طلاق

فشار اجتماعی برای ماندن در روابط خشونت‌آمیز

فشار اجتماعی برای ماندن در روابط خشونت‌آمیز
  • بازماندگان اغلب با فشار خانواده، فرهنگ و جوامع مذهبی برای ماندن در روابط خشونت‌آمیز مواجه می‌شوند.
  • این پیام‌ها می‌توانند شک به خود را تقویت کرده و ترک رابطه را برای بازماندگان دشوارتر کنند.
  • ترک خشونت اغلب به معنای سوگواری در روابط، هویت، جامعه و آینده‌ای است که زمانی تصور می‌کردیم.

ما اغلب از بازماندگان خشونت خانگی می‌پرسیم: “چرا نرفتید؟” اما به ندرت سوال مهم‌تری می‌پرسیم: چه کسی به آنها گفت که بمانند؟

رزا سرانجام پس از تحمل سال‌ها آزار روانی و جسمی سعی کرد آنجا را ترک کند. وقتی شوهرش خشم خود را متوجه دختر کوچکترشان کرد، او می‌دانست که نمی‌تواند یک روز دیگر بماند. او چمدانش را بست و به خانه مادرش در ایالت همسایه رفت. اما به جای یافتن امنیت، با ناامیدی روبرو شد. وقتی رسید، مادرش از او استقبال نکرد. “شما نمی‌توانید فقط بروید، شما ازدواج کرده‌اید. مردم چه فکری خواهند کرد؟” رزا احساس کرد که هوا از ریه‌هایش خارج می‌شود. مادرش به آرامی گفت: “ازدواج سخت است،” و انگار که یک لیوان چای سرد به او تعارف می‌کرد. “اما باید کاری کنی که این رابطه به نتیجه برسد.”

رزا به سمت شوهرش برگشت، در حالی که جای دیگری برای رفتن نداشت.

داستان رزا غیرمعمول نیست. بسیاری از بیماران من توصیف کرده‌اند که به عزیزانشان نزدیک شده‌اند، اما آنها – گاهی به آرامی، گاهی با قاطعیت – آنها را به ماندن تشویق کرده‌اند. بسیاری از آنها خانواده و دوستانی را توصیف کرده‌اند که وقتی آنها در مورد آنها صحبت می‌کردند، آنها را به ماندن در شرایطشان تشویق می‌کردند: “اوضاع بهتر می‌شود؛ به بچه‌ها فکر کن.” “شاید منظورشان این نبود.” یا “شاید باید مشاوره را امتحان کنی.”

این نظرات می‌توانند ناخواسته شک و تردیدی را که سوءاستفاده از قبل ایجاد کرده است، تقویت کنند. بازماندگان ممکن است شروع به زیر سوال بردن این کنند که آیا بیش از حد واکنش نشان می‌دهند یا انتظار زیادی دارند.

در حالی که بازماندگان از هر جنسیتی می‌توانند این فشارها را تجربه کنند، زنان اغلب طوری تربیت می‌شوند که مسئولیت بیشتری برای حفظ روابط بر عهده بگیرند و این امر آنها را به ویژه در برابر شرم ناشی از رابطه آسیب‌پذیر می‌کند. از سنین پایین، بسیاری از زنان پیام‌هایی دریافت می‌کنند که ارزش آنها با توانایی آنها در حفظ رابطه سنجیده می‌شود. به آنها آموخته می‌شود که سازش کنند، ببخشند، پرورش دهند و تحمل کنند. وقتی یک رابطه پایان می‌یابد، اغلب این سوال مطرح می‌شود: “او چه کار متفاوتی می‌توانست انجام دهد؟” به جای اینکه بگویند «چه اتفاقی برایش افتاده؟»

ایمان و فرهنگ به طور یکسان مدت‌هاست به زنان آموخته‌اند که ارزش آنها در توانایی‌شان در حفظ یک رابطه نهفته است. مسئولیت سازش به طور نامتناسبی بر دوش زنان گذاشته شده است و اگر رابطه‌ای پایان یابد، این تمایل وجود دارد که از خود بپرسیم چگونه زن نتوانسته انتظارات را برآورده کند. برخی از ما با والدین و خانواده‌ی گسترده‌ای بزرگ شده‌ایم که به ما آموخته‌اند جدایی را به عنوان نشان بی‌آبرویی برای یک زن ببینیم، همانطور که آنها این کار را کردند. به عنوان بزرگسالان، اکنون می‌توانیم تصمیمات آگاهانه‌تری بگیریم، اما به چالش کشیدن آن سیستم‌های اعتقادی ریشه‌دار کار سختی است و انجام این کار عواقبی به همراه دارد. ذهنیت فرهنگی زنان در روابط، بسیاری از قربانیان را از حمایت کم یا بدون حمایت خانواده رها می‌کند.

وقتی مردم می‌پرسند که چرا بازماندگان روابط خشونت‌آمیز را ترک نمی‌کنند، اغلب بر شریک خشونت‌آمیز تمرکز می‌کنند. اما بسیاری از بازماندگان نیز با پیام‌های قدرتمندی از خانواده، فرهنگ، مذهب و جامعه دست و پنجه نرم می‌کنند که به آنها می‌گوید ترک رابطه یک شکست است. بسیاری در حال گذر از غم و اندوه پیش‌بینی‌شده‌ی ناامید کردن دیگران و سوگواری برای زندگی‌ای هستند که برای ساختن آن فوق‌العاده سخت تلاش کرده‌اند. ترک کردن اغلب به معنای سوگواری نه تنها برای رابطه، بلکه برای آینده‌ای که تصور می‌کردند، هویتی که ساختند، خانواده‌ای که امیدوار بودند حفظ کنند و گاهی اوقات ارتباطشان با افراد و جوامعی که بیشتر دوستشان دارند، است.

امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *