خیانت, مشاوره خانواده

خیانت | واقعیت های علمی درباره ی پدیده خیانت

خیانت واژه ای دردناک! واژه خیانت آن هم خیانت زناشوئی که طیفی از انواع خیانت عاطفی تا جنسی را در بر می گیرد، نگران کننده و ترسناک است. پژوهش های متعدد نشان می دهند مسئله خیانت در جامعه ایران به عنوان یک نگرانی رو به رشد مطرح است که با ناپایداری در روابط و نرخ بالای طلاق همراه است. رخداد این مسئله برای بسیاری از زوج ها و خانواده ها دردناک است. خیانت در تعهد زناشویی آسیب زننده ترین مشکلی است که تمامی رابطه زناشویی را متاثر از خود می سازد.

اگر بخواهیم یک تعریف کلی از خیانت بگوییم، عبارت است از سوء استفاده از اعتماد شخص یا یک گروه و انجام عملی که آن ها را از لحاظ مادی یا معنوی متضرر سازد. در حقیقت خیانت یعنی زیرپا گذاشتن قراردادی که بین دو نفر یا یک گروه بسته شده است.

تعاریفی از خیانت در روابط زناشویی:

افراد معمولاً با امیدهای فراوان به ازدواج مبادرت می کنند و تمایل دارند که درباره ی شانس موفقیت ازدواج خود خوشبین باشند؛ به همین خاطر خیانت می تواند برای مردم معانی گوناگونی داشته باشد. برای برخی از افراد، به معنای داشتن رابطه جنسی و برای برخی دیگر به معنای داشتن رابطه عاطفی پنهانی با فرد دیگر به جز همسر باشد. بلو و هارتنت (2005) خیانت را به معنای داشتن هرگونه رابطه ی جنسی یا عاطفی به صورت پنهانی می دانند که تعهد رابطه ی زناشویی را نقض میکند و پیتمن(1989) هرگونه روابط جنسی یا ارتباط عاطفی خارج از چارچوب روابط زناشویی به صورت مخفیانه باشد و تهدیدی برای زندگی زناشویی محسوب شود، به عنوان خیانت تعریف می کند.

کاپلان و سادوک (2007) خیانت را ارتباط جنسی با شخص سوم خارج از روابط زناشویی می دانند. نایت (2010) حیطه ی گسترده تری را قائل می شود و خیانت را داشتن رابطه ی جنسی یا عاطفی یا اینترنتی و یا ترکیبی از آن ها می داند. به عبارت دیگر، لازم نیست تنها رابطه ی جنسی انجام گیرد تا بتوانیم خیانت بنامیم، بلکه هر ارتباطی با فرد غیرهم جنس، که از همسر پنهان شود، یک رابطه ی فرازناشویی محسوب می شود.

خیانت از نگاه سوزان جانسون این گونه است خیانت زناشویی، “تخریب گر بالقوه ای” است که دل بستگی ایمن زوج ها را تهدید و نیازهای دل بستگی و ترس آنها را بیش از پیش فعال می سازد و خیانت را زمینه ساز بحران هایی می داند که روابط عاطفی زوج ها را کاهش و پیوندهای ارتباطی و ایمن میان آن ها را سست می گرداند. پژوهشگران اسامی و تعاریف مختلفی برای این پدیده در نظر گرفته اند، اما جنبه¬ی مشترک همه ی آن ها، پنهانی بودن آن است.

عوامل زمینه ساز خیانت :

خیانت یک مشکل جدید نیست، زوج ها برای چندین سال تحت تأثیر آن هستند و می تواند چالش مهمی برای زوج شود و یکی از سخت ترین مشکلات برای درمان است. پژوهشگران باور دارند که خیانت نشانه های کاستی در رابطه ی زوجین است و تنها در روابط ملال آور اتفاق می افتد. اما در پژوهشی که عیسی نژاد و باقری (1395) انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که تنها نبود رضایت زناشویی، شاخص خیانت نیست، بلکه عواملی مانند همسرگزینی فراخور (جفت شدن شریک ها و ویژگی های همسان)، مسائل جنسی، کمرنگ شدن شکاف جنسیتی نیروی کار و همکاران جنس ناهمسان، نگرش سهل انگارانه به روابط نیز میتواند موثر باشد.

نارضایتی و رضایت کم در روابط آغازین تمایل به شرکت در روابط خارج زناشویی را افزایش می دهد. براوو و لیکین (2010) در مدلی که جهت تبیین خیانت های زناشویی ارائه می دهند، یکی از مهم ترین عوامل موثر در رخداد این پدیده را نیازهای برآورده نشده و نقایص موجود در پاسخ دهی همدلانه و خستگی عنوان میکنند که همگی عواملی هستند که اثرگذاری مستقیم بر کاهش رضایت زناشویی دارند. هرچند گاهی اوقات میتواند به خاطر این دلایل ازجمله :کنجکاوی، تنوع طلبی، انگیزه تجربه کردن، مبارزه با ناکارآمدی، کسب اعتماد به نفس، گریز از واقعیت، مشکلاتی در رابطه با صمیمیت، انتقام و کنجکاوی جنسی باعث شود که افراد وارد رابطه فرازناشویی  شوند.

هرچند دلایل قطعی برای خیانت زناشویی یافت نشده است، اما بد نیست به نتایج بدست آمده در این پژوهش ها نیز نگاهی بیندازیم تا کمی بیشتر اطلاعات در خصوص شکل گیری این پدیده بدست آوریم؛ گلاس و رایت (1988) انتقام از همسر، فرار از کسالت، کسب احترام و شناخت، احساس جوانی، احساس درک شدن، تجربه همنشینی، ارتقا اعتماد به نفس و عزت نفس، و تحریک ذهنی را علل خیانت زناشویی می دانند. به اعتقاد اپن هیمر (2007) همسر بی وفا، به این علت دست به خیانت می زند که انتقام خود را به والدی که با او تعارض داشته بگیرد؛

در حقیقت از نگاه این پژوهشگر، ازدواج، عرصه ای است که در آن، رفتار همسران براساس تعامل آن ها با والدنیشان در کودکی شکل گرفته است، به عبارتی زوجین تعامل واقع بینانه با همسرانشان را کنار گذاشته و براساس فرافکنی های والدین خود با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند؛ همین امر سبب می شود همسر خیانت کار، همسر آسیب دیده خود را به تدریج شبیه والد خود ببیند که موجب پیمان شکنی و بی وفایی در زندگی زناشویی می شود. در واقع تعارض های درونی حل نشده خانواده مبدأ، کماکان در روابط صمیمی آتی با همسر برون ریزی یا تکرار می شود. به نظر می رسد افراد با وسواس های عشقی و روابط فرازناشویی احساس از دست دادن چیزی را در دوران کودکی داشته اند که هرگز نتوانسته اند برای آن جایگزینی پیدا کنند. کیفیت و الگوی دلبستگی در روابط عاشقانه بزرگسالی ممکن است شبیه الگوی دلبستگی فرد در رابطه با والدین خود باشد.

عوارض خیانت:

خیانت زناشویی یک آسیب چندبعدی است که افزون بر زوجین، دیگر اعضای خانواده و حتی جامعه را در معرض خطر فروپاشی قرار میدهد. روابط پنهانی خارج از حیطه ی زناشویی می تواند پیامدهای عاطفی شدیدی در زوجین ایجاد کند؛ نشانه هایی شبیه اختلال استرس پس از سانحه و یا احساساتی مانند افسردگی، خشم، ناامیدی، عدم اعتماد به نفس، از دست دادن هویت و احساس بی ارزشی در همسری شود که به او خیانت شده است. همچنین باعث بروز احساس تردید، افسردگی و احساس گناه در همسری که مرتکب خیانت شده است، نیز شود.

ناآرامی شدید عاطفی پس از افشای خیانت زناشویی، اغلب با آشفتگی شناختی همراه است. یکی از اختلالات مهم تجربه شده توسط همسری که به او خیانت شده، نشخوار فکری شدید درباره این رویداد است که می تواند آنقدر شدید و غیرقابل کنترل باشد که عملکرد روزانه و تمرکز فرد اختلال ایجاد کند. پاسخ شناختی مهم دیگری که موقع کشف رابطه ی فرازناشویی ابراز می شود، تغییر در باورهای فرد نسبت به همسر و رابطه با او می باشد. شخص نمیتواند بیش از این به همسرش اعتماد داشته باشد و در رابطه با او احساس امنیت کند. پژوهش ها نشان داده اند که پیامدهای زیان بار خیانت می تواند برای زمان طولانی و شاید برای همیشه تدوام داشته باشد مگر اینکه زوجین درمان مناسبی دریافت کنند.

 

نگارنده: زینب پندار، دانشجوی دکترای مشاوره تخصصی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *