را از نگاه یک انسان عادی بیان کند و همین امر باعث شده که خواننده بتواند با نویسنده احساس نزدیکی کند و به راحتی خودش را جای او بگذارد و تجربیات او را به تخیل خویش درآورد تا بتواند معنای درونی آنها را درک کند. او خود نیز بیان می کند که این کتاب شرح گزارش اتفاقات نیست بلکه بیان تجربیات است.

به گفته خود او قصدش از بیان این تجربیات برای کسانی که آنها را نچشیده اند این است که جذب این تجربیات شوند تا در پرتو آنها بتوانند معنی شخصی زندگی شان را پیدا کنند. درواقع خواننده بعد از خواندن این کتاب این سوال در ذهنش شکل می گیرد :کسانی در شرایط آنچنان سخت و دور ذهن توانستند با کشف معنای زندگی شان زنده بمانند و به زندگی عادی برگردند؛ حال معنای زندگی آنان چیست؟ و آنان چه معنایی را می توانند در سختی ها و رنج هایشان بیابند؟

آسیب شناسی روانی زندگی زندانیان

ویکتور فرانکل در خلال بیان تجربیاتش که بخش اول انسان در جست و جوی معنا را به خود اختصاص داده است به روانشناسی زندگی زندانیان هم توجه می کند و واکنش های روانی زندانیان را مورد بررسی قرار می دهد. از آنجایی که این کتاب در اولین سال بعد از آزادی او به چاپ رسیده است شاید بتوان گفت اولین کتابی است به بررسی روانشناسی زندگی زندانیان در اردوگاه های نازی پرداخته است که هریک از این مراحل ویژگی های خاص خود را دارد. در این مقاله به بررسی اجمالی سه مرحله ای که فرانکل برای واکنش های روانی زندانیان قائل شده است می پردازیم.

  • مرحله اول:

نشانه ای که مشخص کننده مرحله اول است و درواقع اولین واکنش زندانی است « ضربه روحی » است که تا حدودی می توان آن را با اختلال استرس پس از سانحه دارای همپوشانی های زیادی دانست. او برای اینکه این واکنش را بهتر توضیح دهد و خواننده بتواند با تمام وجود این واکنش را درک کند به بیان یکی از تجربه های خودش می پردازد. به بیان خود فرانکل این حالت همان وحشتی است که زندانی از سرنوشت پیش روی خود دارد. اینکه باید با زندگی پیشین خود خداحافظی کند و نمی داند قرار است چه چیزی در انتظار او باشد او را دچار شوک و وحشت زدگی می کند. یکی از واکنش هایی که به شدت در این مرحله به چشم می خورد تمایل به خودکشی است.

  • مرحله دوم:

در مرحله قبل زندانی به همه اتفاقات و صحنه های نابهنجاری که می دید با توجه به میزان نابهنجاری آنها واکنش نشان می داد مثلاً از صحنه کتک خوردن دوستانش روی بر میگرداند زیرا طاقت تماشای آن صحنه را ندارد اما در مرحله دوم دیگر نسبت به تمام رویداد ها بی تفاوت می شود و زندانی درواقع دچار نوعی کرختی عاطفی می شود به خصوص برای زندانیان اردوگاه کار اجباری که با توجه به وضعیت وحشتناکی که داشتند همه چیز به جز زنده ماندن اهمیت خود را از دست داده بود.

در واقع زندانی به شرایطی که در آن قرار گرفته عادت می کند. نکته جالبی که در این مرحله وجود دارد این است که این واکنش نیز می تواند نوعی واکنش غریزی در انسان باشد تا بتواند به حفظ جان او کمک کند زیرا اگر چنین چیزی نباشد و آشفتگی که در مرحله اول رخ می دهد ادامه دار باشد می تواند انسان را از پا درآورد.

  • مرحله سوم:

این مرحله زمانی است که زندانی آزاد شده و به جامعه بازگشته است. فرانکل بیان می کند با وجود اینکه زندانی دیگر در زندان نیست و فشار های روانی زندان دیگر وجود ندارد اما همچنان واکنش هایی در زندانی وجود دارد که قابل تأمل است. فرانکل نام آن را شخصیت زدایی گذاشته است. انسانی که به زندان رفت با انسانی که از زندان آزاد شده کاملا متفاوت است دیگر احساساتی که قبل از اسارت داشت ندارد، چیزهایی که قبل از اسارت او را به هیجان می آورد دیگر او را به وجد نمی آورد.

فرانکل می گوید که فرد در این مرحله نیز به مراقبت زیادی نیاز دارد زیرا به شدت در معرض خطر است. به این علت که برداشته شدن یکباره فشارهای روانی نیز تأثیراتی روی افراد دارد. به غیر از رها شدگی یکباره فشارهای روانی او به دو عامل دیگر که باعث بروز واکنش های روانی در فرد می شود اشاره می کند: تلخی زندگی پس از آزادی و سرخوردگی پس از بازگشت به زندگی پیشین. در واقع اینکه دیگر کسی منتظر او نیست و یا شرایط دیگر مانند قبل نیست می تواند به شدت فرد را برآشفته کند.

پس این موضوع به شدت اهمیت دارد که فرد بعد از آزادی از زندان تحت نظر یک مشاور یا روانشناس باشد و به صورت فردی مورد مشاوره قرار گیرد. در مرکز مشاوره فراز نیز تمامی خدمات مشاوره فردی برای افرادی که از زندان آزاد شده و نیاز به مراقبت مشاوره ای دارند ارائه می شود.

در این بخش کتاب که تجربیات نویسنده مطرح می شود نکته قابل توجه دیگری درمورد روانشناسی زندانیان مطرح می شود که بازگویی آن خالی از لطف نیست. برای اینکه زندانی بتواند با تأثیرات روانی بیماری زای محیط زندان به خصوص اسارت مبارزه کند باید نیروی های درونی زندانی با تجسم کردن و نشان دادن اهداف آتی برانگیخته شود.

بخش دوم کتاب انسان در جست و جوی معنا

در این بخش کتاب نویسنده با وام گرفتن از رویداد های بخش اول به بیان اصول نظریه خودش می پردازد و بیان می کند که چگونه با یافتن معنایی برای تمام رنج هایی که در دوران اسارت متحمل می شود توانست روحیه خود را حفظ کند و جان سالم از شرایط سخت اردوگاه و بیماری های همه گیری که شیوع پیدا کرده بود به در ببرد. در این بخش به این نکته اشاره می شود که اگر در زندگی دچار رنج و سختی هایی هستیم چه بهتر که آن رنجها معنایی داشته باشد و برای هدفی باشد تا برای انسان دلنشین باش و حتی انسان با آغوش باز به استقبال رنج هایش برود.

با توجه به نقل قول هایی که فرانکل از نیچه و داستایوفسکی می کند مشخص است که بسیار تحت تأثیر اندیشه های آنان است و به صراحت بیان می کند که این جمله نیچه باید به عنوان سر لوحه کار در رواندرمانی قرار بگیرد: هرکس که چرایی برای زندگی داشته باشد با هر چگونه ای در خواهد افتاد. اما نکته مهمی که لازم است بیان شود این است که رویکرد معنادرمانی فرانکل به هیچ وجه با رویکرد روانکاوی که در آن زمان رواج داشت قابل مقایسه نیست.

روانکاوی فروید انسان را در جبر مطلق فرو می برد اما فرانکل به شدت معتقد است که این انسان است که تصمیم میگیرد در هر شرایطی چه انتخابی داشته باشد و نسبت به آن مسئولیت دارد. همچنین روانکاوی فروید معتقد است که انسان در جست و جوی لذت و کاهش تنش است اما معنادرمانی فرانکل معتقد است آنچه که لازمه ی زندگی بشر است بی تنشی نیست بلکه تلاش و به جان خریدن تنش برای یافتن معنای زندگی است و انسان صرفاً به دنبال ارضای سائق های غریزی خودش نیست.

کلام آخر

بیان اصول معنادرمانی که در بخش دوم این کتاب انسان در جست و جوی معنا آمده است آنقدر مفصل است که در این مقاله نمی گنجد و باید به طور جداگانه و مفصل به آن پرداخته شود.

 

کتاب مردی به نام اوه

معرفی کتاب | مردی به نام اوه اثر فردریک بکمن

فردریک بکمن نویسنده و وبلاگ نویس سوئدی کتاب مردی به نام اُوه را در سال 2012 به رشته تحریر درآورد. داستان بسیار زیبا و گیرای این کتاب آن را به پرفروش ترین کتاب در سال2016 در سوئد و نیویورک تایمز تبدیل کرد. این کتاب دارای 40 فصل است که در طی این فصول خواننده قدم به قدم با شخصیت و گذشته اُوه آشنا می شود.

روند داستان:

در ابتدا روند داستان بسیار کند به نظر می رسد و خواننده را برای شناخت بیشتر شخصیت داستان و ارتباط برقرار کردن با او به صبوری دعوت می کند. هرفصل از کتاب ماجرایی را از زندگی فعلی اُوه شرح می دهد و در دل خود بخشی از زندگی گذشته او را نیز به تصویر می کشد و در واقع خواننده هرچه بیشتر اُوه را می شناسد بهتر می تواند شخصیت تلخ و به قول معروف نچسب او را درک کند و در انتها همین انسان تلخ و لجباز و خسته کننده به شدت به دل خواننده می نشیند و زندگی وی و اتفاقات آن برای خواننده جذاب و با اهمیت می شود.

در ابتدای داستان اطلاعات اجمالی و کلی از شخصیت در اختیار خواننده قرار می گیرد. و ما متوجه می شویم که اُوه یک مرد 59 ساله بازنشته است که همسر خود را از دست داده، در زندگی احساس پوچی می کند و قصد خودکشی دارد. نویسنده ویژگی های شخصیتی او را به گونه ای به تصویر می کشد که به سرعت ما را یاد تیپ شخصیتی قراردادی هالند می اندازد که در ادامه به آن پرداخته می شود.در روند داستان در تب و تاب اینکه نویسنده از زندگی تلخ و گذشته تلخ اُوه برای خواننده می گوید طنز ظریفی نیز به چشم می خورد.

یک طرف تلاش بی ثمر اُوه برای خودکشی که هر بار با شکست مواجه می شود و از طرف دیگر یکی از شخصیت های داستان که یک زن ایرانی است آغاز کننده لحظات شیرین زیادی در زندگی تلخ اُوه می شود. کل داستان کتاب در واقع زندگی مردی را به تصویر می کشد که از پوچی محض و از پرتگاه مرگ به سمت زندگی معناداری بر می گردد که در واقع نشان دهنده این است اگر در زندگی معنا و مفهومی وجود نداشته باشد، انسان را به سمت مرگ خواهد کشاند.

مفاهیم روانشناختی نهفته در داستان زندگی اُوه:

احساس تعلق: اُوه مردی است که به تازگی همسرش را از دست داده است. همسری که تنها نقطه روشن زندگی اوست. در واقع فردی که نسبت به او احساس تعلق و دلبستگی داشته است. مفهومی که در نظریه واقعیت درمانی بسیار به آن تاکید شده و به عنوان یکی از نیاز های اساسی انسان در نظر گرفته شده است که برآورده شدن آن باعث غنی شدن زندگی انسان و رشد کردن احساس ارزشمندی در انسان می شود و برآورده نشدن آن موجب بروز اختلال هایی در زندگی انسان می شود مانند افسردگی که در این داستان اُوه تمام ویژگی های یک فرد افسرده را دارا می باشد که بارز ترین نمود آن اقدام برای خود کشی است.

یافتن معنا در زندگی: یکی از مفاهیم بنیادی رویکرد وجودی مفهوم معنا در زندگی می باشد. مفهومی که در زندگی اُوه بعد از مرگ همسرش به چشم نمی خورد. او مردی است که تمام زندگی اش در کار و همسرش خلاصه شده است که بعد از بازنشستگی پیش از موعد و مرگ همسرش زندگی اُوه با خلائی عظیم روبه رو شده است و تنها راهی که اُوه برای بیرون رفتن از این خلاء پیش روی خود می بیند مرگ است به این امید که با مردن دوباره کنار همسرش قرار خواهد گرفت و معنای از دست رفته زندگی اش را باز می یابد. داشتن معنا در زندگی باعث ارزشمند شدن زندگی، هدفمند شدن آن و انگیزشی بودن فعالیت های انسان می شود. در واقع انسان چرایی برای زندگی کردن داشته باشد که اُوه بعد از مرگ همسرش و از دست دادن کارش این چرایی را از دست داده است.

علاقه اجتماعی: یکی از زیبا ترین مفاهیم نظریه آدلر همین مفهوم علاقه اجتماعی است. یعنی احساس همدلی و مرتبط بودن با دیگران. و در اوج خود احساس وحدت با بشریت. چیزی که به هیچ وجه در اُوه دیده نمی شود به جز زمانی که در کنار همسرش بوده و او تلاش می کرده است که این احساس را درون اُوه زنده کند و رشد دهد که بعد از مرگ وی از بین می رود و در داستان دوباره با اولین ورود شخصیت زن ایرانی این داستان در زندگی اُوه جرقه می زند. (وقتی که از اُوه برای پارک کردن ماشین کمک میگیرد و بعد آن برای او غذا می آورد). و تا انتهای داستان این احساس به شکل چشمگیری درون اُوه رشد می کند و به بار می نشیند. با وجود اینکه او هنوز هم همان انسان تلخ گذشته است.

تیپ شخصیتی قراردادی: یکی از 6 تیپ شخصیتی جان هالند که ویژگی منحصر به فردی دارد که می شود تمام این ویژگی ها در اُوه وجود دید. و در واقع یک مثال تمام عیار یک فرد قراردادی است. کسی که به شدت به قوانین و مقرارت پایبند است، به نظم و ترتیب اهمیت خاصی می دهد و از روابط اجتماعی دوری می کند. ویژگی هایی که نویسنده در جای جای کتاب به آن اشاره می کند( بررسی کردن اینکه قفل در درست کار می کند یا نه، بازدید هر روزه از پارکینگ، محل نگهداری زباله های خشک ، پوشیدن لباس های مشخص و تکراری در روز های مختلف) و همین ویژگی هاست که به دور شخصیت اُوه یک پوسته سخت و محکم و غیر قابل نفوذ ساخته است که در طول زندگی اش فقط همسرش توانسته بود از آن عبور کند.

فرایند تغییر اُوه:

شاید بتوان جریان داستان را به سه بخش تقسیم کرد:

بخش اول: زندگی فعلی اُوه است و تلاش های او برای پایان دادن به زندگی اش.

بخش دوم: گذشته و اتفاقاتی که در زندگی او رخ داده است که به خواننده نشان می دهد که او چه مسیری را طی کرده است تا به اینجا رسیده و چه تجربیاتی در زندگی او باعث شکل گیری چنین شخصیتی شده است.

و بخش سوم جریانی که در حال اتفاق افتادن است و آن تغییر کردن اُوه و رشد کردن احساس علاقه اجتماعی و به وجود آمدن معنا در زندگی اوست و به آرامی احساس تعلق به اطرافیانش در او شکل می گیرد.

در واقع کتاب به ما می گوید که تجربیات ما هستند که ما را می سازند. وقتی اُوه رویداد های تازه ای را در زندگی اش تجربه می کند مثل (آمدن پروانه و فرندانش به زندگی او، گربه زخمی که اُوه مجبور به نگهداری کردن از آن شد و پسر کارگری که برای تعمیر دوچرخه اش از او کمک خواست و تلاش شگفت انگیز او برای کمک به همسایه و رفیق قدیمی اش) شروع به تغییر کرد و شخصیتش دچار دگرگونی هایی شد که گرچه عمیق وبنیادی نبودند اما او را مجهز به مهارتهایی برای معنا بخشیدن به زندگی اش کردند.

بخش سوم و جریان سوم داستان از همان ابتدا در حال شکل گیری است با اینکه مقاومت و درگیری شدیدی بین اُوه و این تجربیات جدید است. در واقع معنای از دست رفته زندگی او دوباره در شکل و شمایل تازه ای بر میگردد، احساس تعلق درون او شکل میگیرد و باعث می شود که او از خودکشی صرف نظر کند. به جرات می توان گفت شخصیت سرد و خشن و تلخ اُوه در انتهای داستان چنان برای خواننده جذاب و دوست داشتنی می شود که از مرگ او در آخر داستان می گرید. و در واقع وابستگی بین شخصیت داستان و خواننده به وجود می آید.

در آخر می توان گفت نویسنده دو مفهوم عمده را در داستان مطرح می کند. اینکه انسان ها محصول تجربیاتشان هستند و این تجارب زندگی هستند که به انسان شخصیت می بخشند و دومین مفهوم اینکه در 59 سالگی هم می توان مسیر زندگی را عوض کرد و تغییر همیشه امکان پذیر است و می توان در هر شرایطی معنایی برای زندگی یافت و یا ساخت.

 

 

 

نگارنده: امنه کشاورز، کارشناس ارشد مشاوره

کتاب خیره به خورشید نگریستن

کتاب خیره به خورشید نگریستن

کتاب خیره به خورشید نگریستن به طور تجربی (مانند هر رویدادی که در زندگی شخص به وقوع پیوسته است) و از نظر روان پویشی به عمیق ترین ترس های ما نگاه می اندازد؛ و با بلاغتی استثنایی و دیدگاهی انسان پسند شرح می دهد که چگونه می توانیم به آرامش برسیم.

دکتر اروین د.یالوم در مقدمه کتاب خود بیان کرده است که این اثر مجموعه ای از افکار و عقایدی نیست که در باب مرگ نوشته شده است. همچنین متفاوت از نویسندگان دیگری است که در مورد فناپذیری و مرگ نوشته اند. در حقیقت این کتاب از مواجهه خود دکتر یالوم با مرگ سرچشمه گرفته است و کاملاً شخصی است.
وی با نگارش این اثر درصدد این بود است که با توجه به تجارب شخصی خود، اضطراب ترس از مرگ را با تمام بشر تقسیم کند. دکتر یالوم معتقد است ترس از مرگ سایه ی تاریکی از وجود بشر است که هرگز نمی تواند آن را از خود جدا کند و نادیده اش بگیرد. کتاب خیره به خورشید نگریستن شامل مطالبی است ما را آگاه می سازد چگونه بر وحشت از مرگ غلبه کنیم.

درون مایه کتاب خیره به خورشید نگریستن

کتاب ” خیره به خورشید نگریستن ” شامل فصولی با این عناوین می باشد:

• مقدمه

• زخم کشنده:

این بخش اشاره به خودآگاهی انسان دارد. به اعتقاد دکتر یالوم خودآگاهی والاترین موهبتی است که به بشر عرضه شده است. اما آسان به دست نمی آید باید برای کسب آن بهای گزافی را پرداخت کنیم؛ که آن را ” زخم کشنده ” می گوید. مرگ، سیری طولانی دارد و در این مسیر فشاری بر روح انسان وارد می کند که غالباً مخفی است.

• تشخیص اضطراب مرگ:

هر فردی به روش خود از مرگ می ترسد. برای بعضی، اضطراب مرگ، موسیقی متن زندگی است و هر فعالیتی که انجام می دهد به این معنی است که زمان حال دیگر باز نمی گردد. در بعضی از افراد، اضطراب مرگ علنی و آشکار است و هرچند ناگوار است اما به راحتی قابل تشخیص است. ولی در بعضی افراد مخفی و پشت علائم دیگری پنهان است و صرفاً با کاوش درون و رفتن به اعماق روح مشخص است.

• تجربه ای بیداری کننده :

یکی از مشهورترین شخصیت ها در ادبیات انگلیسی را در این قسمت مثال می زند. “اسکروج” شخصیتی خسیس، حریص و منزوی. او پیرمردی است فرومایه و حقیر در داستان ” سرود شب کریسمس ” نوشته ی ” چارلز دیکنز “. در این داستان وقتی اسکروج با مرگ خودش و اثری که پس از مرگ خودش برای دنیا و اطرافیان باقی می گذارد، روبرو شد سبب دگرگونی و تولدی دوباره در او می شود.

• قدرت باورها:

عقاید و باورها قدرت دارند. بینش و بصیرت متفکرین و نویسندگان در طول قرن ها به کمک ما شتافته تا افکار آشفته ای را که از مرگ داریم سرو سامان دهیم و راه های معنادار زندگی را کشف کنیم. در این بخش از کتاب ” خیره به خورشید نگریستن ” دکتر یالوم راجع به باورهایی بحث می کند که در درمان بیمارانی که به علت اضطراب مرگ مراجعه کرده اند، بیش از هر چیز از آن ها استفاده کرده است.

• غلبه بر وحشت از مرگ از طریق برقراری ارتباط سالم:

در مقدمه این فصل از کتاب خیره به خورشید نگریستن این گونه شروع می شود که سرانجام هنگامی که پذیرفتیم می میریم و همه ی موجودات دیگر نیز همچون ما می میرند، تمام وجودمان را هیجان فرا می گیرد و از اینکه هر لحظه از زندگی مان چقدر گران بها و در عین حال آسیب پذیر است، احساس دل شکستگی عمیقی می کنیم. این احساس منجر به همدردی عمیق و نامحدودی نسبت به هم نوعان ما می شود.

• آگاهی از مرگ:

در این بخش از کتاب خیره به خورشید نگریستن، دکتر یالوم براساس یک خاطره ی شخصی خود نوشته است. با این نوشته از چارلز دیکنز فصل را آغاز می کند: هم چنان که به انتها نزدیک و نزدیک تر می شوم، گویی با حرکتی دایره وار به ابتدا نزدیک و نزدیک تر می شوم. به نظر می رسد که این هموارترین و آسان ترین راهی است که طی می کنم. قلبم خاطراتی را به یاد می آورد که سال ها از یادم رفته بودند.

• نحوه پرداختن به ترس از مرگ:

مخاطبین این بخش از کتاب خیره به خورشید نگریستن روان پزشکان و روان درمانگران هستند. هرچند دکتر یالوم سعی کرده به زبان ساده بنویسد تا همه خوانندگان کتاب بتوانند آن را درک کنند و مفهوم آن را دریابند.

