مشاوره فردی و روان درمانی

روانشناسی مثبت گرا چه چیزی به ما می آموزد؟

روانشناسی مثبت گرا یک شاخه جدید از روانشناسی است که توسط مارتین سلیگمن برای اولین بار به صورت رسمی در سال 2000 به جامعه روانشناسی معرفی شد. این شاخه از روانشناسی به بررسی شرایط و فرایندهایی می پردازد که به شکوفایی و کارکرد بهتر افراد کمک می کند. در واقع این علم فرایند شکوفایی و رشد افراد را بررسی می کند، افرادی که معمولی هستند و توانمندی هایی در حد بقیه افراد اطرافشان دارند اما به موفقیت و شکوفایی دست یافتند. روانشناسی مثبت گرا تجربیات مثبت و ویژگی های شخصیتی افراد خودشکوفا را بررسی می کند تا دریابد که چه شرایط می تواند فرایند شکوفایی افراد را تسهیل کند.

در واقع تعریفی که روانشناسی مثبت گرا از روانشناسی ارائه می دهد به جای اینکه بر نقاط ضعف و اختلالات و نقص های انسان تأکید داشته باشد و به دنبال درمان آنها باشد به توانمندی ها و نقاط قوت افراد تأکید دارد و باور دارد که انسان ها می توانند با استفاده از همین توانمندی ها و پرورش دادن آنها به سمت رشد، شکوفایی و بارور کردن زندگی خود حرکت کنند.

روانشناسی مثبت گرا در جست و جوی چه چیزی است؟

این دیدگاه همواره سعی کرده که نگاه مثبتی به زندگی انسان داشته باشد و این نگاه را در افراد پرورش دهد، به انسان ها کمک می کند بتوانند نقاط قوت خود را بشناسند و آنها را تقویت کنند؛ صفات و ویژگی های شخصیتی مثبت خود را شناسایی کنند و بتوانند ویژگی های مثبت را در خود پرورش دهند. این دیدگاه در کل به دنبال توانمند کردن انسان با تأکید بر ویژگی های مثبت افراد است.

روانشناسی مثبت گرا می خواهد چه چیزی را اثبات کند؟

روانشناسی مثبت گرا پشتوانة پژوهشی زیادی دارد و سردمداران این شاخه از روانشناسی به تحقیقات وسیعی در این زمینه پرداختند. سلیگمن در پژوهش های گستردة خود به این نتیجه شگفت انگیز دست یافت که انسان ها علاوه بر اینکه درماندگی و ناتوانی در برابر موقعیت های گوناگون زندگی را می آموزند و پرورش می دهند؛ این قابلیت را نیز دارند که توانمندی هایی مانند اعتماد به نفس را بیاموزند و در خود پرورش دهند و همان طور که بدبینی آموخته می شود، خوشبینی هم می تواند آموخته شود و رشد یابد.

شاید اغراق نباشد اگر گفته شود تلاش های روانشناسی مثبت گرا این است که روانشناسی و علم آن را از اتاق درمان و نگاه بیمارانگارانه به افراد بیرون بیاورد و آن را وارد زندگی روزمره افراد کند تا آنها دریابند که می توانند روانشناسی را در زندگی خود به کار بگیرند و از دستاوردهای آن برای رشد و ارتقای شخصی خود استفاده کنند و در مسیر روبه جلوی رشد و بالندگی حرکت کنند.

این رویکر یک رویکرد سلامت محور است و به پیشگیری، بیشتر از درمان اهمیت می دهد. روانشناسان این رویکرد به جای اینکه در اتاق درمان منتظر بیمارانی با اختلالاتی روانی مانند افسردگی باشند؛ وارد جامعه می شوند و به انسان ها می آموزند که با ایجاد تغییرات کوچکی در دیدگاهشان به زندگی می توانند تغییرات گسترده ای را در کیفیت زندگی و بهزیستی روانی خود شاهد باشند.

این رویکرد نه تنها به ما نمی گوید که تنها بر نقاط قوت و رویداد های مثبت زندگی تأکید کنیم و رویدادهای منفی زندگی را نبینیم؛ بلکه برعکس به ما یادآوری می کند که این توانمندی را داریم که بتوانیم این رویدادهای منفی را شناسایی کنیم و آنها را تغییر دهیم. این رویکرد قصد دارد بگوید ویژگی های مثبت افراد و توانمندی های افراد هم به اندازه نقاط ضعف و اختلالات مهم هستند و باید به همان اندازه به آنها توجه شود. در واقع به همان اندازه که به دنبال درمان اختلالات و برطرف کردن نقاط ضعف هستیم در پی توجه، تقویت و پرورش نقاط قوت و توانمندی ها هم باشیم.

روانشناسی مثبت گرا چه موضوعاتی را در برمی گیرد؟

این رویکرد موضوعات گسترده ای را در برمی گیرد و به تحقیق و پژوهش در مورد آنها می پردازد تا به تأثیر آنها در زندگی انسان پی ببرد. موضوعاتی مانند: خلاقیت، شیوه های مثبت رویارویی با مشکلات و چالش ها، تاب آوری، مدیریت هیجان ها و هوش هیجانی، شکوفایی، صفات مثبت انسانی( عشق، پختگی، میل به رشد) و انگیزش و هدف گذاری ، معنا و…
یافته های پژوهشی روانشناسی مثبت گرا

به طور مثال پژوهش های بسیاری نشان داده اند که آموزش های شکوفایی می تواند بر کاهش افسردگی، اضطراب و استرس افراد تاثیر داشته باشند. همچنین افرادی که خوشبین تر هستند و نگاه مثبت تری به زندگی دارند در ارزیابی خودشان از صفات مثبت تری استفاده می کنند و در روبه رو شدن با چالش های زندگی توانمندی بیشتری از خود نشان می دهند.

مطالعات بسیاری نشان دادند افرادی که در جستو جوی معنایی برای زندگی خود هستند و هدفی را در زندگی دنبال می کنند و آن هدف آنقدر برای آنها ارزشمند است که حاضرند تمام عمر خود را وقف آن کنند، انسان های رضایتمند تر و خشنود تری هستند و با پشتکار بیشتری برای رسیدن به اهداف خود در تلاش هستند.

آموزش های مثبت نگری بر افراد و تصویری که افراد از خود در زندگی می سازند نیز تأثیرات مثبتی داشته و این آموزش ها باعث شده است افراد خود و ویژگی های ظاهری خود را به شکل مثبتی ارزیابی کنند و میزان رضایت بیشتری از خود داشته باشند و خود را ارزشمند بدانند.

در کل آموزه های روانشناسی مثبت گرا تأثیرات چشمگیری بر افزایش کیفیت و بهزیستی زندگی افراد داشته است.پژوهش ها در این حوزه همچنان ادامه دارد و در پی این است که تأثیر مؤلفه های گوناگون مثبت گرایی را در ارتقای کیفیت زندگی افراد و توانمند شدن افراد در زندگی بررسی کند.

کتاب های معروف روانشناسی مثبت گرا:

کتاب های زیادی در زمینه مثبت گرایی و مفاهیم گوناگونی که در دل خود جای داده است نگاشته شده است که در اینجا به معروف ترین و پرفروش ترین آنها اشاره می شود:

شکوفایی: این کتاب اثر مارتین سلیگمن است و به افراد کمک می کند تا به شکوفا شدن برسند. این کتاب معروفترین کتاب در این حوزه می باشد.

روانشناسی کشف و اختراع: این کتاب اثر میهای چیکسنت میهای است که به شما کمک می کند تا به یک فرد خلاق تبدیل شوید.

فضایل و توانمندی های شخصیت: این کتاب اثر کریستوفر پترسون از سردمداران مثبت گراست که در آن به طبقه بندی مفصلی از توانمندی ها پرداخته و شما را قدم به قم به سمت سلامتی هدایت می کند.

طرز فکر: کارول دوک مؤلف این کتاب به این موضوع پرداخته که طرز فکر و باورهای ما چگونه می تواند بر توانمندی های ما تأثیر بگذارد.

شیرجه در خوشبختی: اثر دانیل گیلبرت است. این کتاب فوق العاده پرفروش به ما یادآوری می کند که چطور پیش بینی های اشتباه ما درباره آینده بر عملکرد ما تأثیر منفی میگذارد و باعث نارضایتی ما از زندگی می شود.

 

 

گرداورنده: آمنه کشاورز، کارشناسی ارشد مشاوره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.