• پس گفتار که شامل ” در مورد نویسنده و راهنمایی برای خوانندگان کتاب ” است:

در این بخش در مورد نویسنده کتاب خیره به خورشید نگریستن، که دکتر اروین د.یالوم می باشد، نوشته شده است. وی استاد بازنشسته روانپزشکی از دانشگاه پزشکی استنفورد است. او همچنین نویسنده ی کتاب های مرجع ” روان شناسی تئوری و عملی ” و ” روان شناسی وجودی ” است.

خوانشی از کتاب

  • انسان موجودی است با توانایی های محدود که همیشه آرزوی بهتر زیستن دارد. ما در دنیایی قدم گذاشتیم که در آن هر یک از ما باید خود تصمیم بگیرد که چگونه خوب، با نشاط، اخلاقی و با معنا زندگی کند.
  • از مرگ می ترسیم نه به خاطر از دست دادن آینده بلکه به خاطر از دست دادن گذشته. در حقیقت، فراموشی، شکلی از مرگ است که همیشه در زندگی حضور دارد.
  • در سوگ از دست دادن عزیزان، شخص بازمانده با مرگ خودش روبه رو می شود، هر چند عزاداری عادی به نظر می رسد، ولی اغلب ناخوشایند است.
  • وقتی فکری بیش از یک بار به ذهن خطور کند، در مغز انسان ریشه می دواند و تا وقتی که زنده است، به عنوان الگو در مغز او وجود خواهد داشت.

 

کتاب آفریده های یک روز

کتاب آفریده های یک روز

این بار در بخش معرفی کتاب، قصد دارم کتاب آفریده های یک روز نوشته ی روان درمانگر قصه گو ” اروین د.یالوم ” را به شما معرفی کنم.

یالوم در تمام اثرهای خود، با استادی تمام، در تلاش است افراد را به رویارویی با تلخ ترین و سخت ترین رخدادهای زندگی دعوت کند و با ایجاد مسئولیت و بیدار کردن تعهد انسانی، درمان های ناب خود را ادامه دهد.

وی در کتاب ” آفریده های یک روز ” سعی دارد به صورت خیلی ساده به دانشجویان نشان دهد که اصلی ترین راه درمان برای هر درمانگر یک رابطه درمانی محکم و قابل اعتماد با مراجعان است تا آنها کاملاً نیازهایشان اغنا شود.

در هر کدام از این ده داستان معرفی شده در این کتاب، یالوم یک شیوه یکسان درمان را اجرا نمی کند؛ بلکه در هر مورد بر اساس شیوه آزمون و خطا، شیوه ای خاص را برای هر مراجع اجرا می کند.

به اعتقاد یالوم ما درمانگران هرگز نمی توانیم بفهمیم که چگونه یاری گر مراجعین مان بوده ایم؛ به این دلیل که در تمامی این داستان ها، مراجعینش بارها و بارها از راه هایی که یالوم انتظارش را نداشته است، کمک گرفته اند و بهره برده اند.

ده داستان نوشته شده در کتاب آفریده های یک روز بر آن است که فضایی آموزنده از نمونه های واقعی روان درمانی را ارائه دهد که بتواند به صورت یک ابزار مورد استفاده قرار بگیرد.

درونمایه کتاب آفریده های یک روز:

مرگ:

درون مایه و محور اصلی کتاب ” آفریده های یک روز ” حول اصلی ترین مولفه و منبع اضطراب از نگاه رویکرد اگزیستانسیال (وجودی) که همان ” مرگ ” است، می چرخد. افراد درون داستان ها، با ترس از مرگ دست و پنجه نرم می کنند :

  • ترس از روبرو شدن با مرگ عزیزان.
  • ترس از روبرو شدن با مرگ خود.
  • چگونه با وجود مرگ، یک زندگی معنادار داشته باشند.
  • روبرو شدن با دوران پیری و کاهش احتمالات، چگونه برخورد کنند.

استاد ملکیان در مقاله ای درباره ی ” مرگ ” معتقد است : ” مرگ، رویداد ارزش بخش زندگی است و اگر نمی بود زندگی ارزشی نمی داشت.

اینکه ما این همه قدردان زندگی هستیم و آن را مغتنم می شمریم تنها به دلیل حضور مرگ است. به بیان دیگر، ارزش زندگی به جهت محدودیت و تناهی بودن زندگی است. ”

مسائل اساسی زندگی انسان:

اروین یالوم در کتاب ” آفریده های یک روز ” با هنر تمام، رازهای گوناگونی را از زندگی کارکترهای داستان برملا می سازد، که مسائل اساسی زندگی انسان هستند.

این مسائل مانند : عشق، تنهایی، اراده، آزادی، بی معنایی و مسئولیت پذیری  است.

همان طور که نیچه باور دارد ” اگر تنش، بهای شناخت خویش است، من برای آن آماده ام؛ چیزی که مرا نکشد، نیرومندتر می کند، و هر اتفاقی می تواند ما را انسان تر نماید.

کتاب ” آفریده های یک روز ” سه موضوع اساسی زندگی آدمی یعنی ” تنهایی، عشق و مرگ ” را به بهترین شیوه مورد بحث و بررسی قرار داده که فکر می کنم در این زمینه کم نظیر است.

خوانشی از کتاب آفریده های یک روز:

  • همه ما آفریده های یک روز هستیم؛ به یادآورنده و به یادآورده شده مانند هم هستند؛ چه انسان مشهموری باشیم و چه انسان معمولی، ما همه یکسان هستیم چون دریک روز خلق شده ایم. همه چیز زودگذر و ناپایدار است؛ هم خاطرات و هم معنا و هدف آنها، زمان وقتی در دست شماست که شما همه چیز را فراموش کنید و همه چیز نیز شما را فراموش کند. همیشه آگاه باشید که انعکاس نبودنتان در همه جا و ذهن همه آدم ها خیلی زود پخش خواهد شد و شما در حافظه هیچ کس و هیچ جایی نخواهید بود.
  • اگر کسی به من ثابت کند که در اشتباه هستم و این را از طریق تفکر یا عمل به من نشان دهد، باید با خرسندی پذیرفته و تغییر کنم. من به دنبال حقیقتی هستم که هرگز به هیچ کس صدمه نزده است. آسیب آن است که کسی بر خودفریبی و نادانی اش پافشاری کند.
  • زندگی موقتی و گذراست، همیشه و برای همه نیز چنین است. ما همیشه مرگ را با جسم مان حمل می کنیم و به دوش می کشیم. اما احساس کردن آن، احساس کردن مرگی متفاوت و با نامی خاص… می تواند چیز دیگری باشد.

 

پیشنهاد:

دلایل پیشنهاد خواندن کتاب ” آفریده های یک روز ” :

  1. اگر علاقمند به خواندن داستان های رمان هستید، یالوم قصه گو با قلم دلنشین خود، داستان زندگی مراجعان خویش را بازگو می کند.
  2. اگر شما نیز با چالش های موضوع مرگ و اضطراب آن روبرو و به دنبال حل آن هستید، خواندن داستان کارکترهای کتاب ” آفریده های یک روز ” بی تأثیر نخواهد بود.

 

 

کتاب ملت عشق

کتاب رمان ملت عشق

کتاب رمان ملت عشق در سال 2010 منتشر شد و به یکی از محبوب ترین و پر خواننده ترین رمان های جهان تبدیل شد. این کتاب توسط یک نویسنده فرانسوی متولد شده در ترکیه به نام “الیف شاکاف” نوشته شده است و به عنوان پرفروش ترین کتاب ترکیه به حساب می آید.

رمان ملت عشق در خصوص چهل قاعده عشق که برگرفته از ارتباط عرفانی بین شمس تبریزی و مولانا است که به صورت دو داستان موازی و در هم تنیده روایت می‌درون مایه اصلی کتاب درباره ی عشق و نقش آن در دنیای مدرن امروز نسبت به گذشته است و اگر آن را از غرب به شرق گسترش دهیم، به زندگی رنگ و بویی از عرفان و عشق می دهیم. این گونه که چگونه قطعه سنگی کوچک، برکۀ ساکن و راکد را به تلاطم و جنبش می اندازد.

کتاب رمان ملت عشق

نگارش زیبا و خارق العاده این رمان شامل دو روایت موازی است، روایت اول درباره “اِللا روبینشتاین” زن خانه‌دارِ متاهل و ناخشنود است که در ماساچوست آمریکا زندگی می‌کند. او در یک آژانس ادبی مشغول به کار است و در حال حاضر بر روی کتابی به نام «کُفر شیرین» که توسط عزیز زاهارا نوشته شده است، کار می‌کند. این گونه است که روایت دوم این رمان شروع می شود که همان داستان عزیز زاهارا، است.

کتاب رمان ملت عشق در قالب روایت کُفر شیرین به داستان شمس تبریزی که یک عارف صوفی است، می پردازد. عارف که نظاره گر مرگ خویش است به این می اندیشد که باید کسی را پیدا کند تا بتواند دانش و عرفان خود را به او انتقال دهد. به همین علت او از سمرقند به قونیه سفر می‌کند، و جلال الدین رومی بزرگ مرد صوفی زمانه را پیدا می کند. به این صورت بخشی از رمان ملت عشق، داستان چگونگی تبدیل شدن آنها به دو دوست روایت می‌کند و اینکه چگونه رومی شروع به تغییر می‌کند و چگونه مردم از شمس و خانواده مولوی نفرت پیدا می‌کنند.

بخش دیگر کتاب رمان ملت عشق، به روایت اللا می پردازد که به شدت تحت تاثیر کتاب کفر شیرین قرار می‌گیرد و با فرستادن ایمیل موجبات آشنایی خود با عزیز را پی ریزی می‌کند. داستان زندگی اللا در طی همین نامه‌های الکترونیکی، باعث جرقۀ عشقی در درون او میشود که حاضر است تا از فرزندان، شوهر و هر چیز دیگری در زندگی‌اش به خاطر آن بگذرد.

الیف شافاک نويسنده کتاب رمان ملت عشق از منظرهای گوناگون گاهی از دیدگاه شمس، گاهی گدا، گاهی رومی یا زن روسپی یا حتی خانواده رومی، داستان عزیز را روایت می‌کند. بخش اعظم کتاب دربارۀ ارتباط و احوالات مولوی و شمس است و سعی شده است تا از نگاه و زاویه های گوناگون که درحقیقت همان شخصیت های داستان هستند به این دو نفر پرداخته شود. شگفتی این رمان در رفت و برگشت های پی در پی خواننده در زمان حال و گذشته است و به دنبال این است که نشان دهد درک زندگی چیزی فراتر از زمان و مکان و سن و سال است. نویسنده کتاب به قدرت عشق که تغییری عجیب در زندگی انسان ها ایجاد می کند، سخن می گوید و از معنایی که به واسطه‌ی تجربه‌ی عشق انسان‌ها در زندگی خود می‌توانند درک کنند، صحبت می کند.

خلاصه ای از کتاب رمان ملت عشق

داستان در دو خط زمانی گذشته و حال رخ می دهد. اولی در قرن هفتم هجری در قونیه در جریان است. در آن زمان مولانا به عنوان عالمی بزرگ در شهر قونیه میان مردم شهرت داشت که مردم و طبقه‌ی حاکم برای او احترام بسیاری قائل بودند. در هما زمان شمس تبریزی در آستانه‌ی چهل سالگی خویش این احساس را دارد که به زودی از دنیا خواهد رفت و باید از چهل قانون عشقی که در زندگی خویش درک کرده برای کسی بازگو نماید. دیدار میان صوفی و عالم و ماجراهایی که در این میان میفتد خواننده را تا آخر داستان درگیر می‌کند.
دومین روایت داستان در قرن 21 در بوستون آمریکا رخ می دهد. زمانی که اللا روبینشتاین در آستانه‌ی چهل سالگی است و به تازگی ویراستاری کتابی را پذیرفته است. اللا که گرفتار نوعی رخوت و روزمرگی شده است و زندگی خویش را از جنبه‌های متفاوت مشکل دار می بیند با پذیرش ویراستاری کتاب «چهل قانون عشق» که در واقع همان ماجرای دیدار شمس و مولاناست، به شدت تحت تاثیر کتاب قرار می‌گیرد.

خوانشی از کتاب رمان ملت عشق

• متاسفانه در این دنیا چشم بیشتر مردم دنبال طبق دیگران است. از خود می پرسند فلانی چقدر پول دارد، مال و املاکش چقدر است؟ به توچه مرد! سرت توی کار خودت باشد! تو به راه خودت برو، من هم به راه خودم. آخر سر هم تشخیص این که راه تو درست بوده یا راه من، نه وظیفۀ من است نه وظیفۀ تو.

• قاعدۀ شانزدهم: خدا بی نقص و کامل است، او را دوست داشتن آسان است. دشوار آن است که انسان فانی را با خطا و صوابش دوست داشته باشی. فراموش نکن که انسان هر چیزی را فقط تا آن حد که دوستش دارد، می تواند بشناسد. پس تا دیگری را حقیقتاً در آغوش نکشی، تا آفریده را به آفریدگار دوست نداشته باشی، نه به قدر کافی ممکن است بدانی، نه به قدر کافی ممکن است دوست داشته باشی.

• این حرف ها دلم را به درد می آورد. آدم ها چطور می توانند دربارۀ کسی که اصلاً نمی شناسندش این وطری وراجی کنند؟ چقدر از حقیقت فاصله دارند! عمقِ پیوند معنوی پدرم با شمس را درک نمی کنند. پیداست قرآن را هم نمی خوانند. چون اگر خوانده بودند، می دانستند قصه های محبت معنوی شبیه این در قرآن هم هست.